کلمه جو
صفحه اصلی

renegotiation


مذاکره مجدد

انگلیسی به فارسی

مذاکره مجدد


بازنگری مجدد


انگلیسی به انگلیسی

• additional negotiation, repeated settlement through bargaining or discussion

جملات نمونه

1. The TV rights contract came up for renegotiation in 198
[ترجمه ترگمان]قرارداد حقوق تلویزیونی در ۱۹۸ مورد مذاکره مجدد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]قرارداد حقوق تلویزیون برای مذاکره دوباره در سال 1982 برگزار شد

2. Deviation is managed and progressively denied by continual renegotiation of the social reality against which it is set off.
[ترجمه ترگمان]deviation به طور تدریجی توسط مذاکره مجدد دایمی از واقعیت اجتماعی که در آن تنظیم شده است رد می شود
[ترجمه گوگل]انحراف اداره می شود و به تدریج با بازنگری دائمی از واقعیت اجتماعی که علیه آن تنظیم شده است، انکار می شود

3. Abreu's strategies appear to rule out such renegotiation possibilities - an agreement is made once and for all and can never be reopened.
[ترجمه ترگمان]استراتژی های Abreu به نظر می رسد که احتمال این مذاکره مجدد را رد می کنند - یک توافق یکبار و برای همیشه انجام می شود و هرگز نمی تواند بازگشایی شود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد استراتژی های Abreu از چنین گزینه های بازنگری مجدد جلوگیری می کند - یک توافق برای یک بار و برای همه ساخته شده است و هرگز نمی تواند دوباره باز شود

4. Their ten-year water rights are up for renegotiation in 199 and will be affected by the drought.
[ترجمه ترگمان]حقوق ۱۰ ساله آن ها در ۱۹۹ مورد برای ۱۹۹ مورد است و تحت تاثیر خشکسالی قرار خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]حقوق آب ده ساله آنها برای مذاکره مجدد در سال 199 آغاز شده و تحت تاثیر خشکسالی قرار خواهد گرفت

5. The pilots' contract opens for renegotiation in May and the flight attendants' in January 199
[ترجمه ترگمان]قرارداد خلبانان برای مذاکره مجدد در ماه مه و خدمه پرواز در ماه ژانویه ۱۹۹ بار خواهد بود
[ترجمه گوگل]قرارداد خلبانان در ماه مه و مجوز پرواز در ماه ژانویه برای بازنگری مجدد آغاز می شود

6. He kept it except that the renegotiation proved to be nothing like as "fundamental" as many hoped.
[ترجمه ترگمان]او این کار را ادامه داد، به جز اینکه ثابت شد که مذاکره دوباره چیزی مانند \"بنیادی\" نیست که خیلی ها امیدوار هستند
[ترجمه گوگل]او آن را نگه داشته است به جز اینکه دوباره مذاکره ثابت شده است چیزی شبیه به 'اساسی' به عنوان بسیاری امیدوار بود

7. Government initiatives at facilitating renegotiation therefore make a lot of sense.
[ترجمه ترگمان]اقدامات دولت در تسهیل مذاکره دوباره مفهوم زیادی دارد
[ترجمه گوگل]بنابراین ابتکارات دولت در تسهیل مذاکرات مجدد، بسیار معنی دار است

8. She asked in effect for a renegotiation of the terms of the UK membership of the Community.
[ترجمه ترگمان]او در مورد بحث در مورد شرایط عضویت بریتانیا در جامعه پرسید
[ترجمه گوگل]او برای تغییر مجدد شرایط عضویت انگلیس در مجمع عمومی درخواست کرد

9. "Chris had a renegotiation clause in his contract if he met a certain number of appearances, " Gill said.
[ترجمه ترگمان]گیل گفت: \" اگر کریس در قرارداد خود با تعدادی از ظواهر آشنا شود، کریس یک شرط مذاکره مجدد داشت \"
[ترجمه گوگل]گیل گفت: 'کریس در صورت قرارداد او در مورد مذاکره دوباره مذاکره کرده است اگر تعداد مشخصی از ظاهرات را ببیند '

10. There will be some renegotiation of the bailout conditions, but it was not on the summit agenda.
[ترجمه ترگمان]مذاکره مجدد در مورد شرایط نجات مطرح خواهد شد، اما در دستور کار اجلاس نیست
[ترجمه گوگل]برخی از مذاکرات مجدد در مورد شرایط کمک های مالی وجود خواهد داشت، اما این در دستور جلسه قرار نگرفت

11. President Hollande rejected any renegotiation to satisfy Mr Cameron's demands.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور هلند هرگونه مذاکره برای برآورده کردن خواسته های آقای کامرون را رد کرد
[ترجمه گوگل]پرزیدنت هلند هرگونه مذاکره مجدد را رد کرد تا درخواست های آقای کامرون را برآورده کند

12. Dimitrakopoulos says it is the first move in what could be a protracted renegotiation between Greece and the EU.
[ترجمه ترگمان]Dimitrakopoulos می گوید این اولین حرکت در چیزی است که می تواند یک مذاکره مجدد طولانی میان یونان و اتحادیه اروپا باشد
[ترجمه گوگل]Dimitrakopoulos می گوید این اولین حرکتی است که می تواند یک مذاکره طولانی مدت بین یونان و اتحادیه اروپا باشد

13. He's critical of what he calls an endless discussion and renegotiation of particular points.
[ترجمه ترگمان]او از آنچه که او یک بحث بی پایان و مذاکره مجدد در مورد نکات خاص می نامد، انتقاد می کند
[ترجمه گوگل]او انتقادی از آنچه که او به بحث بی پایان و بازنگری در مورد نکات خاص میپردازد

14. During protest rallies they have called vaguely for a renegotiation of the stand-by agreement, although many Icelanders fear that such a move would further destabilise the economy.
[ترجمه ترگمان]در طول تظاهرات اعتراضی، آن ها به طور مبهم خواستار مذاکره مجدد در مورد توافق با توافق شدند، اگرچه بسیاری از اهالی ایسلند از این ترس دارند که چنین حرکتی منجر به بی ثباتی بیشتر در اقتصاد خواهد شد
[ترجمه گوگل]در جریان تظاهرات اعتراض آمیز، آنها به راحتی برای مذاکره مجدد با توافق نامه آماده شده اند، اگر چه بسیاری از ایسلند ها از ترس این که چنین حرکتی اقتصاد بیشتری را بی ثبات سازد

پیشنهاد کاربران

باز - مذاکره


کلمات دیگر: