کلمه جو
صفحه اصلی

swarf


معنی : تراشه، براده
معانی دیگر : انگلیس تراشه

انگلیسی به فارسی

ساندویچ، براده، تراشه


(انگلیس) تراشه، براده


دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] تراشه

مترادف و متضاد

تراشه (اسم)
shaving, sliver, foil, ribbon, chip, splinter, splint, excelsior, swarf, flinders, paring

براده (اسم)
filing, swarf


کلمات دیگر: