کلمه جو
صفحه اصلی

swan


معنی : قو، دجاجه
معانی دیگر : (جانور شناسی) قو (تیره ی anatidae)، (نجوم) رجوع شود به: cygnus، انسان قو مانند (به ویژه شاعر یا آواز خوان)، (محلی) قسم خوردن (معمولا به صورت: قسم می خورم i swan)، متعجب شدن، پرسه زدن، اظهار کردن

انگلیسی به فارسی

(جانورشناسی) قو، دجاجه، متعجب شدن، پرسه زدن، اظهار کردن


قوچان، قو، دجاجه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of various large aquatic birds that have very long necks, usu. white plumage, and webbed feet.

- The swan glided across the water.
[ترجمه ترگمان] قو روی آب می لغزید
[ترجمه گوگل] قوچ در سراسر آب

(2) تعریف: (cap.) the constellation Cygnus.

• cygnus, northern constellation
large white waterbird having a long neck and webbed feet
a swan is a large, usually white bird with a long neck that lives on rivers and lakes.

مترادف و متضاد

قو (اسم)
swan

دجاجه (اسم)
swan

جملات نمونه

1. the girl turned into a swan
دختر تبدیل به قو شد.

2. The swan sings when death comes.
[ترجمه یاس] زمانی که مرگ فرا رسد قو آواز می خواند
[ترجمه Amir Mahdi Amiri] قو وقتی آواز می خواند که مرگ فرا رسد
[ترجمه ترگمان]قو وقتی مرگ فرا می رسد آواز می خواند
[ترجمه گوگل]قایق وقتی آواز می خواند آواز می خواند

3. She is as graceful as a swan.
[ترجمه ترگمان]او به زیبایی یک قو است
[ترجمه گوگل]او همانند یک قوچ است

4. The swan flapped its wings noisily.
[ترجمه ترگمان]قوی با سر و صدا بال های خود را تکان می داد
[ترجمه گوگل]قوها بالهای خود را با صدای بلند پخش می کنند

5. I swan, that's a good egg.
[ترجمه ترگمان]من سوان هستم، این یک تخم مرغ خوب است
[ترجمه گوگل]من سوار می شوم، این یک تخم مرغ خوب است

6. I pray for the swan goose, the moonlight and the spring breeze forthousands of times, wishing the swan goose can bring my miss toyou; the moonlight can convey my greeting to you ; the spring breeze can send my care to you!
[ترجمه ترگمان]من برای غاز قوی، نور ماه و نسیم بهار و نسیم بهار، آرزو می کنم که غاز قوی دلم برای شما تنگ شود؛ زیرا نور مهتاب می تواند به شما سلام مرا برساند؛ نسیم بهار می تواند به شما سلام کند!
[ترجمه گوگل]من برای غاز قوسی دعا میکنم، نور ماه و عصر بهار یکساله از زمان ها، که مایل به غاز قوسی می تواند من را از دست بدهد؛ مهتاب می تواند سلامت من را به شما تحمیل کند نسیم سبز می تواند مراقبت من را به شما بدهد!

7. The stately swan glides gracefully on the pond.
[ترجمه ترگمان]ان قو با شکوه سر می خورد و روی دریاچه حرکت می کند
[ترجمه گوگل]قوۀ قشنگی بر روی حوضچه آرام می گذارد

8. Lord Swan was made a life peer in 198
[ترجمه ترگمان]لرد \"سوان\" قرار بود با یکی از اعضای \"۱۹۸\" زندگی کنه
[ترجمه گوگل]پروردگار سوان در 198 سالگی یک همکار زندگی بود

9. The swan landed gracefully on the water.
[ترجمه ترگمان]قو با زیبایی روی آب فرود آمد
[ترجمه گوگل]قوچان زیبا در آب فرود آمد

10. The team's mascot is a giant swan.
[ترجمه ترگمان]خوش یمنی تیم یک قو بزرگ است
[ترجمه گوگل]طلسم تیم یک قبر غول پیکر است

11. They decided to swan around Italy this summer.
[ترجمه ترگمان]آن ها تصمیم گرفتند تابستان امسال در اطراف ایتالیا بازی کنند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند تابستان امسال در اطراف ایتالیا غواصی کنند

12. The wedding reception will be held in the Swan Hotel's function room.
[ترجمه ترگمان]جشن عروسی در اتاق کار هتل سو ان برگزار می شود
[ترجمه گوگل]پذیرش عروسی در اتاق تابع هتل سوآن برگزار خواهد شد

13. A young swan is called a cygnet.
[ترجمه ترگمان]یک قو جوان به نام cygnet نامیده می شود
[ترجمه گوگل]یک قوچ جوان یک کابینت نامیده می شود

14. Take a boat trip upstream along the Swan River through vineyards, stopping off to visit wineries.
[ترجمه ترگمان]قایقی را در امتداد رودخانه سو ان از طریق تاکستان بردارید و برای بازدید از wineries توقف کنید
[ترجمه گوگل]یک سفر قایق در جریان رودخانه سوان را از طریق باغ های انگور طی می کنی، برای رفتن به مراکز وینزاری ها متوقف می شود

پیشنهاد کاربران

قو

Swan به معنی قو است. در فیلم black swan هم دختر تبدیل به قو شد:blackswan یعنی قوی سیاه
قوئه پرنده نه ها قوی 🔮


کلمات دیگر: