• changes of destiny, events which alter the present reality in an unexpected manner
twist of fate
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
گره خوردن سرنوشت
از قضا
از بد روزگار
رخدادی غیر منتظره که تاثیر بزرگی روی آینده دارد،
مثال:my plane that I supposed to be at, had an air crash so it was a twist of fate
مثال:my plane that I supposed to be at, had an air crash so it was a twist of fate
از قضا
چرخ روزگار
گردش زمانه
چرخ روزگار
گردش زمانه
برگشتن ورق روزگار. تغییر یکباره ی اوضاع
( معمولاً بار منفی دارد )
( معمولاً بار منفی دارد )
تغییر غیر منتظره
بازی روزگار
از عرش به فرش رسیدن
از عرش به فرش رسیدن
دست سرنوشت
چرخش روزگار
بازی سرنوشت
چرخش روزگار
بازی سرنوشت
کلمات دیگر: