کلمه جو
صفحه اصلی

shin


معنی : ساق پا، ساق، قلم پا، قلم پای خوک، گوشت قلم پا، پیاده وباسرعت رفتن
معانی دیگر : (بخش جلو پا از زانو تا قوزک) قلم پا، (معمولا با -up از طناب یا درخت و غیره) چهار دست و پا بالا رفتن، به قلم پا لگد زدن، رجوع شود به: tibia، (قصابی) گوشت قلم، قلم پای گاو، (الفبای عبری و عربی و فارسی و غیره) شین

انگلیسی به فارسی

پیاده وباسرعت رفتن، قلم پا، ساق پا، قلم پای خوک،گوشت قلم پا


شین، ساق پا، قلم پا، ساق، قلم پای خوک، گوشت قلم پا، پیاده وباسرعت رفتن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the front part of the leg between the knee and ankle.

(2) تعریف: in cattle, the lower part of the foreleg.
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: shins, shinning, shinned
• : تعریف: to climb (a rope, pole, tree, or the like) by clasping with the knees and the hands or arms and pulling oneself upward; shinny.
مشابه: swarm
اسم ( noun )
• : تعریف: the name of the twenty-second letter of the Hebrew alphabet.

• front part of the leg between the knee and ankle; tibia, bone located at the front of the lower leg (anatomy)
climb by wrapping the arms and legs around an object and pulling oneself upward
your shin is the front part of your leg between your knee and ankle.
if you shin up a tree or a pole, you climb it quickly and easily.

دیکشنری تخصصی

[کاراته] شین - حقیقت

مترادف و متضاد

ساق پا (اسم)
leg, crus, shin, shank

ساق (اسم)
leg, stalk, crus, shin, leggings, pedicel, footstalk, peduncle, haulm

قلم پا (اسم)
shin

قلم پای خوک (اسم)
shin

گوشت قلم پا (اسم)
shin

پیاده وباسرعت رفتن (فعل)
shin

جملات نمونه

The sailor could easily shin up a twenty-meter rope.

ملوان می‌توانست به‌آسانی از یک طناب بیست متری بالا برود.


1. the sailor could easily shin up a twenty-meter rope
ملوان می توانست به آسانی از یک طناب بیست متری بالا برود.

2. he kicked me in the shin
لگد زد به قلم پایم.

3. He made a remarkable recovery from a shin injury.
[ترجمه ترگمان]از زخم ساق پا بهبود قابل توجهی به دست آورد
[ترجمه گوگل]او بهبود قابل ملاحظه ای از آسیب های ناگهانی ایجاد کرد

4. The horse kicked him on the shin.
[ترجمه ترگمان]اسب با لگد او را لگد کرد
[ترجمه گوگل]اسب او را به زانو زد

5. She's got a nasty bruise on her shin.
[ترجمه ترگمان] یه کبودی بد روی ساق پاش داره
[ترجمه گوگل]او کبودی تند و زننده بر روی سینه اش دارد

6. Footballers often wear shin pads to protect their legs.
[ترجمه ترگمان]Footballers اغلب ساق پای خود را می پوشند تا از پاهایشان محافظت کنند
[ترجمه گوگل]بازیکنان فوتبال معمولا برای محافظت از پاهای خود از پد سینه استفاده می کنند

7. I barked my shin on a tree stump.
[ترجمه ترگمان] من ساق پام رو روی تنه درختی بلند کردم
[ترجمه گوگل]من بر روی درختان درختی گریه کردم

8. I barked my shin against the step.
[ترجمه ترگمان] من ساق پام رو روی پله گذاشتم
[ترجمه گوگل]من در برابر این گام برمیدارم

9. It is allowed to shin your competitor in some matches.
[ترجمه ترگمان]به شما این امکان را می دهد که در برخی از مسابقات ساق پای رقیب تان را پیدا کنید
[ترجمه گوگل]مجاز است رقیب خود را در برخی مسابقات بپردازد

10. He hurried into the hall, banging his shin against a chair in the darkness.
[ترجمه ترگمان]او با عجله وارد سرسرا شد و ساق پای خود را روی یک صندلی در تاریکی کوبید
[ترجمه گوگل]او به سالن عجله کرد، سقفش را در برابر یک صندلی در تاریکی کوبید

11. Football players often wear shin guards.
[ترجمه ترگمان]بازیکنان فوتبال اغلب ساق پای خود را می پوشند
[ترجمه گوگل]بازیکنان فوتبال اغلب محافظان تیزهوش هستند

12. Robson missed Saturday's game at Coventry with shin and calf injuries.
[ترجمه ترگمان]رابسون در روز شنبه در کاونتری با ساق پای و ساق پا از دست رفت
[ترجمه گوگل]رابسون بازی روز شنبه را در کولنتری با مصدومیت های گلودرد و گوسفندی از دست داد

13. Shin: a device for finding furniture in the dark. Steven Wright
[ترجمه ترگمان]شین: وسیله ای برای پیدا کردن مبلمان در تاریکی استیون رایت
[ترجمه گوگل]شین یک دستگاه برای پیدا کردن مبلمان در تاریکی است استیون رایت

14. I felt a throbbing pain in my left shin, and pulled up my trouser leg to see what was causing it.
[ترجمه ترگمان]درد شدیدی در ساق پای چپم حس کردم و پاچه شلوارم را بالا کشیدم تا ببینم علت آن چیست
[ترجمه گوگل]احساس درد وحشتناکی در سمت چپ داشتم و پایه ی شلوارم را برداشتم تا ببینم چه چیزی باعث آن شد

15. Wart-like growths may occur on the shin.
[ترجمه ترگمان]رشد Wart - مانند رشد ساق پا ممکن است روی ساق پا رخ دهد
[ترجمه گوگل]رشد شکم مانند ممکن است در شکم رخ دهد

He kicked me in the shin.

لگد زد به قلم پایم.


I reached the window by shining up the tree.

با بالا رفتن از درخت به پنجره رسیدم.


In football one can easily get shinned.

در فوتبال قلم پای آدم به‌آسانی لگد می‌خورد.


پیشنهاد کاربران

ساق پا

ساق پا_ قلم پا

استخوان ساق پا


کلمات دیگر: