کلمه جو
صفحه اصلی

synonymy


معنی : جناس، ترادف، هم معنایی، مترادف نویسی
معانی دیگر : هم چم شناسی، مطالعه ی واژه های هم معنا، فهرست واژه های هم چم (با ذکر تفاوت های آنها)، فهرست مترادفات، نام های گوناگون یک چیز در علوم یا زمینه های مختلف، فهرست این نام های گوناگون، فهرست واژه های هم معنی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌های هم معنی، هم معنایی، ترادف، مترادف نویسی، جناس


مترادف، ترادف، هم معنایی، مترادف نویسی، جناس


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: synonymies
(1) تعریف: the quality of being synonymous or similar in meaning.

(2) تعریف: the study, classification, or compiling of synonyms.

(3) تعریف: the names used to identify species or other scientific groups in various systems, or a listing of these names.

• quality of being similar in meaning; study of synonyms; list of words with similar or related meanings; list of scientific names belonging to a species and its subdivisions (biology)

مترادف و متضاد

جناس (اسم)
paronomasia, pun, synonymy

ترادف (اسم)
sequence, succession, synonymy

هم معنایی (اسم)
synonymy

مترادف نویسی (اسم)
synonymy

پیشنهاد کاربران

مترادف

synonymy ( زبان‏شناسی )
واژه مصوب: هم معنایی
تعریف: رابطۀ معنایی میان واحدهای واژگانی دارای معنی یکسان |||متـ . ترادف


کلمات دیگر: