شانه خالی کردن، از زیر کاری در رفتن
skip out
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• escape, leave, go away
مترادف و متضاد
Shirk; to avoid attending or to leave early (especially without permission)
پیشنهاد کاربران
پیچاندن
مخفیانه یا ناگهانی جایی یا کسی را ترک کردن
you are the one who skipped out on your bills
توهمونی هستی که موقع پرداخت قرضات جیم شدی
توهمونی هستی که موقع پرداخت قرضات جیم شدی
ورجه وورجه رفتن، بپر بپر کردن
کلمات دیگر: