1. a stagy way of talking
روش حرف زدن به تقلید از بازیگران
2. He fell to the ground writhing in stagy agony.
[ترجمه ترگمان]در حالی که از درد به خود می پیچید روی زمین افتاد
[ترجمه گوگل]او در برابر آزار و اذیت شدید به زمین افتاد
3. The room was decorated with stagy opulence.
[ترجمه ترگمان]اتاق با تجملات آراسته شده بود
[ترجمه گوگل]اتاق با عظمت ماندگار تزئین شده بود
4. I thought the program "I, Claudius" was a stagy bore.
[ترجمه ترگمان]فکر کردم که این برنامه \"من\"، کلاودیوس \" یک stagy بود
[ترجمه گوگل]من فکر کردم که برنامه 'من، کلودیوس' یک مشت آهنی بود
5. He found it absurdly stagy, and was partly embarrassed, partly amused.
[ترجمه ترگمان]وی آن را به نحو مضحکی به نمایش گذاشت و تا اندازه ای شرمسار شده بود
[ترجمه گوگل]او آن را بی رویه ثابت کرد و تا حدی خجالت زده بود، تا حدودی سرگرم شد
6. For the barking fat-faced mediocrity in the stagy black uniform he feels chiefly to be attempted, modified by caution.
[ترجمه ترگمان]برای متوسط barking در لباس سیاه stagy، بیشتر سعی دارد که با احتیاط عمل کند
[ترجمه گوگل]برای خستگی ناگهانی چهره در لباس سیاه و سفید، او احساس می کند به طور عمده تلاش می شود، با احتیاط اصلاح شده است
7. One of the men spotted her and emitted a stagy wolf-whistle.
[ترجمه ترگمان]یکی از مردان او را دید و با لحنی تصنعی سوت زد
[ترجمه گوگل]یکی از مردان او را دید و یک سوت گرگ وحشی را منتشر کرد
8. He has a second reason, spelled out in one of several stagy subplots.
[ترجمه ترگمان]او یک دلیل دوم دارد که در یکی از چندین نمایشگاه نقاشی نوشته شده است
[ترجمه گوگل]او یک دلیل دیگر دارد که در یکی از چندین ایستگاه فرعی قرار دارد
9. Instead, the cast simply walked about, making the walking dramatic without being stagy.
[ترجمه ترگمان]در عوض، بازیگران به سادگی از این سو به آن سو رفتند، و راه رفتن را بدون stagy شدن، نمایش دادند
[ترجمه گوگل]در عوض، بازیگران به سادگی به راه می افتادند و باعث می شود که پیاده روی دراماتیک بدون ماندگاری باشد
10. I admit I was unfamiliar with Mr. Zero, but after seeing Mr. Tisci's stagy clothes and spacey hats, I am now.
[ترجمه ترگمان]اعتراف می کنم که من با آقای صفر نا آشنا بودم، اما بعد از دیدن لباس های مناسب آقای Tisci و کلاه های spacey، الان هستم
[ترجمه گوگل]من اعتراف می کنم با آقای Zero نا آشنا بودم، اما بعد از دیدن لباس پوشیدنی آقای Tisci و کلاه های فضایی، من الان هستم