1. It was uncertain whether we would survive the torrent of rain.
معلوم نبود که آیا از سیل جان سالم به در می بریم
2. Some people believe that only the strongest should survive.
بعضی بر این باورندکه تنها قوی تر ها باید زنده بمانند
3. The space capsule was built to survive a long journey in space.
اتاقک فضایی را برای تحمل سفر طولانی، ساخته بودند
4. to survive in this bank, you need to be a politician
برای دوام آوردن در این بانک باید اهل زدوبند باشی.
5. how can they survive on such a low income?
چگونه می توانند با چنان درآمد کم زندگی کنند؟
6. If democracy is to survive, it is the task of men of thoughts, as well as men of action, to put aside pride and prejudice; and with courage and single-minded devotion---- to find the truth and teach the truth that shall keep men free.
[ترجمه ترگمان]اگر دموکراسی زنده بماند، وظیفه مردان افکار و همچنین مردان عمل است که غرور و تعصب را کنار بگذارند؛ و با شهامت و اخلاص single - - برای یافتن حقیقت و آموزش دادن به حقیقتی که مردم را آزاد نگه می دارد
[ترجمه گوگل]اگر دموکراسی برای زنده ماندن باشد، وظیفه مردان افکار و همچنین مردان عمل است تا غرور و تعصب را کنار بگذارند؛ و با شجاعت و تکفیری متوسل می شوید ---- برای یافتن حقیقت و حقیقت را تعلیم دهید که مردم را آزاد می کند
7. Can the government survive this latest broadside from its own supporters?
[ترجمه ترگمان]آیا دولت می تواند از این آخرین ضربه حامیان خود جان سالم به در ببرد؟
[ترجمه گوگل]آیا دولت می تواند از این حامیان خود در این زمینه حمایت کند؟
8. I don't want to survive. I want to live.
[ترجمه ترگمان]من نمی خواهم زنده بمانم من می خواهم زندگی کنم
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم زنده بمانم می خواهم زندگی کنم
9. These birds only survive in temperate latitudes.
[ترجمه ترگمان]این پرندگان تنها در عرض های جغرافیایی زنده می مانند
[ترجمه گوگل]این پرندگان فقط در عرض های معتدل زنده ماندند
10. We cannot survive for long without food and drink.
[ترجمه ترگمان]ما نمی توانیم مدت زیادی بدون غذا و نوشیدنی زنده بمانیم
[ترجمه گوگل]ما برای مدت طولانی بدون غذا و نوشیدن نمی توانیم زنده بمانیم
11. He can scarcely survive this scandal with his reputation intact.
[ترجمه ترگمان]او به سختی می تواند از این رسوایی جان سالم به در ببرد
[ترجمه گوگل]او نمیتواند این رسوایی را با اعتبار خود دست نخورده باقی بگذارد
12. The will to survive is extraordinary and at times overwhelming, capable of fashioning some form of normality even out of the darkest hour.
[ترجمه ترگمان]اراده زنده ماندن فوق العاده و گاهی سخت است، که قادر به شکل دادن برخی از شکل زندگی عادی حتی خارج از تاریک ترین لحظات است
[ترجمه گوگل]اراده برای زنده ماندن فوق العاده است و گاه غرورآمیز است و قادر به ایجاد نوعی از عادی حتی از تاریک ترین ساعت است
13. His robust strength made him survive the disaster.
[ترجمه ترگمان]قدرت قوی او باعث شد که او از این فاجعه جان سالم به در ببرد
[ترجمه گوگل]قدرت قوی او باعث شد که او به فاجعه بماند
14. I have only one heart. How can I survive if I devote it all to you.
[ترجمه ترگمان]من فقط یک قلب دارم چطور میتونم زنده بمونم اگه همه اینا رو فدای تو کنم
[ترجمه گوگل]من فقط یک قلب دارم چگونه می توانم زنده بمانم اگر این همه را به تو اختصاص دهم؟
15. If the industry doesn't modernize it will not survive.
[ترجمه ترگمان]اگر این صنعت مدرن سازی کند، زنده نخواهد ماند
[ترجمه گوگل]اگر صنعت مدرن سازی نکرد، زنده نخواهد ماند
16. It astonished her that he was able to survive.
[ترجمه ترگمان]او را متعجب کرد که می تواند جان سالم به در ببرد
[ترجمه گوگل]او شگفت زده کرد که او قادر به زنده ماندن بود
17. Whether the business will survive another ten years is pure conjecture.
[ترجمه ترگمان]این که آیا این کار تا ده سال دیگر زنده خواهد ماند، حدس خالص است یا نه
[ترجمه گوگل]این که کسب و کار ده سال دیگر زنده بماند، حدس و گمان است
18. The children were lucky to survive the fire which destroyed their home.
[ترجمه ترگمان]بچه ها خوش شانس بودند که از آتش سوزی جان سالم به در بردند که خانه آن ها را ویران کرد
[ترجمه گوگل]بچه ها خوش شانسی برای زنده ماندن از آتش است که خانه آنها را نابود کرد
19. The islanders could barely survive without an export crop.
[ترجمه ترگمان]جزیره نشینان به سختی می توانستند بدون یک محصول صادراتی دوام بیاورند
[ترجمه گوگل]ساکنان جزیره به سختی میتوانند بدون محصول صادراتی زنده بمانند