کلمه جو
صفحه اصلی

spinal cord


معنی : مغز حرام، مغز تیره، نخاع، مجرای ستون فقرات، نخاع شوکی
معانی دیگر : (کالبدشناسی) مغز تیره، طناب مهره ای

انگلیسی به فارسی

مغز تیره، نخاع، مغز حرام، نخاع شوکی


نخاع، مجرای ستون فقرات، مغز تیره، مغز حرام، نخاع شوکی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the thick cord of nerve tissue that extends through the inner canal of the spinal column from the base of the brain to the end of the spine of any vertebrate animal.

• thread of nervous tissue running through the backbone; foundation, central part
your spinal cord is a bundle of nerves inside your spine which connects your brain to nerves in all parts of your body.

مترادف و متضاد

مغز حرام (اسم)
pith, medulla, spinal cord

مغز تیره (اسم)
pith, spinal cord

نخاع (اسم)
spinal cord

مجرای ستون فقرات (اسم)
spinal cord

نخاع شوکی (اسم)
spinal cord

جملات نمونه

1. The vertebral column surrounds and protects the spinal cord.
[ترجمه ش.] ستون فقرات اطراف نخاع را احاطه و از آن محافظت می کند.
[ترجمه ترگمان]ستون فقرات از نخاع محافظت می کند و از آن محافظت می کند
[ترجمه گوگل]ستون مهره از طناب نخاعی محافظت می کند

2. If sophisticated reflexes can be mediated by the spinal cord, what is the purpose of the brain?
[ترجمه ترگمان]اگر واکنش های پیچیده را می توان با طناب نخاعی انجام داد، هدف از مغز چیست؟
[ترجمه گوگل]اگر رفلکس های پیچیده می توانند توسط نخاع متاثر شوند، هدف مغز چیست؟

3. With spinal cord injuries, recovery can be prolonged.
[ترجمه ترگمان]با آسیب طناب نخاعی، بهبودی می تواند طولانی شود
[ترجمه گوگل]با آسیب نخاعی، بهبودی می تواند طولانی باشد

4. His spinal cord was severed, and he became a paraplegic.
[ترجمه ترگمان]سیم ستون فقراتش جدا شده و فلج شده
[ترجمه گوگل]طناب نخاعی او قطع شد، و او یک پاراپلژی شد

5. But Peter's back was broken and his spinal cord damaged.
[ترجمه ترگمان]اما پشت سر پیتر شکسته بود و ستون فقراتش آسیب دیده بود
[ترجمه گوگل]اما پشت پیتر شکسته شد و طناب نخاعی او آسیب دیده است

6. Invasion of the spinal cord causes paralysis of the arms and legs or of the trunk.
[ترجمه ترگمان]تجاوز به نخاع موجب فلج شدن بازوها و پاها و یا تنه درخت می شود
[ترجمه گوگل]تهاجمی از نخاع موجب فلج اسلحه و پاها یا تنه می شود

7. Or worse: a disk slipped, or the spinal cord snapped?
[ترجمه ترگمان]یا بدتر: دیسک لیز خورد یا ستون فقرات شکسته شد؟
[ترجمه گوگل]یا بدتر از دیسک تسریع شده، یا نخاع فشرده شده است؟

8. In the same way, nerve cells in the spinal cord show activity whenever a particular movement is made by the arm.
[ترجمه ترگمان]به همین ترتیب، سلول های عصبی در نخاع هر زمان که یک حرکت خاص توسط بازو انجام می شود، فعالیت را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]به همان شیوه، سلول های عصبی در نخاع نشان می دهد که فعالیت هر بار حرکت خاص توسط بازو انجام می شود

9. That requires a spinal cord to produce a different spatiotemporal pattern of commands to all those muscles.
[ترجمه ترگمان]این کار به یک طناب نخاعی نیاز دارد تا الگوی متفاوتی از فرمان ها را برای تمام این ماهیچه ها تولید کند
[ترجمه گوگل]این نیاز به یک نخاع نخاعی برای تولید یک الگوی فضایی مختلفی از دستورات برای همه این عضلات دارد

10. Like the skin comparison neurons in the spinal cord, the center may be excitatory and the surround inhibitory.
[ترجمه ترگمان]همانند نورون های مقایسه پوست در نخاع، ممکن است این مرکز excitatory و بازدارنده باشد
[ترجمه گوگل]مرکز نورون هایی که در ستون فقرات دیده می شوند مانند مرکز مغزی می تواند هیجان انگیز و مهار کننده گرد و غبار باشد

11. Indeed, all of the brain and spinal cord.
[ترجمه ترگمان]در واقع همه مغز و نخاع
[ترجمه گوگل]در واقع، تمام مغز و نخاع

12. Subacute combined degeneration of the spinal cord due to vitamin B12 deficiency is a treatable condition manifesting sensory ataxia.
[ترجمه ترگمان]نقص ترکیبی طناب نخاعی به دلیل کمبود ویتامین ب ۱۲ یک شرط قابل درمان است که فاقد وضعیت حسی است
[ترجمه گوگل]دژنراسیون کمر درد ناشی از کمبود ویتامین B12 در ناحیه کمر، یک وضعیت قابل درمان است که نشان دهنده آتاکسی حسی است

13. A bullet pierced his spinal cord.
[ترجمه ترگمان] یه گلوله سیم ستون فقراتش رو سوراخ کرده
[ترجمه گوگل]گلوله ای که ستون فقرات او را سوراخ کرد

14. The spinal cord lesions in our patient, demonstrated by MRI, may not have been the cause of his diplegia.
[ترجمه ترگمان]آسیب طناب نخاعی در بیمار ما، که توسط ام آی ام اثبات شده است، ممکن است علت بیماری وی نبوده باشد
[ترجمه گوگل]ضایعات نخاعی در بیمار ما، نشان داده شده توسط MRI، ممکن است علت دیپلوژی او نیست

پیشنهاد کاربران

طناب نخاعی


نخاع شوکی؛ مغز حرام

نخاع

spine ::: ستون فقرات

cord :::: طناب ، سیم


کلمات دیگر: