1. 10 people died and 30 were critically injured in a rail crash yesterday.
[ترجمه معصومه] دیروز دریک واژگونی قطار ده نفر کشته و ۳۰ نفر به شدت مصدوم شدند
[ترجمه :)] دیروز در یک واژگونی قطار ۱۰ نفر کشته و ۳۰ نفر به شدت مصدوم شدند
[ترجمه ترگمان]دیروز ۱۰ نفر کشته و ۳۰ نفر به شدت مجروح شدند
[ترجمه گوگل]دیروز 10 نفر کشته و 30 نفر مجروح شدند
2. She was born critically ill with a severe malformation of the heart.
[ترجمه ترگمان]او با یک ناهنجاری شدید قلبی به دنیا آمد
[ترجمه گوگل]او به شدت مبتلا به بدخیمی شدید قلب متولد شد
3. Critically examine your work as if you were looking at someone else's efforts.
[ترجمه بهنام] کار خود را به صورت منتقدانه بررسی کنید، انگار که به تلاش های فرد دیگری نگاه می کنید.
[ترجمه ترگمان]به طور بحرانی کار خود را طوری بررسی کنید که انگار به تلاش های دیگران نگاه می کنید
[ترجمه گوگل]به طور کثیری کار خود را بررسی کنید، انگار به تلاش های دیگران نگاه می کنید
4. Food supplies are at a critically low level.
[ترجمه ترگمان]ذخایر غذایی در سطح پایینی پایینی قرار دارند
[ترجمه گوگل]مواد غذایی در سطح بسیار بالایی قرار دارند
5. Pupils should be encouraged to discuss critically the information they are given.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان باید تشویق شوند تا به طور انتقادی اطلاعاتی که به آن ها داده می شود را مورد بحث و بررسی قرار دهند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان باید تشویق شوند تا به طور انتقادی اطلاعاتی را که داده می شوند بحث کنند
6. We teach students to think critically about the texts they are reading.
[ترجمه ترگمان]ما به دانش آموزان آموزش می دهیم که منتقدانه درباره متنی که می خوانند، منتقدانه تفکر کنند
[ترجمه گوگل]ما به دانش آموزان آموزش می دهیم تا به طور انتقادی درباره متون مورد نظرشان فکر کنند
7. The success of the project depends critically on the continuation of this funding.
[ترجمه ترگمان]موفقیت این پروژه به شدت بستگی به ادامه این بودجه دارد
[ترجمه گوگل]موفقیت پروژه بستگی دارد به ادامه این بودجه
8. He is critically ill in intensive care.
[ترجمه ترگمان]او به شدت بیمار است
[ترجمه گوگل]او در مراقبت های شدید بیمار است
9. Her eyes ran critically over her friend's new dress.
[ترجمه ترگمان]نگاهش را با دقت روی لباس جدید دوستش برانداز کرد
[ترجمه گوگل]چشمهایش بر روی لباس جدیدش دوست داشتنی بود
10. She kept vigil at the bedside of her critically ill son.
[ترجمه ترگمان]او به مراقبت از پسر بیمار در کنار تخت او مشغول بود
[ترجمه گوگل]او در بستر بیمار مبتلا به سرخوردگی او را حیرت زده کرد
11. She tries to get students to think critically, not just regurgitate facts.
[ترجمه ترگمان]او تلاش می کند تا دانش آموزان را وادار به تفکر انتقادی کند، نه تنها حقایق را
[ترجمه گوگل]او تلاش می کند تا دانش آموزان را به انتقاد درک کند، نه فقط حقایق را از بین می برد
12. She is still critically ill in hospital.
[ترجمه ترگمان]او هنوز در بیمارستان وخیم است
[ترجمه گوگل]او هنوز در بیمارستان بسیار بیمار است
13. Economic prosperity depends critically on an open world trading system.
[ترجمه ترگمان]رونق اقتصادی به طور بحرانی به سیستم تجارت جهانی باز بستگی دارد
[ترجمه گوگل]رفاه اقتصادی از نظر سیستم تجارت جهانی باز است
14. Last night she was critically ill in intensive care.
[ترجمه ترگمان]دیشب او به شدت مریض بود
[ترجمه گوگل]شب گذشته او به شدت تحت مراقبت شدید قرار گرفت