کلمه جو
صفحه اصلی

highlighted

انگلیسی به فارسی

برجسته شده، تشکیل نکته روشن یاجالب دادن


انگلیسی به انگلیسی

• stressed, emphasized, accented, spotlighted

جملات نمونه

1. her dance highlighted the program
رقص او جالب ترین بخش برنامه بود.

2. he had read and carefully highlighted the textbook
او کتاب درسی را خوانده و با دقت زیر مطالب مهم خط کشیده بود.

3. to show the effect of the window light, he highlighted half of the face
برای نشان دادن اثر نور پنجره،نیمی از چهره را روشن تر کشید.

4. The earthquake highlighted the vulnerability of elevated highways.
[ترجمه ترگمان]زمین لرزه، آسیب پذیری بزرگراه های مرتفع را مورد تاکید قرار داد
[ترجمه گوگل]زلزله آسیب پذیری بزرگراه های بلند را برجسته می کند

5. I've highlighted the important passages in yellow.
[ترجمه ترگمان]قسمت های مهم زرد رنگ را برجسته کرده ام
[ترجمه گوگل]من بخش های مهم زرد را برجسته کرده ام

6. His remarks highlighted his own function.
[ترجمه ترگمان]اظهارات او بر عملکرد خود تاکید کرد
[ترجمه گوگل]اظهارات او عملکرد خود را برجسته کرده است

7. A customer satisfaction survey highlighted the need for clearer pricing.
[ترجمه ترگمان]یک بررسی رضایت مشتری، نیاز به قیمت گذاری آشکارتر را مورد تاکید قرار داد
[ترجمه گوگل]نظرسنجی رضایت مشتری، نیاز به قیمت گذاری واضح تر را برجسته کرده است

8. The spelling mistakes in the text had been highlighted in green.
[ترجمه ترگمان]اشتباه ات املائی در متن به رنگ سبز پررنگ شده است
[ترجمه گوگل]اشتباهات املا در متن سبز شده است

9. The study highlighted three problem areas.
[ترجمه ترگمان]این مطالعه سه حوزه مشکل را برجسته کرد
[ترجمه گوگل]این مطالعه سه حوزه مشکل را برجسته کرده است

10. The peace talks merely highlighted the great gulf in understanding between the two sides.
[ترجمه ترگمان]مذاکرات صلح تنها شکاف بزرگ بین دو طرف را برجسته کرد
[ترجمه گوگل]مذاکرات صلح صرفا برجسته کردن خلیج فارس در درک بین دو طرف را برجسته کرد

11. It highlighted the Miss Europe that the girls answered the questions with their talents and cleverness.
[ترجمه ترگمان]این امر باعث می شد که دوشیزه اروپا با استعداد و استعداد خود به این پرسش ها پاسخ دهد
[ترجمه گوگل]خانم اروپایی نشان داد دختران به سؤالات با استعدادهای خود و هوشمندانه پاسخ دادند

12. The needs of these children were dramatically highlighted by the Child Poverty Action Group.
[ترجمه ترگمان]نیازهای این کودکان به شدت مورد توجه گروه اقدام فقر کودک قرار گرفت
[ترجمه گوگل]نیازهای این کودکان به طور چشمگیری توسط گروه اقدامات فقر کودکان برجسته شده است

13. The highlighted text will be added to the end of the stored document.
[ترجمه ترگمان]متن برجسته تا پایان سند ذخیره شده اضافه خواهد شد
[ترجمه گوگل]متن برجسته به پایان سند ذخیره شده اضافه خواهد شد

14. Mr. Gummer My hon. Friend has highlighted the fundamental difference.
[ترجمه ترگمان]آقای Gummer عزیزم دوست، تفاوت اساسی را برجسته کرده است
[ترجمه گوگل]آقای گومر صادقانه من دوست تفاوت اساسی را برجسته کرده است

پیشنهاد کاربران

شناخته شده

سایه روشن شده
با رنگ دیگری مشخص شده

برجسته ( نه به معنی برآمده، به معنی شاخص تر )

شناخته شده و جالب

مشخص کردن - علامت دار کردن


کلمات دیگر: