1. illness caused him to curtail his stay
بیماری موجب شد که از مدت اقامت خود بکاهد.
2. The president has remained mute about plans to curtail the number of immigrants.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور در مورد طرح هایی برای کم کردن تعداد مهاجران صحبت کرده است
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور در مورد برنامه هایی برای کاهش تعداد مهاجران نادیده گرفته شده است
3. The new law will curtail police powers.
[ترجمه ترگمان]قانون جدید اختیارات پلیس را کاهش خواهد داد
[ترجمه گوگل]قانون جدید قدرت های پلیس را مختل می کند
4. We must try to curtail our spending.
[ترجمه ترگمان]ما باید سعی کنیم مخارج خود را کم کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید سعی کنیم هزینه هایمان را کاهش دهیم
5. I don't want to curtail my daughter's freedom.
[ترجمه ترگمان]من نمی خواهم آزادی دخترم را از دست بدهم
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم آزادی دخترم را محدود کنم
6. NATO plans to curtail the number of troops being sent to the region.
[ترجمه ترگمان]ناتو در نظر دارد تعداد نیروهای اعزام نیرو به منطقه را کم کند
[ترجمه گوگل]ناتو قصد دارد تعدادی از نیروهای فرستاده شده به منطقه را کاهش دهد
7. The Government also wants private firms to curtail wage rises, currently running at around six percent.
[ترجمه ترگمان]دولت همچنین خواستار کاهش دست مزد شرکت های خصوصی است که در حال حاضر حدود شش درصد است
[ترجمه گوگل]دولت همچنین می خواهد شرکت های خصوصی را برای کاهش دستمزد کاهش دهد، که در حال حاضر حدود 6 درصد آن را اجرا می کند
8. This would curtail the crisis within three weeks and regain Britain's foot and mouth-free status within three months.
[ترجمه ترگمان]این امر موجب کاهش بحران ظرف سه هفته خواهد شد و در عرض سه ماه وضعیت آزادی دهان و دهان بریتانیا را به دست آورد
[ترجمه گوگل]این بحران را در عرض سه هفته کاهش می دهد و در عرض سه ماه وضعیت بریتانیا را از دست می دهد
9. He must be prepared to curtail this new behaviour before it becomes a habit.
[ترجمه ترگمان]او باید برای محدود کردن این رفتار جدید قبل از تبدیل شدن به یک عادت آماده باشد
[ترجمه گوگل]او باید آماده باشد تا این رفتار جدید را قبل از اینکه عادت شود، مختل کند
10. He did, however, curtail his withering critique.
[ترجمه ترگمان]با این حال، او انتقاد پژمرده او را قطع کرد
[ترجمه گوگل]با این حال، او انتقاد خود را از دست داد
11. Secondary prevention attempts to curtail the spread of the disease and interrupt its course.
[ترجمه ترگمان]پیش گیری از دومین تلاش ها برای کاهش شیوع بیماری و قطع کردن مسیر آن است
[ترجمه گوگل]پیشگیری ثانویه تلاش برای فروپاشی گسترش بیماری و قطع دوره آن است
12. Budget cuts forced schools to curtail after-school programs.
[ترجمه ترگمان]کاهش بودجه مدارس را وادار به کاهش برنامه های پس از مدرسه می کند
[ترجمه گوگل]کاهش بودجه مدارس مجبور به محدود کردن برنامه های پس از مدرسه می شوند
13. It also includes other provisions to curtail the influence of money in politics.
[ترجمه ترگمان]همچنین شامل مواد دیگری برای کم کردن نفوذ پول در سیاست است
[ترجمه گوگل]همچنین شامل مقررات دیگر برای محدود کردن نفوذ پول در سیاست است
14. It would be unfortunate if something occurred to curtail our partnership.
[ترجمه ترگمان]خیلی بد میشه اگه اتفاقی برای شراکت ما بیفته
[ترجمه گوگل]اگر مشکلی برای کاهش مشارکت ما وجود داشته باشد، مایه تاسف است
15. Winters are wild enough to curtail many of the outdoor pursuits that attract in the first place.
[ترجمه ترگمان]زمستان ها به اندازه کافی وحشی هستند که بسیاری از اشتغالات خارج از فضای باز را که در وهله اول جذب می شوند، کم کنند
[ترجمه گوگل]زمستان به اندازه کافی وحشی است که برای محدود کردن بسیاری از تعطیلات در فضای باز که در وهله اول جذب می شوند