1. slavery has been universally condemned
برده داری در سراسر جهان مردود شناخته شده است.
2. It is universally acknowledged that the US is a strong country.
[ترجمه ترگمان]به طور جهانی پذیرفته شده است که ایالات متحده کشوری قوی است
[ترجمه گوگل]به طور جهانی تصدیق می شود که ایالات متحده یک کشور قوی است
3. It is universally acknowledged that trees are indispensable to us.
[ترجمه ترگمان]به طور جهانی پذیرفته شده است که درختان برای ما ضروری هستند
[ترجمه گوگل]به طور جهانی اذعان شده است که درختان برای ما ضروری است
4. The scale of the problem is now universally recognised.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، مقیاس مساله به طور جهانی به رسمیت شناخته شده است
[ترجمه گوگل]مقیاس مشکل در حال حاضر به طور جهانی شناخته شده است
5. It is a truth universally acknowledged, that a single man in possession of a good fortune must be in want of a wife.
[ترجمه ترگمان]این حقیقتی است که همه تصدیق می کنند که یک مرد مجرد صاحب یک ثروت خوب باید به عنوان همسر باشد
[ترجمه گوگل]این یک حقیقت است که به طور جهانی تصدیق شده است، که یک مرد تنها در اختیار داشتن ثروت خوب است و باید از همسرش باشد
6. The new teacher was universally disliked.
[ترجمه ترگمان]معلم جدید به طور جهانی مورد تنفر قرار می گرفت
[ترجمه گوگل]معلم جدید به طور جهانی نادیده گرفته شد
7. It is a new theory universally received.
[ترجمه ترگمان]این یک تئوری جدید است که به طور جهانی پذیرفته شده است
[ترجمه گوگل]این یک نظریه جدید است که به طور جهانی دریافت شده است
8. It is universally accepted that one's thinking directs one's actions.
[ترجمه ترگمان]به طور جهانی پذیرفته شده است که تفکر و تفکر یک عمل را هدایت می کند
[ترجمه گوگل]به طور کلی پذیرفته شده است که تفکر، اعمال خود را هدایت می کند
9. She was universally/widely/publicly acclaimed for her contribution to the discovery.
[ترجمه ترگمان]او به طور جهانی \/ بطور گسترده مورد تحسین قرار گرفت و سهم خود را در این کشف مورد تحسین قرار داد
[ترجمه گوگل]او به طور کلی / به طور گسترده ای / به طور عمومی برای سهم خود را به کشف تحسین شده است
10. The theory does not apply universally.
[ترجمه ترگمان]این نظریه به طور جهانی اعمال نمی شود
[ترجمه گوگل]این نظریه به طور جهانی کاربرد ندارد
11. It is universally acknowledged that dogs have an acute sense of smell.
[ترجمه ترگمان]به طور جهانی تصدیق شده است که سگ ها حس بویایی شدیدی دارند
[ترجمه گوگل]به طور جهانی اذعان می شود که سگ حس بویایی دارد
12. This treatment is not universally available.
[ترجمه ترگمان]این درمان به صورت جهانی موجود نیست
[ترجمه گوگل]این درمان جهانی در دسترس نیست
13. They believed these principles to be universally true.
[ترجمه ترگمان]آن ها معتقد بودند که این اصول به طور جهانی صحیح هستند
[ترجمه گوگل]آنها معتقد بودند که این اصول به طور جهانی درست است
14. There is a desire for peace universally.
[ترجمه ترگمان]یک میل به صلح به طور جهانی وجود دارد
[ترجمه گوگل]تمایل به صلح در جهان وجود دارد
15. The disadvantage is that it is not universally available.
[ترجمه ترگمان]عیب این است که به طور کلی در دسترس نیست
[ترجمه گوگل]مضرات این است که آن را در دسترس جهانی نیست