اسپلایزینگ، باهم متصل کردن، پیوند کردن، بهم تابیدن
splicing
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• act of joining; instance of being joined
دیکشنری تخصصی
[سینما] به هم چسباندن قطعات مختلف فیلم چاپ شده - چسباندن فیلم - چسبکاری
جملات نمونه
1. This film isn't novel at all, only splicing love to fight.
[ترجمه ترگمان]این فیلم اصلا رمان نیست، تنها splicing برای مبارزه است
[ترجمه گوگل]این فیلم در همه رمان ها نیست، فقط دوست داشتن عشق را به مبارزه می کند
[ترجمه گوگل]این فیلم در همه رمان ها نیست، فقط دوست داشتن عشق را به مبارزه می کند
2. Herb Caen created this species by linguistic splicing sometime in the Pleistocene Age.
[ترجمه ترگمان]هرب Caen این گونه را با splicing زبانی در عصر پلیستوسن ایجاد کرده است
[ترجمه گوگل]گیاهان کون این گونه را بوسیله اسپلینگ زبانی در بعضی مواقع در عصر پلاسمودایی ایجاد کردند
[ترجمه گوگل]گیاهان کون این گونه را بوسیله اسپلینگ زبانی در بعضی مواقع در عصر پلاسمودایی ایجاد کردند
3. Splicing new wood into a vertical section of frame may involve removing glass.
[ترجمه ترگمان]تبدیل چوب جدید به یک بخش عمودی از کادر ممکن است شامل حذف شیشه باشد
[ترجمه گوگل]چسباندن چوب جدید به بخش عمودی قاب ممکن است شامل برداشتن شیشه باشد
[ترجمه گوگل]چسباندن چوب جدید به بخش عمودی قاب ممکن است شامل برداشتن شیشه باشد
4. An ultra _ low _ loss splicing without conventional power monitoring could be achieved.
[ترجمه ترگمان]An کم اتلاف بدون نظارت بر قدرت مرسوم می تواند به دست آید
[ترجمه گوگل]یک پلاگین بی نهایت _ _ کم _ بدون نظارت قدرت متعارف می تواند به دست آید
[ترجمه گوگل]یک پلاگین بی نهایت _ _ کم _ بدون نظارت قدرت متعارف می تواند به دست آید
5. Guillotine Splicer: Device used for butt-splicing film with splicing tape.
[ترجمه ترگمان]Guillotine: دستگاه برای فیلم splicing با نوار splicing استفاده می شود
[ترجمه گوگل]دستگاه اسپلیسر گیوتین مورد استفاده برای فیلم فشرده سازی فشرده با نوار فشاری
[ترجمه گوگل]دستگاه اسپلیسر گیوتین مورد استفاده برای فیلم فشرده سازی فشرده با نوار فشاری
6. Standard are fusion splicing of optical fibers does not include buckling, angular, or lateral offsets.
[ترجمه ترگمان]استاندارد سازی فیبرهای نوری شامل کمانش، زاویه، یا فرورفتگی افقی می باشد
[ترجمه گوگل]استاندارد اتصالات فیوژن فیبرهای نوری شامل گسستگی، زاویه ای یا جبران جانبی نیست
[ترجمه گوگل]استاندارد اتصالات فیوژن فیبرهای نوری شامل گسستگی، زاویه ای یا جبران جانبی نیست
7. Its splicing of English with Igbo rhythms, stories and proverbs was revelatory.
[ترجمه ترگمان]پیرایش زبان انگلیسی با ریتم های Igbo، داستان ها و proverbs revelatory بود
[ترجمه گوگل]درهم آمیختن انگلیسی با ریتم های Igbo، داستان ها و ضرب المثل ها، آشکار شد
[ترجمه گوگل]درهم آمیختن انگلیسی با ریتم های Igbo، داستان ها و ضرب المثل ها، آشکار شد
8. Again, you'll have to do some cable splicing and soldering, but in the end you avoid having to use an additional wall outlet.
[ترجمه ترگمان]باز هم باید یک جوش و لحیم کاری کابلی انجام دهید، اما در نهایت از نیاز به استفاده از یک خروجی دیواره اضافی خودداری خواهید کرد
[ترجمه گوگل]مجددا شما باید برخی از اتصالات کابل و لحیم کاری را انجام دهید، اما در نهایت شما از داشتن یک منبع برق اضافی اجتناب می کنید
[ترجمه گوگل]مجددا شما باید برخی از اتصالات کابل و لحیم کاری را انجام دهید، اما در نهایت شما از داشتن یک منبع برق اضافی اجتناب می کنید
9. Responsible for log curve splicing, editing, depth shifting, normalization and log curve process, such as environment correction.
[ترجمه ترگمان]برای پیرایش منحنی log، ویرایش، تغییر عمق، نرمال سازی و فرآیند منحنی log، مانند اصلاح محیط، مسیول است
[ترجمه گوگل]مسئول پیوند منحنی log، ویرایش، تغییر عمق، نرمال سازی و روند منحنی ورود، مانند اصلاح محیط است
[ترجمه گوگل]مسئول پیوند منحنی log، ویرایش، تغییر عمق، نرمال سازی و روند منحنی ورود، مانند اصلاح محیط است
10. The alternative splicing is regulated by the interaction between diverse cis - acting elements and trans - acting factors.
[ترجمه ترگمان]پیرایش جایگزین به واسطه تعامل بین عناصر فعال مستقل مشترک المنافع و عوامل عملکرد ترانس تنظیم می شود
[ترجمه گوگل]جابجایی جایگزین به وسیله تعامل بین عناصر عمل مختلف cis و عوامل فرعی عمل می شود
[ترجمه گوگل]جابجایی جایگزین به وسیله تعامل بین عناصر عمل مختلف cis و عوامل فرعی عمل می شود
11. And also, the yarn motion in the splicing and the splicing principle has been studied.
[ترجمه ترگمان]همچنین، حرکت نخ در پیرایش و اصل splicing مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]همچنین، حرکت نخ در اسپلینگ و اصل اسپلایزینگ مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]همچنین، حرکت نخ در اسپلینگ و اصل اسپلایزینگ مورد بررسی قرار گرفته است
12. With fusion splicing, a tiny core axial offsets . It originates from an index modification in the core region due to the heat treatments accompaniment to the splice process.
[ترجمه ترگمان]با splicing ترکیبی، یک offsets محوری با هسته کوچک ایجاد می شود این فرآیند از تغییر شاخص در ناحیه مرکزی ناشی از عملیات حرارتی با فرآیند اتصال سرچشمه می گیرد
[ترجمه گوگل]با فیلیپس فیوژن، یک محفظه مغناطیسی کوچک است از تغییرات شاخص در ناحیه هسته به علت همراه با حرکات حرارتی به فرآیند اسپلیت، منشا می گیرد
[ترجمه گوگل]با فیلیپس فیوژن، یک محفظه مغناطیسی کوچک است از تغییرات شاخص در ناحیه هسته به علت همراه با حرکات حرارتی به فرآیند اسپلیت، منشا می گیرد
13. Strategic Code Splicing might have a minimal effect, but it's unnoticeable in almost all cases.
[ترجمه ترگمان]کد استراتژیک Splicing ممکن است دارای کم ترین اثر باشد، اما در تمام موارد غیرقابل تشخیص است
[ترجمه گوگل]Splicing کد استراتژیک ممکن است اثر کمتری داشته باشد، اما تقریبا در همه موارد آن غیر قابل تشخیص است
[ترجمه گوگل]Splicing کد استراتژیک ممکن است اثر کمتری داشته باشد، اما تقریبا در همه موارد آن غیر قابل تشخیص است
14. The night before last, Tyler sat up alone, splicing sex organs into Snow White.
[ترجمه ترگمان]شب قبل، تایلر تنها نشست و اندام های جنسی را به سفید برفی بست
[ترجمه گوگل]شب قبل از آخرین، تایلر به تنهایی نشسته بود، وسط اندام های جنسی را به سفید برفی وصل کرد
[ترجمه گوگل]شب قبل از آخرین، تایلر به تنهایی نشسته بود، وسط اندام های جنسی را به سفید برفی وصل کرد
15. It is made by splicing and compressing with special technology after dried high - quality poplar wood.
[ترجمه ترگمان]این فرآیند با استفاده از پیرایش و فشرده شدن با تکنولوژی های خاص پس از خشک کردن چوب صنوبر با کیفیت بالا انجام می شود
[ترجمه گوگل]بعد از خشک شدن صنوبر چوب با کیفیت بالا، از طریق اسپلینگ و فشرده سازی با تکنولوژی خاص ساخته می شود
[ترجمه گوگل]بعد از خشک شدن صنوبر چوب با کیفیت بالا، از طریق اسپلینگ و فشرده سازی با تکنولوژی خاص ساخته می شود
پیشنهاد کاربران
اسپلایزینگ
verb:
باهم متصل کردن ( splice, connect )
پیوند کردن ( splice )
بهم تابیدن ( intertwine, splice )
verb:
باهم متصل کردن ( splice, connect )
پیوند کردن ( splice )
بهم تابیدن ( intertwine, splice )
در زیست شناسی ب معنای پردازش در بهم متصل کردن اگزون های RNAبکار میرود
درزیست شناسی به معنی ویرایش و پیرایش است
پیوند
پیرایش در زیست شناسی
پیرایش
splicing ( زیست شناسی - ژن شناسی و زیست فنّاوری )
واژه مصوب: پیرایش 3
تعریف: ← پیرایش رِنا
واژه مصوب: پیرایش 3
تعریف: ← پیرایش رِنا
کلمات دیگر: