کلمه جو
صفحه اصلی

striate


معنی : خط دار، شیار دار، مخطط کردن
معانی دیگر : شیارچه دار کردن، نوارچه دار کردن، خش دار کردن

انگلیسی به فارسی

خط دار، شیار دار، مخطط کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: striates, striating, striated
• : تعریف: to mark with striae or stripes; streak; furrow.
مشابه: bar, grain, line

- The stone here was striated by glacier movement.
[ترجمه ترگمان] سنگ در اینجا به وسیله جنبش کوه یخی پوشانده شده بود
[ترجمه گوگل] سنگ در اینجا توسط جنبش یخچال فشرده است
صفت ( adjective )
• : تعریف: striped, streaked, or furrowed; marked with striae.

• mark with thin lines; mark with narrow grooves or channels
marked with thin lines; marked with narrow grooves or channels

مترادف و متضاد

خط دار (صفت)
brindle, brindled, striated, streaky, striate, strigose

شیار دار (صفت)
canaliculate, striate, strigose

مخطط کردن (فعل)
striate

جملات نمونه

1. The canyon walls were striated with colour.
[ترجمه ترگمان]دیواره های دره پر از رنگ بودند
[ترجمه گوگل]دیوارهای کانیونی با رنگ زاویه داشتند

2. Power and phone lines striated the sky.
[ترجمه ترگمان]خطوط تلفن و قدرت آسمان را مسدود می کنند
[ترجمه گوگل]خطوط برق و تلفن به آسمان رسیده است

3. This was a striated world, filled with the colorful sounds of white, Cajun, Creole and black societies.
[ترجمه ترگمان]این دنیایی پر زرق و برق بود که پر از صداهای رنگی سفید، Cajun، کریول و سیاه پوستان بود
[ترجمه گوگل]این یک دنیای رشته ای بود که با صداهای رنگی سفید، کجون، کریول و جوامع سیاه پر شده بود

4. Pedicel erect, to 3 cm, terete, striate.
[ترجمه ترگمان]Pedicel صاف، تا ۳ سانتیمتر، terete، striate
[ترجمه گوگل]پدیکل مستطیل، تا 3 سانتیمتر، تیرت، ستون

5. Major Topics: Striate Cortex Receptive Field Organization, Cytoarchitecture, Modular Organization, Imaging.
[ترجمه ترگمان]موضوعات اصلی: striate Cortex Receptive Organization، Cytoarchitecture، سازمان مدولار، تصویرسازی
[ترجمه گوگل]مؤسسات بزرگ، سازماندهی فیلد پذیرفته شده Cortex، معماری الکترونیک، سازمان مدولار، تصویربرداری

6. Stem erect, dull crimson striate, to 40 cm.
[ترجمه ترگمان]ساقه صاف و قرمز تیره برابر با ۴۰ سانتیمتر ارتفاع دارد
[ترجمه گوگل]ساقه صاف، خاردار قرمز مایل به زرد، تا 40 سانتی متر

7. Stem erect, solid, striate, base clothedinfibrous remnant sheaths.
[ترجمه ترگمان]اشتاین Stem، استوار، استوار و base از غلاف باقی مانده بود
[ترجمه گوگل]ساقه مستطیلی، جامد، شیب دار، پوسته پوسته پوسته پوسته پوسته پوسته پوسته

8. For instance, it is universally agreed that the striate area of the occipital pole is the area of primary visual projection.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، به طور جهانی توافق شده است که ناحیه striate از قطب پس سر، حوزه تصویر بصری اصلی است
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، به طور جهانی موافق است که ناحیه قطبی قطب محدب، ناحیه طرح اولیه بصری است

9. The organization of neurons in cat striate cortex in accordance with spatial integration property was studied usi. . .
[ترجمه ترگمان]سازمان نورون ها در ناحیه striate cat مطابق با ویژگی انتگرال گیری فضایی در usi مطالعه شده است
[ترجمه گوگل]سازمان نورون ها در قشر ستون گربه مطابق با ویژگی ادغام فضایی مورد بررسی قرار گرفت

10. The organization of neurons in cat striate cortex in accordance with spatial integration property was studied using electrophysiological and morphological methods.
[ترجمه ترگمان]سازمان نورون ها در ناحیه cat cat مطابق با ویژگی انتگرال گیری فضایی با استفاده از روش های electrophysiological و مورفولوژیکی مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]سازماندهی نورون ها در قشر ستون گربه مطابق با ویژگی ادغام فضایی با استفاده از روش های الکتروفیزیولوژیکی و مورفولوژیکی مورد مطالعه قرار گرفت

11. The stone was warm in the sun, its surface striated like the trunk of an ancient tree.
[ترجمه ترگمان]سنگ در آفتاب گرم بود و سطح آن مانند تنه یک درخت باستانی پوشانده شده بود
[ترجمه گوگل]سنگ در خورشید گرم بود، سطح آن به مانند تنه درخت باستانی شبیه است

12. A beautiful dish, it is more or less what it sounds like, sticky rice wrapped in green striated lotus leaves.
[ترجمه ترگمان]یک غذای خوب، بیشتر یا کم تر چیزی است که شبیه آن است، برنج چسبناک که در برگ های نیلوفر آبی به رنگ سبز پیچیده شده
[ترجمه گوگل]یک ظرف زیبا، بیشتر یا کمتر چیزی است که به نظر می رسد، برنج چسبنده در برگ های گل لوتوس سبز پیچیده شده است

13. Black too is a color, and the deep ridges of persimmon tree bark are an almost-black striated with dark gray.
[ترجمه ترگمان]سیاه هم رنگی است و ستیغ عمیق پوست درخت persimmon تقریبا سیاه و خاکستری تیره است
[ترجمه گوگل]سیاه و سفید نیز یک رنگ است، و گودال های عمیق پوست پوست خرمالو تقریبا سیاه و سفید با رنگ خاکستری تیره است

14. The arms are about 3 times the disk diameter, slightly flattened, all the plates of the arm are striated.
[ترجمه ترگمان]این بازوها در حدود ۳ برابر قطر دیسک است و کمی مسطح شده است، تمام صفحات دست striated هستند
[ترجمه گوگل]این سلاح ها حدود 3 برابر قطر دیسک است، کمی مسطح شده اند، تمام صفحات بازو به هم متصل هستند

15. In some places, friction along a fault plane has produced polished and striated surfaces.
[ترجمه ترگمان]در بعضی مکان ها، اصطکاک در امتداد یک صفحه خطا سطوح صیقل یافته و striated را تولید کرده است
[ترجمه گوگل]در بعضی از نقاط، اصطکاک در امتداد یک خط شکاف، سطوح جلا و رشته ای تولید می کند

پیشنهاد کاربران

مخطط


کلمات دیگر: