کلمه جو
صفحه اصلی

hydrochloric acid


(شیمی) اسید هیدروکلریک (hcl)، جوهر نمک hci

انگلیسی به فارسی

(شیمی) جوهر نمک


اسید هیدروکلریک


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a strong poisonous acid of hydrogen and chlorine in a water solution, esp. used for industrial and chemical purposes.

• type of acid which is obtained by combining salt and sulfuric acid

دیکشنری تخصصی

[نساجی] اسید هیدروکلریک - جوهر نمک

جملات نمونه

1. A pre-smoothed face is gently etched with 5% hydrochloric acid.
[ترجمه ترگمان]یک صورت پیش از نرم، به آرامی با ۵ درصد اسید هیدروکلریک حکاکی می شود
[ترجمه گوگل]یک صورت قبل از برطرف شده، به آرامی با 5٪ اسید هیدروکلریک اچ می شود

2. If used, hydrochloric acid must be given slowly through a central venous catheter.
[ترجمه ترگمان]در صورت استفاده، اسید هیدروکلریک را باید به آرامی از طریق یک catheter وریدی مرکزی به آرامی به دست آورد
[ترجمه گوگل]در صورت استفاده، اسید هیدروکلریک باید به آرامی از طریق یک کاتتر وریدی مرکزی داده شود

3. Hydrochloric acid is sometimes replaced by nitric or sulphuric acid.
[ترجمه ترگمان]اسید Hydrochloric گاهی با اسید نیتریک و اسید سولفوریک جایگزین می شود
[ترجمه گوگل]اسید هیدروکلریک گاهی با اسید نیتریک یا سولفوریک جایگزین می شود

4. Sulfanilic acid is dissolved in concentrated hydrochloric acid and diluted to volume with distilled water.
[ترجمه ترگمان]اسید Sulfanilic در اسید سولفوریک تغلیظ شده حل می شود و با آب مقطر به حجم آن رقیق می شود
[ترجمه گوگل]اسید سولفانیلیک در اسید هیدروکلریک متاحل شده و به حجم آب رقیق شده رقیق می شود

5. Hydrochloric acid is a colorless, corrosive acid.
[ترجمه ترگمان]Hydrochloric اسید یک اسید colorless و خورنده است
[ترجمه گوگل]اسید هیدروکلریک یک اسید خورنده و بی رنگ است

6. Vomiting, however, leads to a loss of gastric hydrochloric acid, and often causes a metabolic alkalosis.
[ترجمه ترگمان]با این حال، vomiting منجر به از دست رفتن of gastric می شود و اغلب منجر به alkalosis متابولیک می شود
[ترجمه گوگل]اما استفراغ منجر به از دست دادن اسید هیدروکلریک معده می شود و اغلب باعث ایجاد آلکالوز متابولیک می شود

7. Many plating firms use cyanide and hydrochloric acid in separate metal baths.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از شرکت های آبکاری با استفاده از سیانور و هیدروکلریک اسید در حمام فلزی جداگانه استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از شرکت های پوشش دهنده از سیانید و اسید هیدروکلریک در حمام های جداگانه استفاده می کنند

8. In conclusion, hydrochloric acid could not stimulate the vigor of Eperythrozoon.
[ترجمه ترگمان]در نتیجه، هیدرو کلریک اسید نمی تواند نیروی of را تحریک کند
[ترجمه گوگل]در نتیجه، اسید هیدروکلریک نمیتواند نیروی Eperythrozoon را تحریک کند

9. Hydrochloric acid is secreted in the stomach and forms part of the gastric juice.
[ترجمه ترگمان]اسید Hydrochloric در معده ترشح می شود و بخشی از عصاره gastric را تشکیل می دهد
[ترجمه گوگل]اسید هیدروکلریک در معده ترشح می شود و بخشی از آب معده است

10. However, cyclic utilization of waste hydrochloric acid has certain effects on the production of azodicarbonamide(ADC) foaming agents.
[ترجمه ترگمان]با این حال، استفاده دوره ای از پسماند کاغذسازی روی تولید عوامل foaming (ADC)تاثیر خاصی دارد
[ترجمه گوگل]با این حال، استفاده از چرخه مصرف هیدروکلریک اسید اثر خاصی بر تولید فسفات آسودیکربنامید (ADC) دارد

11. Methods: In the presence of hydrochloric acid or nitric acid, geranyl sulfone was prepared from geraniol in isopropyl alcohol or THF under reflux conditions for 18 h or 28 h, respectively.
[ترجمه ترگمان]روش ها: در حضور هیدروکلریک اسید یا اسید نیتریک، بوتادی ان از geraniol در ایزوپروپیل الکل یا THF تحت شرایط برگشت به ترتیب برای ۱۸ ساعت یا ۲۸ ساعت آماده شد
[ترجمه گوگل]روش ها: در حضور اسید هیدروکلریک یا اسید نیتریک، ژرانیل سولفون به ترتیب 18 ساعت یا 28 ساعت به ترتیب از ژرانولی در ایزوپروپیل الکل یا THF تحت شرایط رفلاکس تهیه شد

12. Gastric juice contains hydrochloric acid to provide an acidic solution for pepsin.
[ترجمه ترگمان]عصاره Gastric شامل هیدرو کلریک اسید است تا یک محلول اسیدی برای pepsin فراهم کند
[ترجمه گوگل]آب معدنی حاوی اسید هیدروکلریک برای تهیه محلول اسیدی برای پپسین است

13. The sample is treated with hydrochloric acid and hydrogen peroxide. The analytical conditions have been studied. The elements of coper, iron and zinc can be determined in the presence of lead and tin.
[ترجمه ترگمان]نمونه با اسید هیدروکلریک و آب اکسیژنه ایجاد شده است شرایط تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است عناصر of، آهن و روی را می توان در حضور سرب و قلع تعیین کرد
[ترجمه گوگل]نمونه با اسید هیدروکلریک و پراکسید هیدروژن به کار می رود شرایط تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است عناصر Coper، آهن و روی در حضور سرب و قلع تعیین می شود

14. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!

15. Parts of the surface were masked off, and the remaining colour worn away with hydrochloric acid.
[ترجمه ترگمان]بخش هایی از سطح به صورت masked و رنگ باقی مانده با اسید هیدروکلریک پوشانده شده اند
[ترجمه گوگل]قطعاتی از سطح پنهان شده و رنگ باقیمانده با اسید هیدروکلریک پوشیده شده است


کلمات دیگر: