1. The book gives an admirably succinct account of the technology and its history.
[ترجمه ترگمان]این کتاب شرح قابل تحسینی از تکنولوژی و تاریخچه آن می دهد
[ترجمه گوگل]این کتاب به یک شرح مختصری از تکنولوژی و تاریخ آن می پردازد
2. Keep your letter succinct and to the point.
[ترجمه زهراعبدی] نامه خود را مختصر و مفید بنویسید ( یا نگهدارید )
[ترجمه ترگمان]نامه تان را مختصر و کوتاه نگاه دارید
[ترجمه گوگل]نامه خود را مختصر و به نقطه ای نگه دارید
3. A succinct style lends vigour to writing.
[ترجمه ترگمان]یک سبک مختصر به نویسندگی قدرت می دهد
[ترجمه گوگل]یک سبک مختصر به نوشتن کمک می کند
4. Keep your answers as succinct as possible.
[ترجمه سعید] تا اونجا که امکان داره ( می تونید ) ، جواب هاتون و مختصر بگید
[ترجمه ترگمان]پاسخ های خود را تاحد ممکن موجز نگه دارید
[ترجمه گوگل]پاسخهایتان را به صورت مختصر به حداکثر برسانید
5. Ray was seldom inclined to be succinct, and he gave his interrogators the full benefit of his thinking.
[ترجمه ترگمان]ری تا به ندرت میل داشت مختصر و مفید باشد، و از این فکر لذت می برد
[ترجمه گوگل]ری به ندرت مایل بود مختصر باشد و بازجوها را به نفع تمام تفکرش بازگو کرد
6. A skeleton argument should therefore be as succinct as possible.
[ترجمه ترگمان]بنابراین یک استدلال اسکلت باید تاحد ممکن موجز باشد
[ترجمه گوگل]بنابراین استدلال اسکلت باید به صورت مختصر باشد
7. The new labelling is more succinct and advises consumers simply that oat bran may help prevent heart disease.
[ترجمه ترگمان]برچسب جدید دقیق تر و succinct است و به مصرف کنندگان توصیه می کند که سبوس غله به جلوگیری از بیماری قلبی کمک کند
[ترجمه گوگل]برچسب زدن جدید خیلی مختصر است و به مصرف کنندگان توصیه می کند که سبوس جو دوسر ممکن است به جلوگیری از بیماری های قلبی کمک کند
8. We remember what is short and succinct.
[ترجمه ترگمان]ما آنچه را که کوتاه و موجز است به خاطر داریم
[ترجمه گوگل]ما به یاد می آوریم چه چیزی کوتاه و مختصر است
9. This was an unusually clear and succinct statement of assumptions which had been current for generations.
[ترجمه ترگمان]این یک شرح ساده و مختصر از فرضیاتی بود که برای نسل ها جریان داشت
[ترجمه گوگل]این بیانیه ای غیرمعمول واضح و خلاصه ای از مفروضاتی بود که برای نسل ها جریان داشت
10. Jim Burke and Horace Deets were succinct.
[ترجمه ترگمان]جیم برک و هوریس والپول succinct بودند
[ترجمه گوگل]جیم برک و هوراس دیتس مختصر بودند
11. Recent policy statements have been even more succinct.
[ترجمه ترگمان]بیانیه های سیاسی اخیر even تر بوده اند
[ترجمه گوگل]اظهارات سیاسی اخیر، حتی مختصرتر بوده است
12. Each contribution is well referenced and has a succinct conclusion.
[ترجمه ترگمان]هر سهم بخوبی مرجع بوده و دارای یک نتیجه گیری قابل قبولی است
[ترجمه گوگل]هر سهم به خوبی اشاره دارد و نتیجه گیری مختصر دارد
13. Milton summarizes the people's case in many such succinct passages.
[ترجمه ترگمان]میلتن پرونده مردم را در بسیاری از این موارد مختصر بیان می کند
[ترجمه گوگل]میلتون پرونده مردم را در بسیاری از موارد چنین خلاصه ای خلاصه می کند
14. John's succinct turn of phrase persuaded her that it would not be a good idea.
[ترجمه ترگمان]خلاصه کلام ساده یوحنا او را متقاعد ساخت که این ایده خوبی نیست
[ترجمه گوگل]نوبه خود از عبارت کوتاه جان، او را متقاعد کرد که این ایده خوبی نیست
15. Ancient Chinese was extremely succinct, having no verb tense or other complex grammatical construction.
[ترجمه ترگمان]چین باستان به شدت مختصر بود و فعل و انفعالات فعل و انفعالات پیچیده دیگری نداشت
[ترجمه گوگل]چینی های باستانی بسیار مختصر بودند، بدون داشتن مقدار فعلی یا ساختار پیچیده گرامری