1. he always uses his father as a crutch
او همیشه به پدرش تکیه می کند.
2. He saw religion as a psychological crutch.
[ترجمه ترگمان]دین دین را به عنوان یک عصای روانشناسی می دید
[ترجمه گوگل]او دین را به عنوان یک روح روانی دید
3. He wrenched the crutch from Jacob, who didn'tfight him for it.
[ترجمه ترگمان]او چوب زیر بغلش را از طرف جیکوب بیرون کشید، کسی که او را به خاطر این کار سرزنش نکرده بود
[ترجمه گوگل]او از جناب یعقوب، که برای او مبارزه نکرده بود، خم شد
4. Her religion was a crutch to her when John died.
[ترجمه ترگمان]زمانی که جان مرد، دین او یک چوب زیر بغلش بود
[ترجمه گوگل]دین او زمانی بود که جان جان درگذشت
5. He gave up the crutch of alcohol.
[ترجمه ترگمان]چوب زیر بغلش را رها کرد
[ترجمه گوگل]او قاچاق الکل را رها کرد
6. He kicked him in the crutch.
[ترجمه ترگمان]لگدی به چوب زیر بغلش زد
[ترجمه گوگل]او را در کوره پا زد
7. He sees religion as an emotional crutch.
[ترجمه ترگمان]او مذهب را به عنوان یک عصای عاطفی می بیند
[ترجمه گوگل]او دین را به عنوان یک خلوت عاطفی می بیند
8. He uses his wife as a kind of crutch because of his lack of confidence.
[ترجمه ترگمان]او به خاطر فقدان اعتماد به نفس از همسرش به عنوان یک نوع چوب زیر بغل استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او به دلیل عدم اطمینانش از همسرش به عنوان نوعی قیچی استفاده می کند
9. Alcoholics use drinking as a crutch.
[ترجمه ترگمان]نوشیدنی های الکلی به عنوان چوب زیر بغلش استفاده می کنن
[ترجمه گوگل]الکلی ها از نوشیدن به عنوان یک قیچی استفاده می کنند
10. The party had been a crutch for the weak.
[ترجمه ترگمان]دسته چوبی برای ضعیف شدن چوب زیر بغلش بود
[ترجمه گوگل]این حزب ضعیف بوده است
11. He put his hand down to the crutch of the camiknickers and he fumbled with the little buttons.
[ترجمه ترگمان]دستش را روی چوب زیر بغلش گذاشت و با تکمه های کوچک ورمی رفت
[ترجمه گوگل]او دست خود را به سمت کمربند کمربندها گذاشت و با دکمه های کوچک کمی زخمی شد
12. Now their fragile consciences had the crutch of an externally imposed defence against future temptation.
[ترجمه ترگمان]اکنون وجدان fragile چوب زیر بغلش را برای دفاع در برابر وسوسه آینده داشت
[ترجمه گوگل]در حال حاضر وجدان های شکننده خود را از یک دفاع خارجی اعمال شده علیه وسوسه های آینده برخوردار بودند
13. A man on a crutch was thrown to the ground.
[ترجمه ترگمان]مردی روی چوب زیر بغلش روی زمین افتاده بود
[ترجمه گوگل]یک مرد در یک قیچی به زمین پرتاب شد
14. With a shout, Silver threw his crutch through the air.
[ترجمه ترگمان]سیلور چوب زیر بغلش را در هوا پرتاب کرد
[ترجمه گوگل]با صدای فریاد، سیلور از طریق هوا به قایق خود فرو رفت
15. Here, of course, there is no phonetic crutch to rely on.
[ترجمه ترگمان]البته در اینجا هیچ عصای phonetic برای تکیه کردن وجود ندارد
[ترجمه گوگل]در اینجا، البته، هیچ پایه آوایی برای تکیه بر وجود ندارد