1. cast pearls before swine
(مروارید جلو خوک ریختن) چیز ارزشمندی را به کسی که ارزش آن را نمی داند دادن،یاسین به گوش خر خواندن
2. Never cast your pearls before swine.
[ترجمه ترگمان]هرگز pearls را از خوک پاک نکنید
[ترجمه گوگل]هرگز مروارید خود را قبل از خوک نگذارید
3. Don't cast your pearls before swine.
[ترجمه ترگمان]pearls رو قبل از خوک نکن
[ترجمه گوگل]مروارید خود را قبل از خوک نگذارید
4. Cast not your pearls before swine.
[ترجمه ترگمان]این گردن بند مروارید تو نیست
[ترجمه گوگل]مروارید خود را قبل از خوک نگذارید
5. A swine over fat is the cause of his own bane.
[ترجمه ترگمان]یک خوک به علت مرگ خودش است
[ترجمه گوگل]خوک بیش از چربی باعث نابینایی خودش می شود
6. The car can be a swine to start.
[ترجمه ترگمان]این اتومبیل می تواند خوکی باشد که باید شروع شود
[ترجمه گوگل]ماشین می تواند یک خوک برای شروع باشد
7. Circe metamorphosed men into swine.
[ترجمه ترگمان]Circe خود را به swine مبدل ساخته بودند
[ترجمه گوگل]سیرج مردان را به سوپ زدگی منتقل کردند
8. You've no right to take that, you thieving swine!
[ترجمه ترگمان]تو حق نداری این کار و بکنی، ای خوک کثیف!
[ترجمه گوگل]شما حق ندارید که آن را بردارید، شما خوک را دزدیده اید!
9. Leave her alone, you filthy swine!
[ترجمه ترگمان]و لش کن، خوک کثیف!
[ترجمه گوگل]او را تنها بگذارید، شما خوک کثیف!
10. Her ex-husband sounds like an absolute swine.
[ترجمه ترگمان]همسر سابقش مانند خوکی مطلق به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]شوهر سابقش مانند یک خوک مطلق به نظر می رسد
11. I'm afraid you're casting pearls before swine with your good advice - he won't listen.
[ترجمه ترگمان]من می ترسم که تو یک گردن بند مروارید با نصیحت خوب داشته باشی - به حرفم گوش نمی کنه
[ترجمه گوگل]من می ترسم شما مروارید قبل از خوک با مشاوره خوب خود را انتخاب کنید - او گوش نمی دهد
12. He's an arrogant little swine!
[ترجمه ترگمان]او یک خوک arrogant است!
[ترجمه گوگل]او یک خوک کوچک متکبر است!
13. He needed a drink and that old swine Busacher hadn't offered him anything at the villa.
[ترجمه ترگمان]به یک نوشیدنی و آن خوک پیر احتیاج داشت که او را در خانه به او تعارف نکرده بود
[ترجمه گوگل]او نیاز به یک نوشیدنی داشت و بوچر قدیمی خوک او هیچ چیز در ویلا ارائه نداد
14. Willie Maley, a pearl among swine, dutifully held the door open for the departing damsel.
[ترجمه ترگمان]و گفت: ویلی Maley، یک مروارید بین خوک، با کمال احترام در را برای بانوی اول باز نگه داشت
[ترجمه گوگل]ویلی مالای، یک مروارید در میان خوک، ظالمانه درب را برای مهاجر فرار برگزار کرد