وقایع، تصادف، انطباق، توافق، اقتران، همرویداد
coincidences
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
1دو اتفاق که در یک لحظه با هم مقارن می شود ویک اتفاق جالب را بوجود می آورد.
2شباهت دو یا چند چیز یا اتفاق ، در طول زمان.
3همرویدادی
2شباهت دو یا چند چیز یا اتفاق ، در طول زمان.
3همرویدادی
کلمات دیگر: