تب، (مجازا) هیجان، تب دار کردن
fevered
تب، (مجازا) هیجان، تب دار کردن
انگلیسی به فارسی
تب، تب دار کردن
انگلیسی به انگلیسی
• feverish, suffering from a fever
fevered means the same as feverish.
fevered means the same as feverish.
جملات نمونه
1. It's just a product of your fevered imagination!
[ترجمه ترگمان]این فقط یه حاصل از تخیلات your
[ترجمه گوگل]این فقط یک محصول تخیلی تب است!
[ترجمه گوگل]این فقط یک محصول تخیلی تب است!
2. Meg was in a state of fevered anticipation.
[ترجمه ترگمان]مگ در حالت تب آلودی قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]مگ در وضعیت پیش بینی شدید بود
[ترجمه گوگل]مگ در وضعیت پیش بینی شدید بود
3. She wiped his fevered brow .
[ترجمه ترگمان]پیشانی تب آلود خود را پاک کرد
[ترجمه گوگل]او موی خود را پاک کرد
[ترجمه گوگل]او موی خود را پاک کرد
4. These stories are merely a product of her fevered imagination.
[ترجمه ترگمان]این داستان ها صرفا محصول تخیل تب آلود او هستند
[ترجمه گوگل]این داستانها صرفا یک محصول تخیلی تبدی است
[ترجمه گوگل]این داستانها صرفا یک محصول تخیلی تبدی است
5. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
6. She cooled her child's fevered brow.
[ترجمه ترگمان]پیشانی تب دارش را خنک کرد
[ترجمه گوگل]او سوزان تب و لرز کودکش را خنک کرد
[ترجمه گوگل]او سوزان تب و لرز کودکش را خنک کرد
7. The nurse wiped my fevered brow.
[ترجمه ترگمان]پرستار جبین درهم کشیده خود را پاک کرد
[ترجمه گوگل]پرستار سوزان تب من را پاک کرد
[ترجمه گوگل]پرستار سوزان تب من را پاک کرد
8. A fevered diplomatic endgame is now under way to find a peaceful solution to the crisis.
[ترجمه ترگمان]یک مسابقه نهایی دیپلماتیک در حال حاضر در حال انجام است تا راه حلی صلح آمیز برای این بحران پیدا کند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر راه حل دیپلماتیک در معرض خطر برای یافتن یک راه حل مسالمت آمیز برای بحران است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر راه حل دیپلماتیک در معرض خطر برای یافتن یک راه حل مسالمت آمیز برای بحران است
9. The nurse mopped his fevered brow.
[ترجمه ترگمان]پرستار ابروان تب آلود خود را پاک کرد
[ترجمه گوگل]پرستار مروارید سوزش کرد
[ترجمه گوگل]پرستار مروارید سوزش کرد
10. The film is clearly the product of a fevered imagination.
[ترجمه ترگمان]فیلم به وضوح محصول تخیل تب آلود است
[ترجمه گوگل]این فیلم به وضوح محصول تخیل حاد است
[ترجمه گوگل]این فیلم به وضوح محصول تخیل حاد است
11. Her face was slightly fevered in sleep and, without the focal points of her beautiful eyes, seemed blank and pointless.
[ترجمه ترگمان]در خواب، صورتش اندکی تب آلود بود و، بی آن که نقطه کانونی چشمان زیبایش دیده شود، خالی و بی هدف به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]چهره اش کمی دردناک بود و بدون نقطه کانونی چشمان زیبای او خالی و بی معنی به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]چهره اش کمی دردناک بود و بدون نقطه کانونی چشمان زیبای او خالی و بی معنی به نظر می رسید
12. Oh, well, this won't soothe any fevered brows.
[ترجمه ترگمان]اوه، خوب، این همه ابرو درهم نخواهد کشید
[ترجمه گوگل]اوه، خوب، این هر برآمدگی را تسکین نمی دهد
[ترجمه گوگل]اوه، خوب، این هر برآمدگی را تسکین نمی دهد
13. Periodically one of us dropped into a fevered sleep.
[ترجمه ترگمان]یکی از ما در خواب تب آلودی فرو رفت
[ترجمه گوگل]به طور دوره ای یکی از ما به خواب کمر افتاد
[ترجمه گوگل]به طور دوره ای یکی از ما به خواب کمر افتاد
14. Each fevered quest for a true love left me more adrift than ever.
[ترجمه ترگمان]هر تلاش تب آلود برای یک عشق واقعی مرا بیش از همیشه رها کرده بود
[ترجمه گوگل]هر تلاشی که برای یک عشق واقعی انجام می داد، مرا بیشتر از همیشه رها کرد
[ترجمه گوگل]هر تلاشی که برای یک عشق واقعی انجام می داد، مرا بیشتر از همیشه رها کرد
15. Security kept the band's fevered fans away from the stage.
[ترجمه ترگمان]نیروهای امنیتی هواداران این گروه را از صحنه دور نگه داشتند
[ترجمه گوگل]امنیت، طرفداران تندرست گروه را از صحنه خارج کرد
[ترجمه گوگل]امنیت، طرفداران تندرست گروه را از صحنه خارج کرد
پیشنهاد کاربران
بیش فعال، بیش از حد هیجانی
تب دار ، هیجان زده
کلمات دیگر: