1. the supernatural
موجودات فوق طبیعی (مانند ارواح)
2. dancing with supernatural skill
رقصیدن با مهارت خارق العاده
3. weird stories about supernatural events
داستان های اسرارآمیز درباره ی رویدادهای فوق طبیعی
4. His job is to investigate supernatural phenomena.
[ترجمه ترگمان]وظیفه او بررسی پدیده های ماورای طبیعی است
[ترجمه گوگل]کار او بررسی پدیده های فراطبیعی است
5. Ghosts and evil spirits are supernatural.
[ترجمه ترگمان]روح و ارواح پلید فوق طبیعی هستند
[ترجمه گوگل]ارواح و ارواح شیطانی فراطبیعی هستند
6. I don't believe in the supernatural.
[ترجمه ترگمان]من به ماورای طبیعی اعتقاد ندارم
[ترجمه گوگل]من به فوقالعاده اعتقاد ندارم
7. They believe he has supernatural powers.
[ترجمه ترگمان] اونا اعتقاد دارن که اون قدرت های فوق طبیعی داره
[ترجمه گوگل]آنها بر این باورند که قدرت فوقالعاده ای دارد
8. The legend of his supernatural origins lives on.
[ترجمه ترگمان] افسانه زندگی supernatural روش زندگی میکنه
[ترجمه گوگل]افسانه ریشه های فراطبیعی او زندگی می کند
9. She is said to have supernatural powers and to be able to communicate with the dead.
[ترجمه ترگمان]گفته می شود که او قدرت های فوق طبیعی دارد و می تواند با مرده ها ارتباط برقرار کند
[ترجمه گوگل]او گفته است که توانایی های فوق العاده ای دارد و می تواند با مرده ها ارتباط برقرار کند
10. She always had a great interest in the supernatural.
[ترجمه ترگمان] اون همیشه علاقه زیادی به ماوراالطبیعه داشت
[ترجمه گوگل]او همیشه علاقه زیادی به فوقالعاده داشت
11. The four witches dabble in the supernatural to get back at their enemies and fix a few personal-appearance problems.
[ترجمه ترگمان]چهار جادوگر در مافوق طبیعی بازی می کنند تا به دشمنانشان برگردند و چند تا از مشکلات شخصی را حل کنند
[ترجمه گوگل]چهار جادوگر در ظاهر فوقالعاده ظاهر می شوند تا به دشمنان خود بازگردند و چند مشکل ظاهر شخصی را حل کنند
12. Chagrin A strong belief in the supernatural characterises communities of Romany gypsies.
[ترجمه ترگمان]Chagrin یک اعتقاد قوی به جامعه ماورای طبیعی از gypsies رومانی دارد
[ترجمه گوگل]Chagrin اعتقاد قوی به فوقالعاده، جوامع کولی های رومی را مشخص می کند
13. The villagers believed that she had supernatural powers.
[ترجمه ترگمان]اهالی دهکده معتقد بودند که قدرت های فوق طبیعی دارد
[ترجمه گوگل]روستاییان معتقد بودند که قدرت فوقالعاده ای دارد
14. I need facts, not stories of the supernatural.
[ترجمه ترگمان]، من به حقایق احتیاج دارم نه داستان هایی از ماورای طبیعی
[ترجمه گوگل]من به حقایق نیاز دارم، نه داستان های فوقالعاده
15. He also learned that Sir Charles believed these supernatural stories, and that he had a weak heart.
[ترجمه ترگمان]همچنین دریافت که سر چارلز این داستان های ماورای طبیعی را باور دارد و قلبی ضعیف دارد
[ترجمه گوگل]او همچنین دریافت که سر چارلز معتقد است که داستان های فوقالعاده و قلب ضعف دارد
16. It seemed as if some supernatural force was intent on operating the branch.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که یک نیروی مافوق طبیعی قصد انجام دادن شاخه را دارد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید که نیروی فراطبیعی قصد داشت که شاخه را اجرا کند