صفحه اصلی
burst a blood vessel
بستن
پیشنهاد کاربران
پیشنهاد کاربران
عصبانی شدن
خونش به جوش آمد
خون به جوش آمدن
He burst a blood vessel during a fit of coughing
Oxford Dictionary@
کلمات دیگر: