(خودمانی) آدم مغرور و خودنما، اهل فیس و افاده، ادم خوش ظاهر وتوخالی
stuffed shirt
(خودمانی) آدم مغرور و خودنما، اهل فیس و افاده، ادم خوش ظاهر وتوخالی
انگلیسی به فارسی
آدم خوش ظاهر و توخالی
پیراهن پر شده، ادم خوش ظاهر و توخالی
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a smug, pompous, self-satisfied, or inflexible person.
• (slang) pompous and conceited person
if you describe someone as a stuffed shirt, you mean that they are extremely formal, old-fashioned, and pompous; an informal expression.
if you describe someone as a stuffed shirt, you mean that they are extremely formal, old-fashioned, and pompous; an informal expression.
مترادف و متضاد
bore
Synonyms: blimp, bloated aristocrat, pompous ass, pompous person, twit
جملات نمونه
1. Marcus was a true intellectual stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان] مارکوس \"یه پیرهن مصنوعی واقعی بود\"
[ترجمه گوگل]مارکوس یک پیراهن واقعی روشنفکر بود
[ترجمه گوگل]مارکوس یک پیراهن واقعی روشنفکر بود
2. Modigliani clearly felt no empathy towards the stuffed shirt towering above his wife.
[ترجمه ترگمان]کاملا واضح بود که احساس همدردی نسبت به پیراهن خشک شده بالای همسرش احساس نمی کرد
[ترجمه گوگل]مودیلیانی به شدت احساس همدلی نسبت به پیراهن پر شده بالای همسرش نداشت
[ترجمه گوگل]مودیلیانی به شدت احساس همدلی نسبت به پیراهن پر شده بالای همسرش نداشت
3. That new employee is a stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان]اون کارمند تازه یه پیرهن خشک شده داره
[ترجمه گوگل]این کارمند جدید پیراهن پر شده است
[ترجمه گوگل]این کارمند جدید پیراهن پر شده است
4. That man is a stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان]اون مرد یه پیرهن خشک شده هست
[ترجمه گوگل]این مرد یک پیراهن پر شده است
[ترجمه گوگل]این مرد یک پیراهن پر شده است
5. He's nothing but a stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان]او چیزی جز یک پیراهن خشک شده ندارد
[ترجمه گوگل]او چیزی جز یک پیراهن پر شده نیست
[ترجمه گوگل]او چیزی جز یک پیراهن پر شده نیست
6. He only seems like a stuffed shirt when you first meet him.
[ترجمه ترگمان] اون فقط یه پیرهن خشک شده هست که تو اولین بار باه اش آشنا شدی
[ترجمه گوگل]او فقط زمانی که شما برای اولین بار او را ملاقات می کنید مثل یک پیراهن پر شده است
[ترجمه گوگل]او فقط زمانی که شما برای اولین بار او را ملاقات می کنید مثل یک پیراهن پر شده است
7. Mr. Wang considers himself to be a stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان]آقای ونگ خودش رو تبدیل به یه تی شرت می کنه
[ترجمه گوگل]آقای وانگ خود را به عنوان یک پیراهن پر می کند
[ترجمه گوگل]آقای وانگ خود را به عنوان یک پیراهن پر می کند
8. Brown isn't stuffed shirt like Leland -- he's a friendly, informal guy like us ordinary people.
[ترجمه ترگمان]قهوه ای مثل Leland نیست - او یک آدم خودمانی و غیر رسمی مثل ما مردم معمولی است
[ترجمه گوگل]براون مثل پیراهن پوشیدنی نیست - او یک پسر دوستانه و غیر رسمی مثل ما مردم معمولی است
[ترجمه گوگل]براون مثل پیراهن پوشیدنی نیست - او یک پسر دوستانه و غیر رسمی مثل ما مردم معمولی است
9. He is a stuffed shirt type of professor.
[ترجمه ترگمان]او یک استاد خشک شده در لباس است
[ترجمه گوگل]او نوعی پیراهن پر از استاد است
[ترجمه گوگل]او نوعی پیراهن پر از استاد است
10. Everybody knows that Lynn is just a stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان]همه می دانند که لین فقط یک پیراهن خشک شده دارد
[ترجمه گوگل]همه می دانند که لین فقط یک پیراهن پر شده است
[ترجمه گوگل]همه می دانند که لین فقط یک پیراهن پر شده است
11. He is nothing but a stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان] اون هیچی نیست جز یه پیرهن خشک شده
[ترجمه گوگل]او چیزی جز یک پیراهن پر شده نیست
[ترجمه گوگل]او چیزی جز یک پیراهن پر شده نیست
12. My boss is a stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان]رئیسم یه پیرهن خشک شده
[ترجمه گوگل]رئیس من یک پیراهن پر شده است
[ترجمه گوگل]رئیس من یک پیراهن پر شده است
13. He's a real stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان]اون یه تی شرت واقعیه
[ترجمه گوگل]او یک پیراهن واقعی پر شده است
[ترجمه گوگل]او یک پیراهن واقعی پر شده است
14. They think he stuffed shirt.
[ترجمه ترگمان] فکر میکنن یه پیرهن خشک شده
[ترجمه گوگل]آنها فکر می کنند او پیراهن را پر کرده است
[ترجمه گوگل]آنها فکر می کنند او پیراهن را پر کرده است
پیشنهاد کاربران
عصا قورت داده
خیلی رسمی
کلمات دیگر: