کلمه جو
صفحه اصلی

shiva


(یهود - سوگواری هفت روزه) شیوا، رجوع شود به: siva

انگلیسی به فارسی

(یهود - سوگواری هفت روزه) شیوا


رجوع شود به: Siva


شیوا


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the Hindu god of destruction and reproduction who forms a supreme triad with Brahma, the creator, and Vishnu, the preserver; Siva.

• "the destroyer", hindu god of destruction and reproduction, one of the trimurti together with brahma and vishnu (hinduism)

دیکشنری تخصصی

[یوگا] هوشیاری خالص - یکی از خدایان هندوها - خدای مهربانی

جملات نمونه

1. Shiva smiled sadly and asked why not but he knew he was being unfair to Adam as well as to himself.
[ترجمه ترگمان]شیوا لبخندی اندوهناک زد و از او پرسید که چرا نه، اما می دانست که او به خوبی به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]شویا متاسفانه لبخند زد و پرسید چرا نه، اما او می دانست که به آدم و همچنین به خودش عادلانه است

2. There are initiates of the Shiva cult who handle Cobras without any danger of being bitten.
[ترجمه شیوا] اسم من شیوا است و می خواستم ببینم که اسم من به خارجی چه میشود و برای همین گوشیم رو انگلیسی کردم و با بلند گوی اینترنت اسمم رو گفتم ممنون
[ترجمه ترگمان]\"There\" شیوا \"که\" کبرا \"و\" کبرا به خاطر گزیده شدن با \"کبرا\" بازی میکنه
[ترجمه گوگل]آغازگر قیام شیوا وجود دارد که هیچ گونه خطر ضرب و شتم را نمی پذیرد

3. Shiva went into the paper shop.
[ترجمه ترگمان] شیوا \"رفت تو مغازه کاغذ فروشی\"
[ترجمه گوگل]شیوا به فروشگاه کاغذ رفت

4. Festivalgoers leave offerings for the Hindu deity Lord Shiva.
[ترجمه ترگمان]Festivalgoers به خدای هندو، لرد شیوا، صدقه می دهند
[ترجمه گوگل]برگزارکنندگان جشنواره برای خداوند شیوا خداحافظی می کنند

5. An hour or so later, a well-rested Shiva visits the family laptop to log on to Facebook and update her status. Only Shiva can't use the laptop alone -- she doesn't have opposable thumbs.
[ترجمه ترگمان]یک ساعت یا بیشتر بعد، شیوا از لپ تاپ خانواده برای ورود به فیس بوک و به روز رسانی وضعیت او دیدن می کند فقط شیوا نمی تواند از لپ تاپ به تنهایی استفاده کند - - او شستش را شست
[ترجمه گوگل]یک ساعت یا بیشتر بعد، یک شبه خوب، از لپ تاپ خانواده بازدید می کند تا به فیس بوک وارد شود و وضعیت او را به روز کند فقط شوی نمیتواند از لپ تاپ استفاده کند - او شستهای متفاوتی ندارد

6. That is a statue of the Hindu god, Shiva the destroyer.
[ترجمه ترگمان]این مجسمه خدای هندو، شیوا و ناوشکن است
[ترجمه گوگل]این یک مجسمه از خداوند هندو، ناسیونال شیوا است

7. He was supplanted by Vishnu and Shiva as the most important of gods.
[ترجمه ترگمان]ویشنو، شیوا و شیوا به عنوان مهم ترین خدایان، جای او را گرفت
[ترجمه گوگل]او توسط ویشنو و شیوا به عنوان مهم ترین خدایان جایگزین شد

8. Arthur Edens: I am Shiva, the god of death.
[ترجمه ترگمان]من \"شیوا\" هستم خدای مرگ
[ترجمه گوگل]آرتور ادنس من شیوا هستم، خدای مرگ

9. Shiva was angry and cut of his head.
[ترجمه ترگمان]شیوا عصبانی بود و سرش رو از تنش جدا می کرد
[ترجمه گوگل]شیوا عصبانی بود و سرش را بریده بود

10. Note that Guruji almost has the statue of Shiva, or a big purple mountain behind him.
[ترجمه ترگمان]توجه داشته باشید که Guruji تقریبا تندیس (شیوا)یا کوهی بزرگ بنفش را پشت سر خود دارد
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید که گورجی تقریبا دارای مجسمه شوی یا کوه بنفش بزرگ پشت سر او است

11. In this particular form, Nataraja, Shiva is dancing upon the ignorance of man.
[ترجمه ترگمان]در این حالت خاص شیوا، شیوا بر نادانی مرد می رقصید
[ترجمه گوگل]در این شکل خاص Nataraja، شیوا در جهل و نادانی انسان رقص است

12. In the Vaishnavite Puranas, Shiva starts telling the efficacy of Vishnu to the Goddess Parvati.
[ترجمه ترگمان]در (Vaishnavite Puranas)، شیوا پس از آن شروع به گفتن اثر ویشنو به الهه پر وتی می کند
[ترجمه گوگل]شیوا در Puranas Vaishnavite شروع به بیان کارآیی ویشنو به الهه پروتو می کند

13. Shiva is a dark god; he dwells in the mountains and deserts.
[ترجمه ترگمان]شیوا خدای تاریکی است؛ او در کوه ها و بیابان ها زندگی می کند
[ترجمه گوگل]شیوا خدای تیره است؛ او در کوه ها و بیابان ها ساکن است

14. Shiva Moradfar of Rancho Santa Fe believes her home escaped the fire.
[ترجمه ترگمان]شیوا Moradfar از Rancho سانتا فه، معتقد است خانه اش از آتش گریخته است
[ترجمه گوگل]شیوا مرادفر از رانچو سانتا فا معتقد است که خانه او از آتش سوزی فرار کرده است

پیشنهاد کاربران

روان جاری


کلمات دیگر: