1. It sets zoning standards for previously unregulated swingers clubs and semi-nude modeling businesses.
[ترجمه ترگمان]این سازمان، استانداردهای منطقه بندی را برای باشگاه های حرفه ای swingers و modeling نیمه برهنه انجام می دهد
[ترجمه گوگل]این استانداردهای منطقه بندی را برای باشگاه های پیشنهادی غیر قانونی SWINGERS و کسب و کار مدل سازی نیمه برهنه را تنظیم می کند
2. But being the oldest swinger in a town a hot mile's walk away was a life Sombro was used to.
[ترجمه ترگمان]اما قدیمی ترین swinger در شهری بود که یک مایل دورتر از آن زندگی می کرد
[ترجمه گوگل]اما قدیمیترین هلی کوپتر در یک شهر، یک پیادهروی در خیابان، یک زندگی است که Sombro از آن استفاده کرد
3. That guy be a real swinger.
[ترجمه ترگمان] اون یارو a واقعی - ه
[ترجمه گوگل]این مرد هندی است
4. That girl is not a swinger.
[ترجمه علیرض] این دختر یک ولگرد نیست
[ترجمه ترگمان]این دختره a نیست
[ترجمه گوگل]این دختر هندی نیست
5. So was I once myself a swinger of birches.
[ترجمه ترگمان]پس من خودم یه بار a درخت غان بودم
[ترجمه گوگل]بنابراین من یک بار خودم یک هلی کوپتر بره بودم
6. Riders of the Wave Swinger fly through the airthe Royal Easter Show in Sydney on Tuesday.
[ترجمه ترگمان]سواران موج swinger در روز سه شنبه از طریق نمایش airthe رویال Easter در سیدنی پرواز می کنند
[ترجمه گوگل]سواران موج سوییانگ در روز سه شنبه در سیدنی به نمایش گذاشته می شوند
7. Riders of the Wave Swinger fly through the air at the Royal Easter Show in Sydney on Tuesday.
[ترجمه ترگمان]سواران موج موج در روز سه شنبه در سیدنی در جشن عید پاک در سیدنی به پرواز در آمدند
[ترجمه گوگل]سواران موج Swinger در هوا در نمایشگاه سلطنتی عید پاک در سیدنی در روز سه شنبه پرواز می کنند
8. Find yourself a swinger party. Or a sex party, or a cuddle party, or a kissing party, or an eye-gazing party.
[ترجمه ترگمان] واسه خودت یه مهمونی swinger پیدا کن یا مهمونی سکس، یا یه پارتی بغل یا یه مهمونی بوسیدن یا یه پارتی چشم
[ترجمه گوگل]یک مهمانی هویج را پیدا کنید یا یک حزب جنس، یا یک حزب خوش تیپ، یا یک حزب بوسیدن یا یک حزب چشمگیر
9. Dana was a real swinger in her younger years.
[ترجمه ترگمان]دنا در سال های جوانی اش یک swinger واقعی بود
[ترجمه گوگل]دانا یک هلی کوپتر واقعی در سالهای جوانترش بود
10. One could do worse than be a swinger of birches.
[ترجمه ترگمان]بدتر از a درخت غان بود
[ترجمه گوگل]یک نفر می تواند بدتر از یک هلی کوپتر توس باشد
11. So was I once myself a swinger of birches. And so I dream of going back to be.
[ترجمه ترگمان]پس من خودم یه بار a درخت غان بودم و منم رویای برگشتن به خونه رو دارم
[ترجمه گوگل]بنابراین من یک بار خودم یک هلی کوپتر بره بودم و بنابراین من رویای رفتن به عقب هستم
12. You can hardly recognize in him the swinger he was thirty years ago.
[ترجمه ترگمان]تو نمی توانی آن swinger را که سی سال پیش بود، در او تشخیص بدهی
[ترجمه گوگل]شما به سختی می توانید سیگنال وی را سی سال پیش درک کنید
13. No wandering on the platform. Follow the instructions of the attendant and take the swinger in orderly manager.
[ترجمه ترگمان]هیچ سرگردان روی سکو نیست دستورالعمل های پزشک را دنبال کنید و the را به سمت مدیر منظم ببرید
[ترجمه گوگل]بدون سرگردانی در پلتفرم دستورالعمل های همراه را دنبال کنید و مدیر را به صورت منظم ببرید
14. I used a wide angle lens angled up in order to make this already high swinger seem sky-high.
[ترجمه ترگمان]من از یک لنز واید با زاویه رو به بالا استفاده کردم تا این ارتفاع بالا به نظر آسمان - بالا به نظر برسد
[ترجمه گوگل]من از یک لنز زاویه ای بزرگ زاویه ای استفاده کردم تا این هلی کوپتر بالا به نظر می رسد ارتفاع بالا