کلمه جو
صفحه اصلی

chafing dish


دیگ یا ظرفی که زیرش چراغ دارد (برای گرم نگهداشتن خوراک سر سفره)، اتشدان، منقل

انگلیسی به فارسی

دیگ یا ظرفی که زیرش چراغ دارد (برای گرم نگه‌داشتن خوراک سر سفره)


سایش ظرف


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a lidded dish or pot, supported on a metal frame with a candle or other heating device beneath it, and used to cook food at the table or keep it hot.

• pot or dish used for cooking or for keeping food warm on the table; mobile vessel for holding charcoal

جملات نمونه

1. Which does the characteristic chafing dish brand have?
[ترجمه ترگمان]این برند غذای مشخصه چه چیزی دارد؟
[ترجمه گوگل]کدام یک از مارک های مخصوص ظروف چاق کننده؟

2. Special chafing dish . Delicious in taste . Welcome to try.
[ترجمه ترگمان]غذای ویژه خوش مزه ست خوش اومدی
[ترجمه گوگل]ظرف مخصوص تمیز کردن طعم خوشمزه است خوش آمدید به سعی کنید

3. Which chafing dish store do there is in Wuxi Chng An district temple pedestrian street nearby?
[ترجمه ترگمان]کدام یک از فروشگاه های مواد غذایی در ووکسی Chng یک خیابان پیاده رو در ناحیه مجاور وجود دارد؟
[ترجمه گوگل]کدام فروشگاه غذای خیس کردن در Wuxi Chng در خیابان پیاده رو معبد منطقه وجود دارد؟

4. Her stomach Russia, we proposed to rinse small chafing dish.
[ترجمه ترگمان]شکم او روسیه بود و ما پیشنهاد کردیم که غذای گرم را با آب آبکشی کنید
[ترجمه گوگل]معدهاش روسیه، ما پیشنهاد دادیم که ظرف کوچک خرد کن را بشوییم

5. The chafing dish is served, sir, for the dish.
[ترجمه ترگمان]غذای مورد علاقه شدید است، قربان غذای مورد علاقه من است
[ترجمه گوگل]ظرف غذای خالی، آقا، برای ظرف است

6. Forget the chafing dish. Just give me the money.
[ترجمه ترگمان] غذا رو فراموش کن فقط پول رو بده به من
[ترجمه گوگل]فراموش کردن ظرف خالی فقط پولم را بده

7. We made coffee in a chafing dish.
[ترجمه ترگمان] توی ظرف غذا قهوه درست کردیم
[ترجمه گوگل]ما قهوه ای را در یک ظرف خالی ریختیم

8. Processing technology and product characteristics of delicious and piquant chafing dish seasoning were discussed mostly.
[ترجمه ترگمان]تکنولوژی پردازش و ویژگی های محصول چاشنی غذای خوش مزه و سرگرم کننده بیشتر مورد بحث قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تکنولوژی پردازش و ویژگی های محصول طعم و مزه خوشمزه و پکیچ پختن غذا به طور عمده مورد بحث قرار گرفت

9. The industry insider pays enlist for reporter:Imprimis, don't go those an enter a thumb latch the aroma pressing chafing dish store.
[ترجمه ترگمان]کارمند داخلی این صنعت هزینه ثبت نام گزارشگر را می پردازد: Imprimis، آن هایی را که وارد یک لچ انگشت، بوی عطر و مغازه غذا را وارد می کنند، دنبال نمی کنند
[ترجمه گوگل]صنعت داخلی خود را برای خبرنگاران سرمایه گذاری می کند، به کسانی که آن را وارد کنید یک قلم را وارد کنید فریزر عطر با فشار دادن فروشگاه ظروف خمیر

10. It can quickly be processed special flavorous and genuine mutton's chafing dish supplemented season wrap.
[ترجمه ترگمان]این غذا می تواند به سرعت فرآوری شود و غذای گرم و غذای گرم برای غذای فصل تکمیل شود
[ترجمه گوگل]آن را می توان به سرعت پردازش چاشنی مخصوص گوشت خوک و گوشت خوک به طور کامل اضافه بسته بندی فصل

11. Wine - cups and chopsticks were laid out and a delicious sizzling sound came from the chafing dish.
[ترجمه ترگمان]صدای جلز و ولز کنان از ظرف غذا بیرون آمد و بعد صدای جلز و ولز کنان از ظرف غذا بیرون آمد
[ترجمه گوگل]شراب - فنجان ها و چاشنی های چینی گذاشته شد و یک صدای خیره کننده خوشمزه از ظرف پخته شد

12. Along with the air temperature gradual decline, the res of favour that become dicast of the caloric, hot provisions, the chafing dish is also the frequent caller on the dinner table of people.
[ترجمه ترگمان]همراه با کاهش تدریجی دما و کاهش تدریجی، مقداری که به مواد کالری و غذای گرم تبدیل می شود، غذا خوری مکرر در میز شام مردم است
[ترجمه گوگل]همراه با کاهش درجه حرارت هوا تدریجی، از طرفی که از مقادیر کالری، گرم و خنک کننده برخوردار می شود، ظرف غذای خنک کننده نیز صاحب مکرر در میز غذای مردم است

پیشنهاد کاربران

ظرف سوفله خوری

منقل


کلمات دیگر: