1. a creepy feeling
احساس چندش
2. There's something creepy about the way he looks at me.
[ترجمه آرمین] . چیزی ترسناک در نوع نگاه او به من وجود دارد.
[ترجمه ترگمان]به من نگاه می کند و می گوید: یه چیز وحشتناک در مورد اون طوری که به من نگاه می کنه وجود داره
[ترجمه گوگل]چیزی است که او به نظر من نگاه می کند
3. It feels a bit creepy in here.
[ترجمه آرمین] . در اینجا کمی وحشتناک است.
[ترجمه ترگمان] اینجا یکم احساس چندش آوره
[ترجمه گوگل]در اینجا احساس می کنید کمی وحشت زده است
4. I think it's sort of creepy how people lurk in chat rooms.
[ترجمه آرمین] 4 - فکر می کنم چگونگی کمین مردم در چت روم ها وحشتناک است.
[ترجمه ترگمان]به نظر من عجیبه که چطور مردم در سالن با هم پنهان میشن
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم این نوع از وحشت زده چگونه مردم در اتاق های گفت و گو چسبیده است
5. It's kind of creepy down in the cellar!
[ترجمه ترگمان]توی سرداب یه جورایی مور مور کننده است!
[ترجمه گوگل]این نوع در انبار خزنده است!
6. It can get pretty creepy in the cellar at night.
[ترجمه ترگمان]شب ها توی زیرزمین خیلی ترسناک می شه
[ترجمه گوگل]این می تواند در شب یلدا در یخچال نگهداری شود
7. There were certain places that were really creepy at night.
[ترجمه ترگمان]یه جاهایی بود که شب ها خیلی ترسناک بودن
[ترجمه گوگل]مکان های خاصی وجود داشت که در شب بسیار وحشت زده بودند
8. A creepy thought went through his mind.
[ترجمه ترگمان]فکر وحشتناکی به ذهنش خطور کرد
[ترجمه گوگل]یک ذهن وحشت زده از ذهنش گذشت
9. I got a real creepy feeling on the way over there, as if someone was watching me.
[ترجمه ترگمان]احساس عجیبی داشتم، انگار کسی به من نگاه می کرد
[ترجمه گوگل]من یک احساس خزنده واقعی در مسیر آنجا داشتم، مثل اینکه کسی به من نگاه می کرد
10. What a creepy coincidence.
[ترجمه ترگمان]عجب تصادفی
[ترجمه گوگل]چه اتفاقی وحشتناک
11. There's something creepy about the building.
[ترجمه ترگمان]یه چیز وحشتناک در مورد ساختمان وجود داره
[ترجمه گوگل]چیزی در مورد ساختمان خزنده وجود دارد
12. This place is really creepy. Let's get out of here.
[ترجمه ترگمان]اینجا واقعا ترسناکه بیا از اینجا بریم بیرون
[ترجمه گوگل]این مکان واقعا خزنده است بیایید از اینجا بیرون برویم
13. Because it's a creepy little perv that you need to lock up-and throw away the key.
[ترجمه ترگمان]چون اون یه آدم خل و چلی ست که تو باید قفل رو قفل کنی و کلید رو پرت کنی
[ترجمه گوگل]از آنجا که این یک perv کمی خزنده است که شما نیاز به قفل کردن و دور کلید
14. It was a creepy spot with a strong pungent smell of garlic and there was always a feeling of tension and foreboding.
[ترجمه ترگمان]بوی تند سیر و بوی تند سیر به مشام می رسید و همیشه نوعی احساس نگرانی و نگرانی وجود داشت
[ترجمه گوگل]این یک نقطه خزنده با بوی قوی سیر بود و همیشه احساس تنش و عصبانیت وجود داشت