زمان گذشته ساده فعل Swing
swung
انگلیسی به فارسی
قسمت سوم فعل Swing
چرخید، تلو تلو خوردن، تاب خوردن، نوسان کردن، تاب دادن، اونگان شدن یا کردن، چرخیدن، بدار اویخته شدن
انگلیسی به انگلیسی
( verb )
• : تعریف: past tense and past participle of swing.
Infinitive: swing, Past Participle: swung
دیکشنری تخصصی
[نساجی] چرخیدن - تاب خوردن - تاب - نوسان
جملات نمونه
1. ali swung around to pari, holding a cup of tea
علی در حالی که فنجان چای در دست داشت به طرف پری چرخید.
2. he swung at me with his fists but i dodged
به طرفم مشت پراند ولی جاخالی دادم.
3. he swung the car to the right and that swerve saved rustam's life
او اتومبیل را به سمت راست چرخاند و آن ویراژ جان رستم را نجات داد.
4. the door swung open
در چرخید و گشوده شد.
5. the driver swung around the fallen tree
راننده درخت افتاده را دور زد.
6. public opinion has swung in his favor
افکار عمومی به نفع او تغییر کرده است.
7. the monkey caught hold of the branch and swung dangling there
میمون به شاخه چسبید و در آنجا آویزان ماند و تاب خورد.
8. He swung the hammer with all his strength.
[ترجمه ترگمان]چکش را با تمام نیرو تکان داد
[ترجمه گوگل]او چکش را با تمام قدرتش چرخاند
[ترجمه گوگل]او چکش را با تمام قدرتش چرخاند
9. The lamp swung in the breeze.
[ترجمه ترگمان]چراغ در نسیم تکان می خورد
[ترجمه گوگل]چراغ روشن شد
[ترجمه گوگل]چراغ روشن شد
10. The sail of the little boat swung crazily from one side to the other.
[ترجمه ترگمان]بادبان قایق کوچک دیوانه وار از یک طرف به طرف دیگر تاب می خورد
[ترجمه گوگل]بادبان قایق کوچک از یک طرف به سمت دیگر به آرامی چرخید
[ترجمه گوگل]بادبان قایق کوچک از یک طرف به سمت دیگر به آرامی چرخید
11. He swung the door wide open in a parody of welcome.
[ترجمه ترگمان]در را باز کرد و به تقلید از خوش آمد گویی، در را باز کرد
[ترجمه گوگل]او درب را به خوبی باز کرد
[ترجمه گوگل]او درب را به خوبی باز کرد
12. The boy swung on the rope tied to a tree.
[ترجمه ترگمان]پسرک طناب را به درختی بسته بود
[ترجمه گوگل]پسر روی طناب روی یک درخت گره خورده بود
[ترجمه گوگل]پسر روی طناب روی یک درخت گره خورده بود
13. His car swung round at the crisscross.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل به صورت وارونه در حرکت بود
[ترجمه گوگل]ماشینش چرخانده و در حال چرخش است
[ترجمه گوگل]ماشینش چرخانده و در حال چرخش است
14. A set of keys swung from her belt.
[ترجمه ترگمان]دسته کلید از کمربندش آویزان بود
[ترجمه گوگل]یک مجموعه از کلید از کمربند او تغییر کرد
[ترجمه گوگل]یک مجموعه از کلید از کمربند او تغییر کرد
15. The car swung off the road and broadsided the house.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل از جاده خارج شد و از خانه بیرون رفت
[ترجمه گوگل]این ماشین از جاده خارج شد و خانه را پخش کرد
[ترجمه گوگل]این ماشین از جاده خارج شد و خانه را پخش کرد
16. As he pushed her,[sentence dictionary] she swung higher and higher .
[ترجمه ترگمان]همچنان که او را هل می داد، بالاتر و بالاتر تاب می خورد
[ترجمه گوگل]همانطور که او را تحت فشار قرار داد، [لغت فرهنگ لغت] او چرخش بالاتر و بالاتر
[ترجمه گوگل]همانطور که او را تحت فشار قرار داد، [لغت فرهنگ لغت] او چرخش بالاتر و بالاتر
پیشنهاد کاربران
Swung ( ˈswʌŋ )
برگرداندن
کلمات دیگر: