کلمه جو
صفحه اصلی

sustainable


معنی : قابل تحمل، تاب اوردنی
معانی دیگر : قابل تحمل، تاب اوردنی

انگلیسی به فارسی

قابل تحمل، تاب آوردنی


پایدار، قابل تحمل، تاب اوردنی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: sustainability (adj.)
(1) تعریف: capable of being sustained.

- He claims that without developing new fuels, our current way of life is not sustainable.
[ترجمه علیرضا شبان] او مدعی است که بدون توسعه سوخت های جدید، شیوه زندگی فعلی ما پایدار نیست.
[ترجمه ترگمان] او ادعا می کند که بدون توسعه سوخت های جدید، روش کنونی زندگی ما پایدار نیست
[ترجمه گوگل] او ادعا می کند که بدون توسعه سوخت های جدید، شیوه زندگی فعلی ما پایدار نیست

(2) تعریف: of or related to a method of managing or using a resource so that the resource is not depleted or permanently damaged.

- Sustainable development takes long-term human and environmental well-being into account.
[ترجمه بنی] توسعه پایدار سلامت انسان و محیط زیست در درازمدت را در نظر می گیرد.
[ترجمه ترگمان] توسعه پایدار به سلامت انسان و محیط زیست در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل] توسعه پایدار به سلامت انسان و محیط زیست درازمدت را در نظر می گیرد

• capable of being sustained, maintainable
if a plan, method, or system is sustainable, it can be continued at the same level of activity or pace without harming its efficiency and the people affected by it.
you use sustainable to describe the use of natural resources when this use is kept at a steady level and is not likely to damage the environment.

مترادف و متضاد

قابل تحمل (صفت)
tolerable, supportable, sustainable

تاب اوردنی (صفت)
supportable, sustainable

جملات نمونه

1. The government should do more to promote sustainable agriculture.
[ترجمه ترگمان]دولت باید کاره ای بیشتری برای ترویج کشاورزی پایدار انجام دهد
[ترجمه گوگل]دولت باید بیشتر برای ترویج کشاورزی پایدار تلاش کند

2. Unfortunately, this level of output is not sustainable.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، این سطح خروجی پایدار نیست
[ترجمه گوگل]متاسفانه این سطح خروجی پایدار نیست

3. The creation of an efficient and sustainable transport system is critical to the long-term future of London.
[ترجمه ترگمان]ایجاد یک سیستم حمل و نقل موثر و کارآمد برای آینده بلند مدت لندن حیاتی است
[ترجمه گوگل]ایجاد یک سیستم حمل و نقل کارآمد و پایدار برای آینده بلند مدت لندن بسیار مهم است

4. Sustainable development implies a long-term perspective.
[ترجمه ترگمان]توسعه پایدار به معنای یک چشم انداز بلند مدت است
[ترجمه گوگل]توسعه پایدار مستلزم چشم انداز دراز مدت است

5. Cycling is a totally sustainable form of transport.
[ترجمه ترگمان]دوچرخه سواری شکلی کاملا پایدار از حمل و نقل است
[ترجمه گوگل]دوچرخه سواری یک فرم کامل حمل و نقل پایدار است

6. The party is promising low inflation and sustainable economic growth.
[ترجمه شاهرخ خوشنویس] این حزب، وعده ی تورم پائین و رشد اقتصادی میدهد.
[ترجمه ترگمان]این حزب امید به تورم پایین و رشد اقتصادی پایدار را دارد
[ترجمه گوگل]این حزب تورم کم و رشد اقتصادی پایدار را امیدوار میکند

7. That sort of extreme diet is not sustainable over a long period.
[ترجمه ترگمان]این نوع رژیم غذایی شدید در طول یک دوره طولانی پایدار نیست
[ترجمه گوگل]این نوع رژیم غذایی شدید در طول یک دوره طولانی پایدار نیست

8. Nor does performance shift to a new more sustainable level.
[ترجمه ترگمان]نه تغییر عملکرد به یک سطح بسیار پایدار جدید
[ترجمه گوگل]تغییر عملکرد به یک سطح پایدار جدید نیز نمی رسد

9. Sets out a definition of sustainable development and the government's commitment in practical terms.
[ترجمه ترگمان]تعریف توسعه پایدار و تعهد دولت به شرایط عملی را تنظیم می کند
[ترجمه گوگل]تعریف توسعه پایدار و تعهد دولت را از نظر عملی تعریف می کند

10. But sustainability in such arid circumstances depends on sustainable populations which do not exceed the resources.
[ترجمه ترگمان]اما پایداری در چنین شرایط خشک بستگی به جمعیت پایدار دارد که از منابع فراتر نمی رود
[ترجمه گوگل]اما پایداری در چنین شرایط سختگیرانه به جمعیت پایدار بستگی دارد که از منابع تجاوز نمی کند

11. This is the ultimate sustainable city in terms of jokes and governmental circus acts.
[ترجمه ترگمان]این شهر بزرگ پایدار از نظر جوک ها و سیرک دولتی است
[ترجمه گوگل]این شهر پایدار نهایی در مورد جوک ها و اعمال سیرک دولتی است

12. Discusses the conflicting arguments for and against sustainable development, with particular reference to architecture.
[ترجمه ترگمان]بحث در مورد بحث های متناقض و مخالف توسعه پایدار، با اشاره خاص به معماری
[ترجمه گوگل]استدلال های متضاد برای و در برابر توسعه پایدار، با اشاره خاص به معماری بحث می کند

13. It should be scrapped and replaced by a sustainable system of healthy food production.
[ترجمه ترگمان]آن باید کنار گذاشته شود و با یک سیستم پایدار تولید غذای سالم جایگزین شود
[ترجمه گوگل]این باید توسط یک سیستم پایدار تولید مواد غذایی سالم جایگزین شود

14. While companies talk about sustainable agriculture, they create plant varieties that can withstand being sprayed by their most virulent herbicides.
[ترجمه ترگمان]در حالی که شرکت ها در مورد کشاورزی پایدار صحبت می کنند، انواع گیاهی ایجاد می کنند که می توانند با استفاده از most herbicides، اسپری شوند
[ترجمه گوگل]در حالی که شرکت ها در مورد کشاورزی پایدار صحبت می کنند، آنها انواع گیاهانی را می سازند که می توانند با علف کش های سرطانی خود اسپری شوند

15. A sustainable water supply would require a 32 percent cut in consumption.
[ترجمه ترگمان]یک منبع آب پایدار نیازمند ۳۲ درصد کاهش مصرف است
[ترجمه گوگل]تامین آب پایدار نیاز به کاهش 32 درصدی مصرف دارد

پیشنهاد کاربران

مستمر

قابل تحمل

پایدار، باثبات، ادامه دار
Unfortunately, this level of output is not sustainable.
The party is promising low inflation and sustainable economic growth.

زیست پایشی، مبنی بر حفظ محیط زیست
sustainable forest management
an environmentally sustainable society
The government should do more to promote sustainable agriculture.
the sustainable use of rainforest resources

پایدار

تجدید شدنی

پایدار ولی بی ضرر برای محیط زیست

( ساختمان و. . . ) بهینه در مصرف انرژی

۱ - مبنی بر حفظ محیط زیست - پایشی
۲ - پایدار - قابل تداوم

وقتی از محصولات طبیعی یا انرژی طوری استفاده شود که به محیط زیست آسیبی وارد نشود، که در لغت شناسی معماری و محیط و زیست و . . . ، �پایا� یا �پایدار� ترجمه شده است.

زیست پایشی می تواند معادل خوبی برای این کلمه باشد.

بهینه وقابل بازیافت

تجدید پذیر، قابل تجدید

adj. capable of being continued with minimal long - term effect on the environment

ناگذار

ادامه دار

قابل تداوم

سریع تد


پایدار و پایا با توجه به کانتکست

sustainable world جهانی با ثبات

1. متداوم
2. زیست پایشی ( قابل استفاده یا تولید مجدد بدون آسیب رساندن به طبیعت )

Sustainable development goals include dangerous hide contents for the nations
اهداف توسعه پایدار حاوی مطالب مخفی خطرناکی برای ملت هاست.

با دوام

پایدار

# sustainable economic growth
# sustainable use of the world's resources
# That sort of extreme diet is not sustainable over a long period

چیزهای دوستدار محیط زیست

مستمر و بدون ضرر برای محیط زیست

✔️۱ ) قابل پایش - رصد
۲ ) با ثبات، مداوم، مستمر

It is universally accepted that the adult care system is not 🔰sustainable🔰, but over the coming months my colleagues and I have an opportunity to change that

تفاوت هست بین
Sustainable:پایدار
معنای مثبت دارد

Stable:ثابت ( بدون تغییر )
می تواند معنای منفی داشته باشد


کلمات دیگر: