کلمه جو
صفحه اصلی

catching up

پیشنهاد کاربران

دنباله رو

معنای اصطلاح catch up with/on : انجام کاری که قبلا فرصت انجام آن را نداشته اید. فرصت انجام کارهای عقب افتاده


She's staying late at the office to catch up with/on some reports.

. او تا دیروقت در اداره می ماند تا گزارشها ی عقب افتاده را تهیه کند.

رسیدن به کسی _ علاقمند

همگام شدن

خدمت کسی یا عزیزی رسیدن

غافلگیر کردن کسی یا عزیزی به وسیله ی سر زدن به او

وقتی کسی رو دیده چند وقت ندیده باشی و تازه به او رسیده باشی و تمامی خاطراتت رو براش تعریف کنی

متناسب با

کارهای عقب افتاده
to do what needs to be done because you have not been able to do it until now

به معنای: همراهی کردن

i am looking forward to catching up with you soon
من مشتاقانه منتظر هستم که به زودی شما را همراهی کنم.

Let's run faster or they'll Catch up with us!

بیا سریعتر بدوویم، وگرنه به ما می رسند.

We should spend time Catching up with each other.

ما باید وقت بگذرانیم و از خبرهای یکدیگر آگاه شویم.

Go ahead, I'll be catching up with you before you know it.

برو من قبل از اینکه بفهمی بهت میرسم.

همگامی

فرارسی
همپایی


کلمات دیگر: