• begin to cry, start weeping
burst into tears
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
یهو گریه کردن
زیر گریه زدن_به طور ناگهانی گریه کردن
به ناگهان زیر گریه زدن
مثال: He heard something and he burst into tear in front of all of his friends🥺
مثال: He heard something and he burst into tear in front of all of his friends🥺
( او خیلی ناراحت بود 😔 ) یکباره زیر گریه زد🥺😭
ترکیدن بغض
زیر گریه زدن، به یکباره زیر گریه زدن، He burst into tears او به یکباره زیر گریه زد!
یک دفعه زدن زیر گریه
از گریه منفجر شدن
She burst into tears
اون یکدفعه زد زیر گریه
از گریه منفجر شدن
She burst into tears
اون یکدفعه زد زیر گریه
Commence crying
زیر گریه زدن
ناگهان گریه کردن
زدن زیر گریه ، به گریه افتادن
یهو به گریه افتادن
یهویی به گریه افتادن/ گریه ناگهانی
To cry suddenly
To cry suddenly
شروع به گریه
یهویی گریه کردن، ناگهان زیر گریه زدن
When her dither died she burst into tears
شروع به گریه کردن. .
to start crying suddenly:she read the letter and burst into tears ( =started to cry )
ناگهان زیر گریه زدن:او ( خانم ) نامه را خواند و ناگهان زیر گریه زد.
ناگهان زیر گریه زدن:او ( خانم ) نامه را خواند و ناگهان زیر گریه زد.
اشکش دمِ مشکش اِ
To cry suddenly
زیر گریه زدن، یکباره زیر گریه زد 😭😭😭😭
زدن زیر گریه
ترکیدن بغض
گریه کردن ناگهانی to cry suddenly
گریه کردن ناگهانی to cry suddenly
ناگهانی زیر گریه زدن
Crying
When baby thirsty burst into tears
When baby thirsty burst into tears
زیـر گریهـ زدنـ: )
گریهـ یهویی
گریهـ یهویی
ناگهان یا یهو گریه کردن
ناگهان گریه کردن، گریه ناگهانی
ناگهان زیر گریه زدن
یهو گریه کردن
اشک دم مشک بودن !!!
اشک دم مشک بودن !!!
شکستن بغض، یک دفعه زیر گریه زدن
یه دفعه ای گریه کردن
ناگهانی گریه کردن
یهویی زدن زیر گریه
مثلا وقتی یکی بغض میکنه و یهو بغضش میترکه: (
ناگهانی گریه کردن
یهویی زدن زیر گریه
مثلا وقتی یکی بغض میکنه و یهو بغضش میترکه: (
To cry suddenly
she saw her daughter snd meanwhile burst into tears
she saw her daughter snd meanwhile burst into tears
یهویی گریه کردن
Mina burst into tears when she saw her score
مینا وقتی نمره اش را دید، زد زیر گریه
مینا وقتی نمره اش را دید، زد زیر گریه
کلمات دیگر: