کلمه جو
صفحه اصلی

strip mall

انگلیسی به فارسی

بازار نوار


انگلیسی به انگلیسی

• shopping mall consisting of stores or restaurants located side-by-side in one long building (usually with a parking area located directly in front of the stores)

جملات نمونه

1. The restaurant was situated in a strip mall about four blocks from the office.
[ترجمه ترگمان]رستوران در یک مرکز خرید در حدود چهار بلوک از دفتر بود
[ترجمه گوگل]رستوران در یک مرکز نوار در حدود چهار بلوک از دفتر واقع شده بود

2. Chef Henry's Tip-Top Bistro is in a small strip mall in a space that was the original home of Bravissimo.
[ترجمه ترگمان]نوک سر آشپز هنری (سر آشپز - بالا)در یک باریکه کوچک در فضایی است که خانه اصلی of است
[ترجمه گوگل]Tip-Top Bistro آشپز هنری در یک فضای کوچک است که خانه اصلی Bravissimo است

3. Main Street has been replaced by the strip mall and the shopping mall, concentrating consumer goods in an auto-friendly space.
[ترجمه ترگمان]خیابان اصلی با خرید یک مرکز خرید و مرکز خرید جایگزین شده است و کالاهای مصرفی را در فضایی دوستانه متمرکز کرده است
[ترجمه گوگل]خیابان اصلی توسط مرکز نوار و مرکز خرید جایگزین شده است، تمرکز محصولات کالاهای مصرفی در یک فضای راحت و راحت

4. If you are a consumer, then in the Strip Mall chain online, you can buy the merchandise to the bed of roses.
[ترجمه ترگمان]اگر شما یک مصرف کننده هستید، پس از آن در زنجیره خرید به صورت آنلاین، می توانید کالا را به بس تر رز ببرید
[ترجمه گوگل]اگر شما یک مصرف کننده هستید، سپس در زنجیره فروشگاه آنلاین نوار، شما می توانید محصولات را به تخت گل رز خریداری کنید

5. Private Organic Therapy, in a tidy strip mall between a furniture store and an upscale liquor shop, will close, said its manager, Dave Warden.
[ترجمه ترگمان]مدیر آن دیو سرپرست گفت که درمان ارگانیک ارگانیک، در یک نوار تمیز بین یک فروشگاه مبلمان و یک مغازه مشروب فروشی گران قیمت، تعطیل خواهد شد
[ترجمه گوگل]گفت: مدیر ارشد، دیو والدین، مدیر ارشد آلی، در یک فروشگاه نوار تمیز بین یک فروشگاه مبلمان و یک مغازه مشروب فروشی، نزدیک خواهد شد

6. There, in a strip mall stretching along a congested 20th Avenue, I went to look for Albert Einstein.
[ترجمه ترگمان]آنجا، در یک فروشگاه لخت در خیابان بیستم، من به جستجوی آلبرت اینشتین رفتم
[ترجمه گوگل]در آنجا، در بازار نوار که در امتداد یک خیابان 20 مسدود شده بود، من به دنبال آلبرت اینشتین بودم

7. The Imperial-styled strip mall may look like a relic of the past, with its clay tiles, ornate sidings and those Chinese New Year red balloons, but like much in China, it's spanking new.
[ترجمه ترگمان]این باریکه به سبک امپراطوری ممکن است شبیه به یادگار گذشته باشد، با کاشی های رسی، sidings و بادکنک قرمز سال نو چینی، اما مانند بسیاری از چین، کتک زدن آن ها جدید است
[ترجمه گوگل]مرکز نوار امپریالیستی ممکن است مانند گذشته از گذشته، با کاشی های خاکستری، راهپیمایی های گرانبها و بالن های قرمز چینی سال نو، اما بسیار شبیه به چین، ظاهر جدید است

8. You are right for the meaning of strip mall.
[ترجمه ترگمان] حق با تو - ه که معنی فروشگاه لختی رو میده
[ترجمه گوگل]شما به معنای بازار نوار است

9. She owned the ice cream parlor, plus a shared interest in a strip mall.
[ترجمه ترگمان]اون صاحب بستنی فروشی بود علاوه بر علاقه مشترک تو یه فروشگاه لخت
[ترجمه گوگل]او صاحبخانه یخچال بود، به علاوه یک علاقه مشترک به یک فروشگاه نوار

10. The Moores have watched the trends for 17 years from their shop in the back of a strip mall in Silver Spring.
[ترجمه ترگمان]The این روند را به مدت ۱۷ سال از مغازه آن ها در پشت یک مرکز خرید در بهار نقره ای تماشا کرده اند
[ترجمه گوگل]Moores این روند را برای 17 سال از فروشگاه خود در پشت بازار نوار در Silver Spring تماشا کرده است

11. The typical retail pushcart is set up in the open areas of a shopping mall or strip mall.
[ترجمه ترگمان]فروشگاه معمولی خرده فروشی در مناطق باز یک مرکز خرید یا یک مرکز خرید قرار دارد
[ترجمه گوگل]دستگاه های خرده فروشی معمولی در فضاهای باز یک مرکز خرید یا بازار نوار نصب شده اند

12. The site for the Dallas Public Library Lochwood Branch, is bound by a strip mall, apartment complex, and residential neighborhood, which presented significant contextual opportunities.
[ترجمه ترگمان]سایت شعبه Lochwood کتابخانه عمومی دالاس، یک مجتمع خرید، مجتمع آپارتمانی و محله مسکونی است که فرصت های زمینه ای قابل توجهی را ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]سایت لوچوود شعبهی کتابخانه عمومی دالاس، توسط یک مرکز نوار، مجتمع آپارتمانی و محله مسکونی محصور شده است که فرصتهای متفاوتی را به همراه داشته است

13. McDonald, 5 was found with a single gunshot wound in his car near a strip mall in Dartmouth, Massachusetts on Sunday afternoon.
[ترجمه ترگمان]مک دونالد در روز یکشنبه بعد از ظهر روز یکشنبه با یک جراحت ناشی از اصابت یک گلوله در خودرویش در a، ماساچوست پیدا شد
[ترجمه گوگل]مک دونالد، 5 در خودروی خود در نزدیکی یک فروشگاه نوار در شهر دورتموث، ماساچوست، در یکشنبه بعد از ظهر، با یک زخم تنها گلوله ای پیدا شد

14. Prime location in a 400 square foot facility at a busy strip mall on state highway, Orange Blossom Trail in Orlando, Florida.
[ترجمه ترگمان]جایگاه نخست در یک ساختمان ۴۰۰ متر مربع در یک مرکز خرید شلوغ در بزرگراه ایالتی، شکوفه پرتغال در اورلاندو، فلوریدا
[ترجمه گوگل]نخستین محل در یک ساختمان 400 متر مربع در یک فروشگاه نوار مشغول در بزرگراه دولتی، Trail Blossom Orange در اورلاندو، فلوریدا

پیشنهاد کاربران

مرکزهای خرید کنار هم

مرکز خرید سر باز و ردیفی

strip mall ( عمومی )
واژه مصوب: راسته بازار
تعریف: بازاری بزرگ در فضای باز با مغازه هایی که در یک ردیف قرار گرفته اند و محل عبور عابران پیاده در جلوی آنها قرار دارد


کلمات دیگر: