زبان نمادی
symbolic language
زبان نمادی
انگلیسی به فارسی
زبان نمادی
دیکشنری تخصصی
[ریاضیات] زبان نمادی
جملات نمونه
1. Culture and symbolic language, once developed through evolution, allow humans to race ahead.
[ترجمه ترگمان]فرهنگ و زبان نمادین، زمانی که از طریق تکامل تکامل یافت، به انسان ها اجازه می دهد تا با هم رقابت کنند
[ترجمه گوگل]فرهنگ و زبان نمادین، زمانی که از طرق تکامل ایجاد شده، به انسان اجازه می دهد تا در مسابقه به جلو برود
[ترجمه گوگل]فرهنگ و زبان نمادین، زمانی که از طرق تکامل ایجاد شده، به انسان اجازه می دهد تا در مسابقه به جلو برود
2. The assembler translates symbolic language into machine language.
[ترجمه ترگمان]assembler زبان نمادین را به زبان ماشین ترجمه می کند
[ترجمه گوگل]اسمبلر زبان نمادین را به زبان ماشین ترجمه می کند
[ترجمه گوگل]اسمبلر زبان نمادین را به زبان ماشین ترجمه می کند
3. The assembler language is a kind of symbolic language.
[ترجمه ترگمان]زبان assembler نوعی زبان نمادین است
[ترجمه گوگل]زبان مونتاژ نوعی نمادین است
[ترجمه گوگل]زبان مونتاژ نوعی نمادین است
4. The uninhibited mutations and grotesque symbolic language of dreams interrupt the distinct images of contemporary humanity.
[ترجمه ترگمان]جهش های بی پروا و زبان نمادین شگفت انگیز رویاها، تصاویر متمایز انسانیت معاصر را قطع می کنند
[ترجمه گوگل]جهش های غیرقابل انکار و زبان نمادین رویایی رویاها تصاویر متمایز انسانیت معاصر را قطع می کنند
[ترجمه گوگل]جهش های غیرقابل انکار و زبان نمادین رویایی رویاها تصاویر متمایز انسانیت معاصر را قطع می کنند
5. Rituals are programs written in the symbolic language of the unconscious mind.
[ترجمه ترگمان]Rituals برنامه هایی هستند که در زبان نمادین ذهن ناخودآگاه نوشته می شوند
[ترجمه گوگل]آداب و رسوم برنامه های نوشته شده در زبان نمادین ذهن ناخودآگاه است
[ترجمه گوگل]آداب و رسوم برنامه های نوشته شده در زبان نمادین ذهن ناخودآگاه است
6. The freedom of much animal behaviour from physically specifiable constraints implies that many animals must have inner representations and symbolic language.
[ترجمه ترگمان]آزادی رفتار بسیار حیوانی ناشی از محدودیت های فیزیکی به معنی این است که بسیاری از حیوانات باید نمایش داخلی و زبان نمادین داشته باشند
[ترجمه گوگل]آزادی رفتار بسیار حیوانی از محدودیت های فیزیکی مشخص، حاکی از آن است که بسیاری از حیوانات باید نمایانگر درونی و زبان نمادین باشند
[ترجمه گوگل]آزادی رفتار بسیار حیوانی از محدودیت های فیزیکی مشخص، حاکی از آن است که بسیاری از حیوانات باید نمایانگر درونی و زبان نمادین باشند
7. Numeric core code and data structure initializing core code are generated for the the simulator in a high level programming language from the language of the symbolic language translator.
[ترجمه ترگمان]کد هسته عددی و ساختار داده ای راه اندازی کد هسته برای شبیه ساز در یک زبان برنامه نویسی سطح بالا از زبان مترجم زبان نمادین ایجاد شده اند
[ترجمه گوگل]کد هسته عددی و ساختار داده اولیه کد اصلی برای شبیه ساز در یک زبان برنامه نویسی سطح بالا از زبان مترجم زبان نمادین تولید می شود
[ترجمه گوگل]کد هسته عددی و ساختار داده اولیه کد اصلی برای شبیه ساز در یک زبان برنامه نویسی سطح بالا از زبان مترجم زبان نمادین تولید می شود
8. The present invention generates the native operators and test code file by processing the splice file through the symbolic language translator.
[ترجمه ترگمان]اختراع موجود عملگرهای بومی و فایل کد تست را با پردازش فایل اتصال از طریق مترجم زبان نمادین ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]اختراع حاضر اپراتورهای بومی و فایل کد تست را با پردازش فایل اسپلیس از طریق مترجم زبان نمادین تولید می کند
[ترجمه گوگل]اختراع حاضر اپراتورهای بومی و فایل کد تست را با پردازش فایل اسپلیس از طریق مترجم زبان نمادین تولید می کند
9. Our psyches are naturally attuned to energetic codes and symbolic language.
[ترجمه ترگمان]psyches ما به طور طبیعی با کده ای پر انرژی و زبان سمبلیک هماهنگی دارند
[ترجمه گوگل]روان ما به طور طبیعی با کدهای پر انرژی و زبان نمادین سازگار است
[ترجمه گوگل]روان ما به طور طبیعی با کدهای پر انرژی و زبان نمادین سازگار است
کلمات دیگر: