لبریزی، سرریزی، ریختگی، مایع سر رفته یا لبریز شده، چیز زیادی، لبریز شدن، سرریز شدن، سررفتن
spillover
لبریزی، سرریزی، ریختگی، مایع سر رفته یا لبریز شده، چیز زیادی، لبریز شدن، سرریز شدن، سررفتن
انگلیسی به فارسی
لبریزی، سرریزی
ریختگی
مایع سر رفته یا لبریز شده، چیز زیادی
اضافه جمعیت
سرریز
انگلیسی به انگلیسی
• act of spilling over; quantity spilled over
دیکشنری تخصصی
[برق و الکترونیک] سر ریزی - سررفتگی انتقال ناخواسته انرژی RF از آنتن موج پیوسته رادار به آنتن گیرنده آن که باید حداقل باشد.
[زمین شناسی] سرریز شدن
[زمین شناسی] سرریز شدن
جملات نمونه
1. Not all of the violence in Miami was spillover from the trial.
[ترجمه ترگمان]همه خشونت در میامی از محاکمه پخش نشد
[ترجمه گوگل]نه همه خشونت در میامی از دادرسی فراتر رفته است
[ترجمه گوگل]نه همه خشونت در میامی از دادرسی فراتر رفته است
2. The spillover from the adjacent river flooded the lower fields.
[ترجمه shahrzad] خیلی زیاد نریزید، ممکن است سرریز شود.
[ترجمه ترگمان]سرریز رودخانه مجاور باعث طغیان زمین های پست شد[ترجمه گوگل]سرازیری از رودخانه مجاور زمین های پایین تر را پر کرد
3. The weak European economy will have a spillover effect on the US dollar.
[ترجمه ترگمان]اقتصاد ضعیف اروپایی تاثیر زیادی بر دلار آمریکا خواهد داشت
[ترجمه گوگل]اقتصاد ضعیف اروپایی تأثیر بیشتری بر دلار آمریکا خواهد داشت
[ترجمه گوگل]اقتصاد ضعیف اروپایی تأثیر بیشتری بر دلار آمریکا خواهد داشت
4. Other resorts could benefit from the spillover of tourists.
[ترجمه ترگمان]سایر تفرجگاه ها می توانند از spillover توریست ها سود ببرند
[ترجمه گوگل]سایر استراحتگاه ها می توانند از توریست ها به نفع خود بهره مند شوند
[ترجمه گوگل]سایر استراحتگاه ها می توانند از توریست ها به نفع خود بهره مند شوند
5. We are now witnessing a spillover of the war into neighboring regions.
[ترجمه ترگمان]ما اکنون شاهد a جنگ در مناطق همسایه هستیم
[ترجمه گوگل]ما اکنون شاهد تحولات جنگ در مناطق همسایه هستیم
[ترجمه گوگل]ما اکنون شاهد تحولات جنگ در مناطق همسایه هستیم
6. A second room was needed for the spillover of staff and reporters.
[ترجمه ترگمان]اتاق دوم برای the کارکنان و خبرنگاران مورد نیاز بود
[ترجمه گوگل]اتاق دوم برای نفوذ کارکنان و خبرنگاران مورد نیاز بود
[ترجمه گوگل]اتاق دوم برای نفوذ کارکنان و خبرنگاران مورد نیاز بود
7. Not all of the violence in Miami was spillover from abroad; some of it was homegrown.
[ترجمه ترگمان]همه خشونت در میامی از خارج پخش نشد؛ برخی از آن ها داخلی بودند
[ترجمه گوگل]همه خشونت در میامی از خارج خارج نشد برخی از آن خانه رشد کرده است
[ترجمه گوگل]همه خشونت در میامی از خارج خارج نشد برخی از آن خانه رشد کرده است
8. Correcting for spillover benefits How might the underallocation of resources associated with the presence of spillover benefits be corrected?
[ترجمه ترگمان]اصلاح مزایای spillover چگونه ممکن است underallocation منابع مرتبط با حضور مزایای سرریز اصلاح شود؟
[ترجمه گوگل]تصحیح مزایای سرریز چگونه ممکن است منابع زیر را با وجود مزایای سرریزانه اصلاح کند؟
[ترجمه گوگل]تصحیح مزایای سرریز چگونه ممکن است منابع زیر را با وجود مزایای سرریزانه اصلاح کند؟
9. The most obvious examples of spillover costs involve environmental pollution.
[ترجمه ترگمان]بارزترین نمونه ها از هزینه های سرریز شامل آلودگی محیط زیست می شوند
[ترجمه گوگل]واضح ترین نمونه هایی از هزینه های پراکنده شامل آلودگی محیط زیست می باشد
[ترجمه گوگل]واضح ترین نمونه هایی از هزینه های پراکنده شامل آلودگی محیط زیست می باشد
10. By polluting, that is, by creating spillover costs, the firm enjoys lower production costs and the supply curve
[ترجمه ترگمان]با آلوده کننده، که با ایجاد هزینه های spillover، شرکت از هزینه های تولید پایین تر و منحنی عرضه سود می برد
[ترجمه گوگل]با آلودگی، یعنی، با ایجاد هزینه های بالقوه، شرکت هزینه های تولید پایین تر و منحنی عرضه را تامین می کند
[ترجمه گوگل]با آلودگی، یعنی، با ایجاد هزینه های بالقوه، شرکت هزینه های تولید پایین تر و منحنی عرضه را تامین می کند
11. Such benefits and costs are called spillover or external benefits and costs.
[ترجمه ترگمان]چنین مزایا و هزینه ها، منافع و هزینه های خارجی نامیده می شوند
[ترجمه گوگل]چنین مزایا و هزینه ها به منافع و مخارج خارجی منجر می شود
[ترجمه گوگل]چنین مزایا و هزینه ها به منافع و مخارج خارجی منجر می شود
12. More important, perhaps, was the notion of political spillover.
[ترجمه ترگمان]مهم تر از همه، شاید مفهوم of سیاسی بود
[ترجمه گوگل]شاید مهمتر از همه، مفهوم انفجار سیاسی بود
[ترجمه گوگل]شاید مهمتر از همه، مفهوم انفجار سیاسی بود
13. The spillover from this popularity also affected other types of historicals.
[ترجمه ترگمان]The این محبوبیت نیز بر انواع دیگر of تاثیر می گذارد
[ترجمه گوگل]سرازیر شدن این محبوبیت نیز بر سایر انواع تاریخی تأثیر گذاشت
[ترجمه گوگل]سرازیر شدن این محبوبیت نیز بر سایر انواع تاریخی تأثیر گذاشت
14. Education is another standard example of spillover benefits.
[ترجمه ترگمان]تحصیل یک نمونه استاندارد دیگر از مزایای spillover است
[ترجمه گوگل]آموزش و پرورش یک نمونه استاندارد دیگر از منافع است
[ترجمه گوگل]آموزش و پرورش یک نمونه استاندارد دیگر از منافع است
15. I try not to let my work spill over into my life outside the office.
[ترجمه ترگمان]سعی می کنم اجازه ندهم کار من بیرون از دفتر کار کند
[ترجمه گوگل]من سعی می کنم اجازه ندهم کار من به خارج از دفتر من بیفتد
[ترجمه گوگل]من سعی می کنم اجازه ندهم کار من به خارج از دفتر من بیفتد
16. Don't pour too much;it might spill over.
[ترجمه ترگمان]زیاد تند نروید، ممکن است بیفتد
[ترجمه گوگل]بیش از حد نگذارید؛ ممکن است بیش از حد نابود شود
[ترجمه گوگل]بیش از حد نگذارید؛ ممکن است بیش از حد نابود شود
17. The coffee is so full that it might spill over.
[ترجمه ترگمان]قهوه آنقدر پر است که ممکن است نشت کند
[ترجمه گوگل]قهوه خیلی پر است که ممکن است بیش از حد نابود شود
[ترجمه گوگل]قهوه خیلی پر است که ممکن است بیش از حد نابود شود
18. The effects of stress at work can spill over into home life.
[ترجمه ترگمان]اثرات استرس در کار می تواند به زندگی خانگی سرایت کند
[ترجمه گوگل]اثرات استرس در کار می تواند به زندگی در خانه نفوذ کند
[ترجمه گوگل]اثرات استرس در کار می تواند به زندگی در خانه نفوذ کند
19. The firm is planning to spill over the world.
[ترجمه ترگمان]شرکت در حال برنامه ریزی برای نشت جهان است
[ترجمه گوگل]این شرکت در حال برنامه ریزی برای پخش در سراسر جهان است
[ترجمه گوگل]این شرکت در حال برنامه ریزی برای پخش در سراسر جهان است
20. The conflict might spill over into neighbouring towns.
[ترجمه ترگمان]این درگیری ممکن است به شهره ای همسایه سرایت کند
[ترجمه گوگل]این درگیری ممکن است به شهرهای همسایه برسد
[ترجمه گوگل]این درگیری ممکن است به شهرهای همسایه برسد
21. The conflict threatens to spill over into neighbouring regions.
[ترجمه ترگمان]این درگیری تهدیدی برای نشت نفت به مناطق همسایه است
[ترجمه گوگل]این درگیری باعث می شود تا به مناطق همسایه برسد
[ترجمه گوگل]این درگیری باعث می شود تا به مناطق همسایه برسد
22. Those between clergy and musicians often spill over into the parish, and sides will be taken.
[ترجمه ترگمان]آن هایی که بین روحانیون و نوازندگان وجود دارند اغلب به بخش بخش می ریزند و هر دو طرف را خواهند گرفت
[ترجمه گوگل]کسانی که بین روحانیت و موسیقیدانان اغلب به سرزمین فلسطین سرازیر می شوند و طرفین می روند
[ترجمه گوگل]کسانی که بین روحانیت و موسیقیدانان اغلب به سرزمین فلسطین سرازیر می شوند و طرفین می روند
23. When you permit these legitimate concerns to spill over into your work performance, your career often suffers.
[ترجمه ترگمان]زمانی که اجازه می دهید این نگرانی های قانونی به عملکرد کاری شما سرایت کند، شغل شما اغلب از آن رنج می برد
[ترجمه گوگل]هنگامی که شما اجازه می دهید این نگرانی های قانونی را به کار خود برساند، کار شما اغلب رنج می برد
[ترجمه گوگل]هنگامی که شما اجازه می دهید این نگرانی های قانونی را به کار خود برساند، کار شما اغلب رنج می برد
24. Terrorism will spill over if you don't speak up. Malala Yousafzai
[ترجمه ترگمان]اگر صحبت نکنید، تروریسم تمام خواهد شد ملاله یوسف زی
[ترجمه گوگل]اگر صحبت نکنید، تروریسم از بین خواهد رفت ملاله یوسف زی
[ترجمه گوگل]اگر صحبت نکنید، تروریسم از بین خواهد رفت ملاله یوسف زی
25. The potential for the fighting to spill over into a wider regional conflict has triggered a flurry of diplomatic activity.
[ترجمه ترگمان]پتانسیل مبارزه با نشت نفت به یک درگیری منطقه ای گسترده تر باعث برانگیخته شدن فعالیت دیپلماتیک شده است
[ترجمه گوگل]پتانسیل مبارزه برای نابودی در یک درگیری گسترده تر منطقه ای موجب تشدید فعالیت های دیپلماتیک شده است
[ترجمه گوگل]پتانسیل مبارزه برای نابودی در یک درگیری گسترده تر منطقه ای موجب تشدید فعالیت های دیپلماتیک شده است
26. Arguments started outside the congregation may spill over into it.
[ترجمه ترگمان]بحث هایی که در خارج از کلیسا شروع شدند ممکن است به درون آن بریزند
[ترجمه گوگل]استدلال هایی که در خارج از جماعت آغاز شد، ممکن است به آن برسد
[ترجمه گوگل]استدلال هایی که در خارج از جماعت آغاز شد، ممکن است به آن برسد
27. Its affairs never spill over its own border.
[ترجمه ترگمان]امور آن هرگز به مرز خود نشت نمی کند
[ترجمه گوگل]امور آن هرگز بر مرز خود سرازیر نمی شود
[ترجمه گوگل]امور آن هرگز بر مرز خود سرازیر نمی شود
28. It is easy to allow personal emotions to spill over into your work.
[ترجمه ترگمان]به راحتی می توانید به احساسات شخصی اجازه دهید که به کارتان بیاید
[ترجمه گوگل]آسان است که احساسات شخصی را به کار خود منتقل کنید
[ترجمه گوگل]آسان است که احساسات شخصی را به کار خود منتقل کنید
پیشنهاد کاربران
افتادن بر روی زمین و قل خوردن
سرشار
سرایت
فراگیر شدن
تسری
نتیجه
positive spill - overs :نتایج مثبت
positive spill - overs :نتایج مثبت
the necklace beads spill over the floor
ریختن
لبریز شدن
ریختن
لبریز شدن
spillover ( علوم سیاسی و روابط بین الملل )
واژه مصوب: تسرّی
تعریف: فرایندی پویا که به موجب آن یکپارچگی در یک حوزه از فعالیت اجتماع به حوزه های دیگر آن سرایت می کند
واژه مصوب: تسرّی
تعریف: فرایندی پویا که به موجب آن یکپارچگی در یک حوزه از فعالیت اجتماع به حوزه های دیگر آن سرایت می کند
کلمات دیگر: