کلمه جو
صفحه اصلی

stand firm


(علی رغم شکست و تهدید و غیره) پایدار ماندن، مصمم باقی ماندن

انگلیسی به فارسی

ثابت بمان


انگلیسی به انگلیسی

• stand strong, be strong

جملات نمونه

1. We stand firm on these principles.
[ترجمه ترگمان]ما بر روی این اصول استوار هستیم
[ترجمه گوگل]ما بر این اصول پایبند هستیم

2. The government continued to stand firm and no concessions were made.
[ترجمه ترگمان]دولت همچنان پابرجا ماند و هیچ امتیازی به دست نیامد
[ترجمه گوگل]دولت همچنان مستحکم ایستاد و هیچ امتیازی نداشت

3. Jones is urging Christians to stand firm against abortion.
[ترجمه ترگمان]جونز مسیحیان را به ایستادگی در برابر سقط جنین ترغیب می کند
[ترجمه گوگل]جونز از مسیحیان خواسته است که در برابر سقط جنین ایستادگی کنند

4. Stand firm on your decision and you're more likely to get the result you want.
[ترجمه ترگمان]در تصمیم خود محکم بایستید و به احتمال زیاد به نتیجه ای که می خواهید دست یابید
[ترجمه گوگل]بر اساس تصمیم خود پایبند باشید و بیشتر به نتیجه ای که می خواهید می رسید

5. Trade unions are pressing him to stand firm.
[ترجمه ترگمان]اتحادیه های کارگری به او فشار می آورند تا محکم بایستند
[ترجمه گوگل]اتحادیه های صنفی به او فشار می آورند تا ثابت بماند

6. Difficulty of devising a structure that will stand firm yet will not be over-heavy, he wrote.
[ترجمه ترگمان]او نوشت که سخت کردن ساختاری که محکم استوار باشد، سنگین نخواهد بود
[ترجمه گوگل]او نوشت که دشواری طراحی یک ساختار که هنوز ثابت خواهد ماند، بیش از حد سنگین نخواهد بود

7. I realized I would have to stand firm about the can opener or risk losing my authority over Tam and Richie.
[ترجمه ترگمان]متوجه شدم که باید در مورد شروع کننده بازی بایستم یا ریسک از دست دادن قدرت من بر تام و ریچی
[ترجمه گوگل]من متوجه شدم که باید در مورد بازوی کاپیتان بایستم و یا از دست دادن قدرتم بر تام و ریچی

8. The imams condemn them, but they stand firm.
[ترجمه ترگمان]امامان آن ها را محکوم می کنند، اما آن ها محکم ایستاده اند
[ترجمه گوگل]امامان آنها را محکوم می کنند، اما ثابت می کنند

9. It would be better to stand firm, gain respect, and pick up the pieces later.
[ترجمه ترگمان]بهتر است که محکم بایستید، احترام کسب کنید، و بعد قطعات را بردارید
[ترجمه گوگل]بهتر است پایدار باشیم، احترام بگذاریم و بعد قطعات را انتخاب کنیم

10. He could no longer stand firm on his feet.
[ترجمه ترگمان]دیگر نمی توانست روی پای خود استوار باشد
[ترجمه گوگل]او دیگر نمیتوانست روی پایش ایستاده باشد

11. If you stand firm, we can hardly come to term.
[ترجمه ترگمان]اگر محکم بایستید، به سختی می توانیم واژه را به دست آوریم
[ترجمه گوگل]اگر شما پایبند باشید، ما به سختی می توانیم به آن برسیم

12. They waver while the latter stand firm, they equivocate while the latter are forthright.
[ترجمه ترگمان]آن ها در حالی که در جایگاه دوم شرکت می کنند دودل می شوند، در حالی که این دو نفر یکدیگر را صریح و صریح بیان می کنند
[ترجمه گوگل]آنها در حال غرق شدن هستند، در حالی که دومی ایستادگی می کنند، در حالی که دومی راست می گویند، آنها را درهم می شکند

13. Stand firm and hold it tight.
[ترجمه ترگمان]محکم بشین و محکم نگهش دار
[ترجمه گوگل]پای راست بگذارید و آن را محکم نگه دارید

14. Together, we can stand firm in trials and walk straight in the narrow way.
[ترجمه ترگمان]ما با هم می توانیم در محاکمه شرکت کنیم و مستقیم به راه باریک برویم
[ترجمه گوگل]با هم، ما می توانیم مستقیما در دادگاه ایستاده و راه مستقیم در راه باریک راه برویم

پیشنهاد کاربران

سر حرفت وایسا

محکم ایستادن، پافشاری کردن


کلمات دیگر: