1. The government should do more to promote sustainable agriculture.
[ترجمه ترگمان]دولت باید کاره ای بیشتری برای ترویج کشاورزی پایدار انجام دهد
[ترجمه گوگل]دولت باید بیشتر برای ترویج کشاورزی پایدار تلاش کند
2. Unfortunately, this level of output is not sustainable.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، این سطح خروجی پایدار نیست
[ترجمه گوگل]متاسفانه این سطح خروجی پایدار نیست
3. The creation of an efficient and sustainable transport system is critical to the long-term future of London.
[ترجمه ترگمان]ایجاد یک سیستم حمل و نقل موثر و کارآمد برای آینده بلند مدت لندن حیاتی است
[ترجمه گوگل]ایجاد یک سیستم حمل و نقل کارآمد و پایدار برای آینده بلند مدت لندن بسیار مهم است
4. Sustainable development implies a long-term perspective.
[ترجمه ترگمان]توسعه پایدار به معنای یک چشم انداز بلند مدت است
[ترجمه گوگل]توسعه پایدار مستلزم چشم انداز دراز مدت است
5. Cycling is a totally sustainable form of transport.
[ترجمه ترگمان]دوچرخه سواری شکلی کاملا پایدار از حمل و نقل است
[ترجمه گوگل]دوچرخه سواری یک فرم کامل حمل و نقل پایدار است
6. The party is promising low inflation and sustainable economic growth.
[ترجمه شاهرخ خوشنویس] این حزب، وعده ی تورم پائین و رشد اقتصادی میدهد.
[ترجمه ترگمان]این حزب امید به تورم پایین و رشد اقتصادی پایدار را دارد
[ترجمه گوگل]این حزب تورم کم و رشد اقتصادی پایدار را امیدوار میکند
7. That sort of extreme diet is not sustainable over a long period.
[ترجمه ترگمان]این نوع رژیم غذایی شدید در طول یک دوره طولانی پایدار نیست
[ترجمه گوگل]این نوع رژیم غذایی شدید در طول یک دوره طولانی پایدار نیست
8. Nor does performance shift to a new more sustainable level.
[ترجمه ترگمان]نه تغییر عملکرد به یک سطح بسیار پایدار جدید
[ترجمه گوگل]تغییر عملکرد به یک سطح پایدار جدید نیز نمی رسد
9. Sets out a definition of sustainable development and the government's commitment in practical terms.
[ترجمه ترگمان]تعریف توسعه پایدار و تعهد دولت به شرایط عملی را تنظیم می کند
[ترجمه گوگل]تعریف توسعه پایدار و تعهد دولت را از نظر عملی تعریف می کند
10. But sustainability in such arid circumstances depends on sustainable populations which do not exceed the resources.
[ترجمه ترگمان]اما پایداری در چنین شرایط خشک بستگی به جمعیت پایدار دارد که از منابع فراتر نمی رود
[ترجمه گوگل]اما پایداری در چنین شرایط سختگیرانه به جمعیت پایدار بستگی دارد که از منابع تجاوز نمی کند
11. This is the ultimate sustainable city in terms of jokes and governmental circus acts.
[ترجمه ترگمان]این شهر بزرگ پایدار از نظر جوک ها و سیرک دولتی است
[ترجمه گوگل]این شهر پایدار نهایی در مورد جوک ها و اعمال سیرک دولتی است
12. Discusses the conflicting arguments for and against sustainable development, with particular reference to architecture.
[ترجمه ترگمان]بحث در مورد بحث های متناقض و مخالف توسعه پایدار، با اشاره خاص به معماری
[ترجمه گوگل]استدلال های متضاد برای و در برابر توسعه پایدار، با اشاره خاص به معماری بحث می کند
13. It should be scrapped and replaced by a sustainable system of healthy food production.
[ترجمه ترگمان]آن باید کنار گذاشته شود و با یک سیستم پایدار تولید غذای سالم جایگزین شود
[ترجمه گوگل]این باید توسط یک سیستم پایدار تولید مواد غذایی سالم جایگزین شود
14. While companies talk about sustainable agriculture, they create plant varieties that can withstand being sprayed by their most virulent herbicides.
[ترجمه ترگمان]در حالی که شرکت ها در مورد کشاورزی پایدار صحبت می کنند، انواع گیاهی ایجاد می کنند که می توانند با استفاده از most herbicides، اسپری شوند
[ترجمه گوگل]در حالی که شرکت ها در مورد کشاورزی پایدار صحبت می کنند، آنها انواع گیاهانی را می سازند که می توانند با علف کش های سرطانی خود اسپری شوند
15. A sustainable water supply would require a 32 percent cut in consumption.
[ترجمه ترگمان]یک منبع آب پایدار نیازمند ۳۲ درصد کاهش مصرف است
[ترجمه گوگل]تامین آب پایدار نیاز به کاهش 32 درصدی مصرف دارد