1. shore batteries opened fire
توپ های ساحلی شروع به تیراندازی کردند.
2. easterly shore
کرانه ی خاوری
3. our shore batteries fired several salvos at the enemy fleet
توپ های ساحلی ما چندین بار به سوی ناوگان دشمن شلیک هماهنگ کردند.
4. to shore up his defence, the lawyer called on two more witnesses
برای مستحکم کردن دفاعیات خود،وکیل دو شاهد دیگر را فرا خواند.
5. a rocky shore
کرانه ی سنگلاخ
6. swimmers flocked the shore
شناگران ساحل را پر کردند.
7. waves beat the shore
موج ها بر کرانه می خورند.
8. a cottage on the shore
کلبه ای در ساحل
9. i drifted to the shore on a leaky boat
در یک قایق سوراخ (توسط امواج) به ساحل رانده شدم.
10. they stood on the shore and watched the sea birds
آنان در ساحل ایستادند و پرندگان دریا را تماشا کردند.
11. our house is on the shore of a lake
خانه ی ما در کنار یک دریاچه قرار دارد.
12. the land inclines toward the shore
زمین به سوی رودخانه شیب دارد.
13. the setting sun yellowed the shore
خورشید مغرب ساحل را زرین فام کرده بود.
14. there were trees margining the shore
صفی از درختان در راستای کرانه قرار داشت.
15. waves keep eating away the shore
امواج مرتبا ساحل را فرسایش می دهند.
16. after two days we regained the shore
پس از دو روز به ساحل رسیدیم.
17. ducks went wobbling by along the shore
اردک ها لمبر خوران در راستای کرانه حرکت می کردند.
18. iraj and i swam from the shore to the boat
من و ایرج از کرانه تا قایق شنا کردیم.
19. the accretion of sand on the shore
انباشتگی شن روی ساحل
20. the boat gently bumped against the shore wall
زورق به آرامی به دیواره ی ساحلی خورد.
21. the sea is endless (and) its shore is invisible
دریا بی انتهاست،ساحلش ناپیداست
22. the sea tiding planks to the shore
دریایی که تخته به کرانه می آورد
23. to ferry troops from ship to shore
قشون را با فری از کشتی به کرانه بردن
24. a new jeep came ripping up the shore
یک جیپ نو به سرعت تمام در ساحل ظاهر شد.
25. the moon lightened our path to the shore
ماه راه ما به سوی ساحل را روشن کرد.
26. the ships that are riding close to shore
کشتی هایی که نزدیک ساحل لنگر انداخته اند
27. they landed the soldiers on a rocky shore
سربازان را در یک ساحل سنگلاخ پیاده کردند.
28. the muttering of the waves on the rocky shore
هیاهوی امواج بر ساحل سنگی
29. before the attack, our bombers softened up the enemy's shore defenses
پیش از حمله،بمب افکن های ما مواضع ساحلی دشمن را کوبیدند.
30. the temple was moved bodily forty meters up the shore of the lake
معبد یکپارچه به چهل متر بالاتر از کرانه ی دریاچه تغییر مکان داده شد.
31. the wave hunched up and threw itself on the shore
موج برآمده شد و خود را بر ساحل افکند.
32. the wrecks of the ship were scattered all over the shore
تکه پاره های کشتی در سرتاسر ساحل پراکنده شده بود.