کلمه جو
صفحه اصلی

shinto


معنی : شینتو، مذهب ارواح پرستی در ژاپن
معانی دیگر : (مذهب عمده ی ژاپن) شینتو

انگلیسی به فارسی

شینتو، مذهب ارواح پرستی در ژاپن


انگلیسی به انگلیسی

• indigenous religion of japan, religion based on the worship of nature spirits and ancestors

اسم ( noun )
مشتقات: Shintoist (adj.), Shintoism (n.), Shintoist (n.)
• : تعریف: a primary religion of Japan that emphasizes worship of nature and ancestors.

دیکشنری تخصصی

[کاراته] شینتو - آئین مذهبی ژاپنی

مترادف و متضاد

شینتو (اسم)
shinto

مذهب ارواح پرستی در ژاپن (اسم)
shinto

جملات نمونه

1. The Buddhist and Shinto religions coexist in Japan.
[ترجمه ترگمان]مذاهب بودایی و Shinto در ژاپن وجود دارند
[ترجمه گوگل]ادیان بودایی و شینتو در ژاپن همکاری دارند

2. One memorable afternoon, we visited a Shinto shrine.
[ترجمه ترگمان]یک بعد از ظهر به یاد ماندنی از یک معبد Shinto بازدید کردیم
[ترجمه گوگل]یک بعد از ظهر به یاد ماندنی، ما یک زیارتگاه شینتو را دیدیم

3. The imperial family, steeped in Shinto ritual, appeals to the traditionalist and nationalist markets.
[ترجمه ترگمان]خانواده سلطنتی، غرق در مراسم Shinto، به بازارهای سنتی و ناسیونالیستی متوسل می شوند
[ترجمه گوگل]خانواده امپریالیستی که در مراسم شینتو شنیده می شوند، به بازارهای سنتی و ملی گرایانه می پیوندند

4. We chant at a Shinto shrine.
[ترجمه ترگمان]ما در یک معبد Shinto سرود می خوانیم
[ترجمه گوگل]ما در یک زیارتگاه شینتو می خوانیم

5. Last year four ministers visited the Shinto shrine on August
[ترجمه ترگمان]سال گذشته چهار وزیر از مقبره Shinto در ماه اوت بازدید کردند
[ترجمه گوگل]سال گذشته چهار وزیر از ماه ژوئن به زیارت شینتو رفتند

6. Gradually Shinto practice extended to the worship of ancestors.
[ترجمه ترگمان]به تدریج این عمل به عبادت کنندگان گسترش یافت
[ترجمه گوگل]به تدریج تمرین شینتو برای عبادت اجداد گسترش یافت

7. Shinto is the natural indigenous religion of Japan.
[ترجمه ترگمان]Shinto مذهب بومی ژاپن است
[ترجمه گوگل]شینتو دین طبیعی بومی ژاپن است

8. Tailing of Shinto, from three huge brick paved, cypress pine on both sides, from south to north is dotted with more than 40 large and small buildings.
[ترجمه ترگمان]از سوی جنوب به شمال، از سه آجر بزرگ فرش شده، سرو درخت سرو روی هر دو سو، از جنوب به شمال با بیش از ۴۰ ساختمان بزرگ و کوچک علامت گذاری شده است
[ترجمه گوگل]سیلندر شینتو، از سه آجر بزرگ آجری، کاج کریپس در هر دو طرف، از جنوب به شمال با بیش از 40 ساختمان بزرگ و کوچک قرار دارد

9. A distinctive feature of Shinto architecture is the chigi, a scissor-shaped finial at the front and rear of the roof.
[ترجمه ترگمان]یک ویژگی متمایز از معماری Shinto، chigi، a شکل scissor در جلو و عقب سقف است
[ترجمه گوگل]یکی از ویژگی های متمایز معماری شینتو chigi، یک قیچی شکل در جلوی و پشت سقف است

10. Shinto gods, or kami, are worshipped at shrines.
[ترجمه ترگمان]خدایان Shinto، یا kami، در مقبره ها پرستش می شوند
[ترجمه گوگل]خدایان شینتو یا کامی در معبد عبادت می کنند

11. This is the most ancient, and holiest of the Shinto rituals.
[ترجمه ترگمان]این the و مقدس ترین مراسم مذهبی است
[ترجمه گوگل]این قدیمی ترین و پرطرفدارترین آیین های شینتو است

12. The result is that certain rituals that appear on the surface to be Buddhist or Shinto are essentially shamanistic in content.
[ترجمه ترگمان]نتیجه این است که برخی آداب و رسوم خاصی که در سطح به نظر می رسند لزوما در محتوا shamanistic هستند
[ترجمه گوگل]نتیجه این است که مراسم خاصی که روی سطح به نظر می رسد بودایی یا شینتو هستند، اساسا در محتوا شومنیستی هستند

13. Other children are returning with their parents from Mondo-Yakujin, the Shinto shrine near our house.
[ترجمه ترگمان]دیگر کودکان با والدینشان از Mondo - Yakujin، مقبره Shinto نزدیک خانه ما باز می گردند
[ترجمه گوگل]کودکان دیگر با والدین خود از Mondo-Yakujin، حرم Shinto که در نزدیکی خانه ما هستند، میروند


کلمات دیگر: