1. a starboard tack
چرخش به سمت راست (کشتی)
2. on the starboard quarter (of the ship)
در بخش عقب و دست راست (کشتی)
3. He detected a ship moving down the starboard side of the submarine.
[ترجمه ترگمان]او کشتی را دید که سمت راست سمت راست زیردریایی حرکت می کرد
[ترجمه گوگل]او یک کشتی را که پایین سمت راست زیردریایی بود حرکت داد
4. The ship gave a lurch to starboard.
[ترجمه ترگمان]کشتی کج شد و به سمت راست کشتی حرکت کرد
[ترجمه گوگل]کشتی کشتی را به سمت راست سوار کرد
5. The ship was on the starboard tack.
[ترجمه ترگمان]کشتی به سمت راست حرکت می کرد
[ترجمه گوگل]کشتی در سمت راست ایستاده بود
6. We were sailing on starboard tack.
[ترجمه ترگمان]ما به سمت راست کشتی حرکت می کردیم
[ترجمه گوگل]ما قایقرانی در سمت راست بودیم
7. The hull had suffered extensive damage to the starboard side.
[ترجمه ترگمان]بدنه کشتی به سمت راست کشتی آسیب دیده بود
[ترجمه گوگل]بدنه عادی صدمه زیادی به سمت راست رنج می برد
8. We were side-slipping, starboard wing down, falling to earth with our engines howling.
[ترجمه ترگمان]ما از طرف راست منحرف شدیم و به سمت زمین سقوط کردیم و با صدای زوزه موتور به زمین سقوط کردیم
[ترجمه گوگل]ما طرفدار لغزش، سمت راست بال پایین، سقوط به زمین با موتورهای ما زوزه
9. Up there to starboard, the Bering Sea whipped by arctic gales into choppy swells.
[ترجمه ترگمان]آن بالا به سمت راست، دریای Bering با gales قطبی در میان امواج متلاطم دریا تازیانه می زد
[ترجمه گوگل]در سمت راست سمت راست، دریای بریج توسط نیروهای Arctic به انفجار کثیف خرد شد
10. A few minutes later: port, six fathoms and starboard, ten fathoms.
[ترجمه ترگمان]چند دقیقه بعد: بندر، شش متر و راست، ده متر
[ترجمه گوگل]چند دقیقه بعد پورت، شش فاتوم و سمت راست، ده فتوم
11. The starboard manipulator is operated by a series of switches located near the viewport.
[ترجمه ترگمان]بازوی راست سمت راست توسط مجموعه ای از سوییچ ها در نزدیکی the عمل می کند
[ترجمه گوگل]دستکاری سمت راست توسط مجموعه ای از سوئیچ ها در نزدیکی نمایشگاه اداره می شود
12. The ship leaned further to starboard and soon the decks were awash.
[ترجمه ترگمان]کشتی بیش از پیش به سمت راست متمایل شد و به زودی عرشه پر از آب شد
[ترجمه گوگل]کشتی به سمت راست حرکت کرد و به زودی عرشه ها در حال پرواز بودند
13. Another column dashed up her starboard side and carried off her smokestack.
[ترجمه ترگمان]ستون دیگری از طرف راست او بالا رفت و از دودکش آن بیرون آمد
[ترجمه گوگل]ستون دیگری به سمت راست سمت خود حرکت کرد و دودکشش را برداشت
14. All light aircraft maintenance workshops would most certainly have one for synchronizing and timing port and starboard magnetos on piston engines.
[ترجمه ترگمان]تمام کارگاه های تعمیر و نگهداری هواپیماهای سبک به طور حتم یکی برای همزمانی و زمان بندی بندر و magnetos سمت راست هواپیما بر روی موتورهای پیستون است
[ترجمه گوگل]تمام کارگاه های نگهداری هواپیما نور، مطمئنا برای هماهنگ سازی و زمان بند بودن مغناطیس های پورت و مجدد در موتور های پیستونی وجود دارد
15. A man at port lifted his arm one way and a second at starboard lifted his another.
[ترجمه ترگمان]یک نفر در بندر بازوی او را گرفت و یک ثانیه به سمت راست کشتی دیگری را بلند کرد
[ترجمه گوگل]یک مرد در بندر یک دست خود را برداشت و یک ثانیه در سمت راست، یکی دیگر را برداشت