کلمه جو
صفحه اصلی

stand for


معنی : طرفدار بودن
معانی دیگر : 1- نشانه ی چیزی بودن، علامت بودن، معنی بخصوص داشتن، 2- (عامیانه) تحمل کردن، سر کردن

انگلیسی به فارسی

ایستادن برای، طرفدار بودن


تحمل کردن


به معنی...


انگلیسی به انگلیسی

• be a symbol of; support-; represent; tolerate; allow (in a negative way; e.g.: "young lady, you better start behaving and watching what you say, i will not stand for your language and behavior any longer")

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to symbolize or represent.
مترادف: represent, signify, symbolize
مشابه: denote, designate, express, mean

- The letters stand for numbers in the equation.
[ترجمه ترگمان] حروف مربوط به اعداد در معادله هستند
[ترجمه گوگل] حروف برای عدد در معادله است
- As a politician, he wanted his name to stand for lasting reform.
[ترجمه ترگمان] او به عنوان یک سیاست مدار، می خواست که نامش برای اصلاحات پایدار بماند
[ترجمه گوگل] به عنوان یک سیاستمدار، او می خواست نامش را برای اصلاحات پایدار بایستد

(2) تعریف: to tolerate.
مترادف: consent to, tolerate
مشابه: accept, approve of, countenance, hear, permit, sanction

- How can we continue to stand for such injustice?
[ترجمه حسن] چگونه میتوانیم به حمایت از چنین بی عدالتی ای ادامه دهیم؟
[ترجمه محمد رومزی] چگونه می توانیم به تحمل کردنِ چنین بی عدالتی ای ادامه دهیم؟
[ترجمه ترگمان] چگونه می توانیم به تحمل چنین injustice ادامه دهیم؟
[ترجمه گوگل] چگونه می توانیم همچنان به چنین بی عدالتی می ایستند؟
- She won't stand for that kind of disruptive behavior in her classroom.
[ترجمه ترگمان] او به خاطر رفتار disruptive در کلاس حاضر نمی شود
[ترجمه گوگل] او برای این نوع رفتارهای مخرب در کلاس خود ایستادگی نخواهد کرد

دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] قرار دادن به جای

مترادف و متضاد

طرفدار بودن (فعل)
adhere, stand for, sympathize, be in favor of

Tolerate


signify, mean


Synonyms: answer for, appear for, betoken, denote, exemplify, imply, indicate, represent, suggest, symbol, symbolize


جملات نمونه

1. I wouldn't stand for that sort of behaviour from him, if I were you.
[ترجمه sara.p] اگه من جای تو بودم، اصلاً این نوع رفتارش رو تحمل نمی کردم.
[ترجمه ترگمان]اگر جای تو بودم این چنین رفتاری را تحمل نمی کردم
[ترجمه گوگل]من نمی توانستم این نوع رفتار را از او تحمل کنم، اگر من بودم

2. I would like to see him stand for re-election.
[ترجمه حسن] ترجیح میدم اونو برای انتخاب مجدد ببینم.
[ترجمه pooyam20] من دوست دارم که اون رو برای انتخابات بعدی ببینم.
[ترجمه Mmm] من دوست دارم اورا در انتخابات ببینم
[ترجمه ترگمان]دوست دارم او را برای انتخاب مجدد ببینم
[ترجمه گوگل]من می خواهم او را ببینم که مجددا انتخاب شود

3. I won't stand for this rudeness, do you hear?
[ترجمه حسن] من دیگه تحمل این بی ادبی رو ندارم، میشنوی؟
[ترجمه ترگمان]من این گستاخی رو تحمل نمی کنم، می شنوی؟
[ترجمه گوگل]من برای این بی تفاوتی نمی ایستم، آیا می شنوید؟

4. She announced her intention to stand for Parliament.
[ترجمه ترگمان]او اعلام کرد که قصد دارد مجلس را ترک کند
[ترجمه گوگل]او قصد خود را برای پارلمان اعلام کرد

5. I cannot stand for talking in my class.
[ترجمه حسن] من سر کلاسم نمیتونم برا صحبت کردن بایستم.
[ترجمه Bbb] من نمیتوانم در کلاس صحبت کنم
[ترجمه Aida] من نمیتونم صحبت کردن در کلاس رو تحمل کنم
[ترجمه ترگمان]من نمیتونم تو کلاس خودم حرف بزنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم صحبت کنم در کلاس من

6. It's outrageous, and we won't stand for it any more.
[ترجمه ترگمان]این ظالمانه است و ما بیشتر از این تحمل نخواهیم کرد
[ترجمه گوگل]این ظالمانه است و ما دیگر برای آن نخواهیم ایستاد

7. The new teacher won't stand for any nonsense.
[ترجمه zey] معلم جدیدهیچ مزخرفی راتحمل نمیکند
[ترجمه ترگمان]معلم جدید به هیچ وجه حاضر به حرف زدن نیست
[ترجمه گوگل]معلم جدید برای هیچ مزاحم ایستاد

8. He cajoled Mr Dobson to stand for mayor.
[ترجمه ترگمان]او از آقای دابسون تقاضا کرد که به عنوان شهردار ایستادگی کنند
[ترجمه گوگل]او آقای دوبسون را به عنوان شهردار معرفی کرد

9. Mix the batter and let it stand for twenty minutes.
[ترجمه ترگمان]خمیر را مخلوط کنید و بگذارید بیست دقیقه بماند
[ترجمه گوگل]خمیر را مخلوط کنید و آن را بیست دقیقه بگذارید

10. What does'T. G. ' stand for in 'T. G. Smith'?
[ترجمه موسوی] حروف "T" و "G" در "T. G. Smith" مخفف چه کلماتی هستند؟
[ترجمه ترگمان]تی جی در تی جی اسمیت؟
[ترجمه گوگل]چطوری؟ G 'ایستادن در' T G Smith '؟

11. He will stand for Parliament in this autumn.
[ترجمه ترگمان]او در پاییز در مقابل پارلمان خواهد ایستاد
[ترجمه گوگل]او در پاییز پارلمان خواهد بود

12. The soldiers had to stand for hours without changing position.
[ترجمه ترگمان]سربازها باید ساعت ها بدون تغییر موضع توقف می کردند
[ترجمه گوگل]سربازان مجبور بودند ساعتها را بدون تغییر موقعیت تغییر دهند

13. He certainly wouldn't stand for being publicly humiliated like that.
[ترجمه ترگمان]مسلما او حاضر نبود در برابر عموم مردم را تحقیر کند
[ترجمه گوگل]او قطعا نمی خواهد که به طور عمومی تحقیر شده باشد

14. Pardon my ignorance, but what does OPEC stand for?
[ترجمه sara] به خاطر ناآگاهیم عذرخواهی می کنم، اما OPEC مخفف چیست؟
[ترجمه ترگمان]از نادانی و نادانی من چه انتظاری می توان داشت؟
[ترجمه گوگل]عذرخواهی من را نادیده می گیرند، اما اوپک چه چیزی را می خواهد؟

15. They had to stand for hours without changing position.
[ترجمه ترگمان]ساعت ها بدون تغییر موضع می گرفتند
[ترجمه گوگل]آنها مجبور بودند ساعتها را بدون تغییر موقعیت بگذارند

پیشنهاد کاربران

در شرف چیزی بودن

ایستادن یا از جا برخاستن برای. . .

نشان دادن

1 - اسم ) مخفف، سمبل، علامت
مثال: US stands for the Uncle Sam
US مخفف عمو سام است.
2 - فعل ) تحمل کردن، حمایت کردن، تایید کردن، به معنای
مثال: Maybe you think his behavior is OK, but I won’t stand for it.
شاید شما فکر کنید که رفتارش طبیعی است، اما من آنرا تحمل نخواهم کرد.

سمبل، نماد، مظهر، جلوه گر ( چیزی ) بودن


Mother Mary stands for compassion , mercy and unconditional love.

نشانه اختصاری

نشانه چیزی بودن

به جای

مخفف ، علامت چیزى بودن

مخفف بودن، تحمل کردن، اعتقاد داشتن، نامزد شدن

دلالت داشتن

روکش دندان ( در بحث دندانپزشکی )

بیانگر چیزی بودن

بر چیزی دلالت داشتن
بیانگر چیزی بودن
معرف کسی یا چیزی بودن

معادل

پا برجا بودن

مخفف چیزی بودن

پشتیبانی کردن

به نظر من که مدیریت خوندم تو خیلی از متون مدیریتی به معنی فلسفه وجودی شرکت میاد یعنی اون چیزی که شرکت برای اون ایجاد شده مثلاً
. we stand for satisfying customers

represent

To support a cause or principle.
To defend
To advocate

حمایت کردن ( از مبادی/اصول/قواعدهای اخلاقی - اهداف و آرمان ها شخصی یا جمعی )


حاکی بودن، حکایت داشتن، بیانگر بودن

ایستادن برای چیزی

به جای چیزی به کار بردن یا به جای چیزی به کار رفتن

Tolerate و stand for یه معنیه و عامیانه یعنی تحمل کردن

نشانه اختصاری
مخفف بودن
تحمل کردن
داوطلب بودن
هواخواه بودن

represent or mean

تحمل کردن ؛ حمایت کردن ؛ بیانگر چیزی بودن

# I won't stand for any nonsense
# I wouldn't stand for that sort of behaviour from him, if I were you
# We stand for animal welfare
# This party stands for low taxes and individual freedom
# BBC stands for British Broadcasting Corporation

نمایندۀ چیزی یا جایی بودن؛ مثلاً
standing for Latin America

جایگزین شدن

کوته نوشت - مخفف


کلمات دیگر: