1. strife between the two lords afflicted the village
کشمکش میان آن دو لرد دهکده را دچار مصیبت کرد.
2. where justice reigns strife seldom enters
آنجا که عدالت حاکم است کشمکش به ندرت راه می یابد.
3. the church was distracted by internal strife
کشمکش های درونی کلیسا را مختل کرده بود.
4. the party is torn by political strife
کشمکش های سیاسی حزب را از هم گسیخته است.
5. the issue of new taxes caused a lot of strife
موضوع مالیات های جدید موجب کشمکش های زیادی شد.
6. A careless word may kindle strife; a cruel word may wreck a life, a timely word may level stress, a loving word may heal and bless.
[ترجمه ترگمان]یک واژه بی دقتی ممکن است نزاع را تحریک کند؛ یک کلمه ظالمانه ممکن است یک زندگی را خراب کند، یک کلمه به موقع استرس را کاهش دهد، یک کلمه دوست ممکن است التیام یابد و برکت دهد
[ترجمه گوگل]یک کلمه بی دقتی می تواند نزاع را تقویت کند؛ یک کلمه بی رحمانه ممکن است یک زندگی را خراب کند، یک کلمه به موقع ممکن است تنش را تسویه کند؛ یک کلمه دوست داشتنی میتواند درمان شود و برکت دهد
7. Poverty breeds strife.
[ترجمه ترگمان]فقر منجر به نزاع می شود
[ترجمه گوگل]فقر نژاد را پرورش می دهد
8. What are the prospects for overcoming the strife between the Christian minority and Muslim majority?
[ترجمه ترگمان]چشم انداز برای غلبه بر درگیری های میان اقلیت مسیحی و اکثریت مسلمان چه هستند؟
[ترجمه گوگل]چشمانداز غلبه بر اختلاف بین اقلیت مسیحی و اکثریت مسلمان چیست؟
9. Money is a major cause of strife in many marriages.
[ترجمه ترگمان]پول علت اصلی نزاع در بسیاری از ازدواج ها است
[ترجمه گوگل]پول در بسیاری از ازدواج عامل اصلی نزاع است
10. The reactionary ruling clique was torn by internal strife.
[ترجمه ترگمان]گروه حاکم ارتجاعی براثر درگیری های داخلی پاره شد
[ترجمه گوگل]کمان حکومت ارتجاعی توسط نزاع داخلی پاره شد
11. Racial strife is tearing our country apart.
[ترجمه ترگمان]نژاد Racial داره کشورمون رو از هم جدا می کنه
[ترجمه گوگل]اختلافات نژادپرستانه کشور ما را از هم جدا می کند
12. The country was torn apart by strife.
[ترجمه ترگمان]این کشور به وسیله کش مکش از هم جدا شده بود
[ترجمه گوگل]این کشور به وسیله اختلافات پاره شد
13. Class consciousness must be encouraged through industrial strife.
[ترجمه ترگمان]آگاهی طبقاتی باید از طریق درگیری های صنعتی تشویق شود
[ترجمه گوگل]آگاهی طبقاتی باید از طریق نزاع های صنعتی تشویق شود
14. Ill-treated hobgoblins can cause strife and discord, though, souring milk(sentence dictionary), tangling clothes and muddying floors for spite.
[ترجمه ترگمان]با این حال، hobgoblins با hobgoblins می تواند باعث ایجاد اختلاف و ناسازگاری شود، با این حال، شیر ترش (فرهنگ لغت محکومیت)، tangling لباس ها و طبقات muddying را به رغم آن ترش می کند
[ترجمه گوگل]هرچند که hobgoblins درمان می شود می تواند باعث نزاع و اختلاف شود، هرچند شیر شیر (فرهنگ لغت جمله)
15. In opposition, the fratricidal strife within the Labour Party became stronger.
[ترجمه ترگمان]در مخالفت، اختلاف برادر کشی در حزب کارگر قوی تر شد
[ترجمه گوگل]در مخالفت، اختلافات برادرانه در حزب کارگر قوی تر شد
16. Inflation creates strife, as different groups in society struggle to restore their living standards.
[ترجمه ترگمان]تورم باعث ایجاد کش مکش می شود، چرا که گروه های مختلف در جامعه برای احیای استانداردهای زندگی خود تلاش می کنند
[ترجمه گوگل]تورم باعث ایجاد نزاع می شود، زیرا گروه های مختلف در جامعه برای بهبود معیارهای زندگی خود تلاش می کنند
17. His final model of civil strife is depicted in Figure
[ترجمه ترگمان]آخرین مدل نزاع مدنی در شکل ۱ نشان داده شده است
[ترجمه گوگل]مدل نهایی خود از نزاع های مدنی در شکل زیر نشان داده شده است
18. After a week of civil strife, Jerusalem itself was captured by the rebels.
[ترجمه ترگمان]بعد از یک هفته نزاع داخلی، خود اورشلیم توسط شورشیان دستگیر شد
[ترجمه گوگل]بعد از یک هفته اختلافات داخلی، اورشلیم توسط شورشیان دستگیر شد