کلمه جو
صفحه اصلی

crucifixion


معنی : تصویر عیسی بر بالای صلیب
معانی دیگر : برصلیب آویزی (نوعی اعدام که در امپراطوری روم متداول بود)، (c بزرگ) مصلوب سازی حضرت عیسی، مصلوب ساختن

انگلیسی به فارسی

تصویر عیسی بر بالای صلیب، مصلوب ساختن


مصلوب شدن، تصویر عیسی بر بالای صلیب


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a method of execution in which the condemned person is tied or nailed to a cross.

(2) تعریف: (cap.) the execution of Jesus Christ by crucifixion.

(3) تعریف: a painting, sculpture, or the like representing the crucifixion of Jesus Christ.

• act of crucifying, act of putting someone to death by nailing or binding him to a cross
in the roman empire, crucifixion was a way of executing people by crucifying them. the crucifixion was the death of christ by this method.

مترادف و متضاد

تصویر عیسی بر بالای صلیب (اسم)
crucifixion

death by being nailed to a cross


Synonyms: torture, suffering, martyrdom, execution


the death of Jesus or the artistic representation of His death


Synonyms: the Passion, the execution of Christ, the Martyrdom, the Sacrifice on the Cross


جملات نمونه

1. They watched the crucifixion from a distance.
[ترجمه ترگمان]آن ها مصلوب شدن را از دور تماشا می کردند
[ترجمه گوگل]آنها مصلوب شدن را از فاصله دور تماشا کردند

2. He was executed by crucifixion.
[ترجمه ترگمان]مصلوب مسیح مصلوب شده بود
[ترجمه گوگل]او توسط مصلوب شدن اعدام شد

3. The leading role played by Mary at the Crucifixion and Resurrection needs no re-telling.
[ترجمه ترگمان]نقش رهبری مری در مصلوب شدن مسیح و رستاخیز نیازی به گفتن مجدد ندارد
[ترجمه گوگل]نقش برجسته ای که مریم در کفر و قیامت بازی می کند نیازی به گفتن ندارد

4. For the community of disciples the crucifixion was not the end.
[ترجمه ترگمان]برای جامعه مریدان، مصلوب کردن، پایانی نبود
[ترجمه گوگل]برای جامعه شاگردان مصلوب شدن پایان نیست

5. The Root of Holiness : Co - crucifixion and Co - resurrection with Jesus Christ.
[ترجمه ترگمان]ریشه پدر مقدس: مصلوب شدن و رستاخیز با عیسی مسیح
[ترجمه گوگل]ریشه حضرت: مصلوب شدن و همکاری با عیسی مسیح

6. Jesus predicts his crucifixion in two days time.
[ترجمه ترگمان]مسیح مصلوب مسیح را در دو روز پیش بینی می کند
[ترجمه گوگل]عیسی مسیح خود را در دو روز زمان پیش بینی می کند

7. By contrast both the crucifixion and the resurrection are described by all four gospel writers detail.
[ترجمه ترگمان]در مقابل، هر دو مصلوب شدن و رستاخیز توسط هر چهار نویسنده انجیل توصیف می شوند
[ترجمه گوگل]در مقابل، مصلوب شدن و رستاخیز توسط همه نویسندگان انجیل شرح داده شده است

8. Possible date of Jesus' crucifixion was Nisan 14th, Spring Equinox, Friday April 3rd AD33 or 14th Nisan, Spring Equinox, Wednesday April 10th AD3
[ترجمه ترگمان]تاریخ احتمالی مصلوب مسیح Nisan ۱۴، Spring Equinox، جمعه سوم آوریل AD۳۳ یا چهاردهمین Nisan، بهار Equinox، روز چهارشنبه دهم آوریل AD۳ بود
[ترجمه گوگل]تاریخ احتمالی مصلوب شدن عیسی نسیان 14، بهار عدالت، جمعه 3 آوریل 33 یا 14 نیشن، بهار عدالت، چهارشنبه 10 آوریل AD3

9. Many had flocked to the crucifixion from curiosity, and not from hatred toward Christ.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آنان به صلیب کشیده شده بودند نه از روی کنجکاوی و نه از نفرت نسبت به مسیح
[ترجمه گوگل]بسیاری از آنها به مصلوب شدن از کنجکاوی و نه از نفرت به سوی مسیح گریختند

10. Its chanting quality sounds a note of buoyancy and music in the evocation of the enormity of the Crucifixion.
[ترجمه ترگمان]آهنگ سرود خواندن آن به منزله یادداشتی از سبک buoyancy و موسیقی در the عظمت of بود
[ترجمه گوگل]کیفیت آواز خواندن آن، یادداشتی از شناوری و موسیقی را در ترویج غم و اندوه کفر می بیند

11. But the drawings, there are some beautiful drawings around the Crucifixion.
[ترجمه ترگمان]اما نقاشی ها، نقاشی های زیبایی در اطراف the وجود دارد
[ترجمه گوگل]اما نقاشی ها، نقاشی هایی زیبا در اطراف کلیسا وجود دارد

12. Paul appears on the scene within a year or so of the Crucifixion.
[ترجمه ترگمان]پل در عرض یک سال یا پس از مصلوب شدن مسیح در صحنه ظاهر می شود
[ترجمه گوگل]پل در مدت یک سال یا بیشتر از صحنه کاپیتولا در صحنه ظاهر می شود

13. This pray is set towards the end of his time with them on earth but before the crucifixion.
[ترجمه ترگمان]این دعا در پایان وقتش با آن ها در روی زمین، بلکه قبل از مصلوب شدن است
[ترجمه گوگل]این دعا به پایان زمان خود با آنها در زمین، اما قبل از مصلوب شدن است

14. Parker wished more time, more, with the boy; this almost crucifixion, to feast his eyes.
[ترجمه ترگمان]پارکر بیش از پیش دلش می خواست، با آن پسر که تقریبا مصلوب شده بود، و این تقریبا مصلوب شدن بود
[ترجمه گوگل]پارکر آرزو کرد زمان بیشتر، بیشتر، با پسر؛ این تقریبا مصلوب شدن، چشم هایش را جشن می گیرد

The Romans used to crucify criminals.

رومیان بزهکاران را بر صلیب میخکوب می‌کردند.


پیشنهاد کاربران

۱. عمل به صلیب کشیدن
۲. تمثال حضرت عیسی ( مجسمه یا تصویر )

کروسِ فِک شِن

این کلمه اسمه و فعلش Crucify هست :

🌠 CRUCIFY 🌠 به صلیب کشیدن ( با میخ یا طناب به قصد کشتن یا شکنجه یک نفر. بیشتر به قصد کشتن )
verb
[ obj]
1 : to kill ( someone ) by nailing or tying his or her hands and feet to a cross
◀️Jesus Christ was crucified
2 informal : to criticize ( someone or something ) very harshly
◀️They crucified her in the newspapers for having an affair

🌠 CRUCIFIXION 🌠 به صلیب کشی ( قتل به کمک به صلیب کشیدن )
Noun 1
[noncount] : an act of killing someone by nailing or tying his or her hands and feet to a cross : an act of crucifying someone
◀️ the crucifixion of the rebel Spartacus
2 the Crucifixion : the killing of Jesus Christ on a cross


کلمات دیگر: