زبون، بدبخت، فلاکت زده، افتاده، زوال یافته
downfallen
زبون، بدبخت، فلاکت زده، افتاده، زوال یافته
انگلیسی به فارسی
زبون، بدبخت، فلاکتزده
فرو ریختن
انگلیسی به انگلیسی
• ruined, fallen from prosperity, fallen from grace, disgraced
کلمات دیگر:
زبون، بدبخت، فلاکتزده
فرو ریختن