کلمه جو
صفحه اصلی

sweetheart


معنی : یار، دلارام، معشوقه، عزیز، دلبر، نوعی نان شیرینی بشکل قلب، مامانی، دلدار
معانی دیگر : (خطاب محبت آمیز یا عاشقانه) عزیزم، جانم، جانان

انگلیسی به فارسی

معشوقه، دلبر، یار، دلدار، دلارام، نوعی نان شیرینی بشکل قلب


عزیزم، یار، دلبر، معشوقه، عزیز، دلارام، مامانی، نوعی نان شیرینی بشکل قلب، دلدار


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: one of a pair of lovers, as regarded by the other.
مترادف: darling, flame, lover
مشابه: beau, boyfriend, girl, girlfriend, paramour, partner, spouse, suitor, sweetie

(2) تعریف: a person who is loved.
مترادف: beloved, darling, dear, truelove
مشابه: baby, beau, honey, inamorata, love, lover, pet, sweet

(3) تعریف: (informal) a friendly or sweet person.
مترادف: dear, sweetie
مشابه: angel, treasure

• lover, beloved person; darling
you call someone sweetheart if you are very fond of them.
your sweetheart is your boyfriend or girlfriend.

مترادف و متضاد

یار (اسم)
adjoint, partner, fellow, bloke, adjunct, sweetheart, friend, helper, alter ego, adjutant, gill, bosom friend, paramour, pal, buddy, billy, chummy, close friend, helpmate, turtledove, yokefellow, pard, playmate, succourer

دلارام (اسم)
sweetheart, gill, belle

معشوقه (اسم)
sweetheart, love, lover, paramour, bonne amie, mistress, concubine, girl, fancy woman, leman, hetaera, inamorata, ladylove, lovemate

عزیز (اسم)
sweetheart, honey, dear, turtledove

دلبر (اسم)
sweetheart, gill, mistress, girlfriend, soulmate, leman

نوعی نان شیرینی بشکل قلب (اسم)
sweetheart, gill

مامانی (اسم)
sweetheart, sweetie

دلدار (صفت)
sweetheart

person whom another loves


Synonyms: admirer, beau, beloved, boyfriend, companion, darling, dear, dear one, flame, girlfriend, heartthrob, honey, inamorata, inamorato, love, lovebird, lover, one and only, paramour, pet, significant other, steady, suitor, swain, sweet, treasure, truelove, valentine


Antonyms: enemy, foe


جملات نمونه

1. my old sweetheart has bewitched me
دلبر دیرین من برده دل و دین من

2. You were my high school sweetheart, And still are.
[ترجمه آناهید] تو محبوب دوران دبیرستان من بودی و هنوزم هستی
[ترجمه ممد تیچر] تو معشوقه دوران دبیرستانم بودی و هنوز هم هستی
[ترجمه ترگمان]، تو دوران دبیرستان من بودی و هنوز هم هستی
[ترجمه گوگل]شما عزیزان دبیرستان بودید، و هنوز هم هستند

3. Members of the council had arranged a sweetheart deal with CTS.
[ترجمه ترگمان]اعضای شورا با CTS یک معامله بزرگ ترتیب داده بودند
[ترجمه گوگل]اعضای شورا یک قرارداد دوست داشتنی با CTS تنظیم کرده اند

4. She eventually married her childhood sweetheart.
[ترجمه ترگمان] اون بالاخره با عشق دوران کودکی ازدواج کرد
[ترجمه گوگل]او در نهایت ازدواج با فرزندش ازدواج کرد

5. Happy birthday to my sweetheart who is always so charming and good-looking.
[ترجمه ترگمان]تولدت مبارک، عزیزم، که همیشه جذاب و خوش قیافه است
[ترجمه گوگل]تولدت مبارک عزیزم هستم که همیشه جذاب و باهوش است

6. She eloped with her childhood sweetheart.
[ترجمه ترگمان]اون با عشق دوران بچگیش فرار کرد
[ترجمه گوگل]او با عاشق کودکی خود رنج می برد

7. To you,sweetheart,with all my love. There's someone who loves you far more than you know with a love that keeps growing as days come and go. Have a very happy birthday!
[ترجمه ترگمان] به سلامتی تو، عزیزم، با تمام عشقم کسی هست که تو رو خیلی بیشتر از اونی که می دونی دوست داره، با عشقی که روزها رشد می کنه و میره ! تولدت مبارک
[ترجمه گوگل]با تو، عزیزم، با تمام عشقم کسی است که شما را با عشق بیشتر دوست دارد، زیرا روزها می آیند و می روند تولدت مبارک!

8. I struck the Sweetheart through,and changed it into Dear.
[ترجمه ترگمان]، من به the ضربه زدم و اون رو تبدیل به \"عزیزم\" کردم
[ترجمه گوگل]من شیرینی را از روی آن زدم و آن را به گرمی تغییر دادم

9. I'm dying to see my sweetheart.
[ترجمه ترگمان]دارم می میرم برای دیدن sweetheart
[ترجمه گوگل]من میمیرم تا عزیزم را ببینم

10. Happy birthday, sweetheart.
[ترجمه ترگمان]تولدت مبارک عزیزم
[ترجمه گوگل]تولدت مبارک، عزیزم

11. I married Shurla, my childhood sweetheart, in Liverpool.
[ترجمه ترگمان]من با Shurla ازدواج کردم، عشق دوران کودکی من، در لیورپول
[ترجمه گوگل]من شارلا، عزیزم دوران کودکی ام را در لیورپول ازدواج کردم

12. Do you want a drink, sweetheart?
[ترجمه ترگمان]نوشیدنی میل دارید، عزیزم؟
[ترجمه گوگل]میخواهی نوشیدنی، عزیزم؟

13. "Oh, you're a sweetheart, " she said, when I placed the breakfast tray on her lap.
[ترجمه ترگمان]در حالی که سینی صبحانه را روی زانوهایش می گذاشتم، گفت: اوه، تو a
[ترجمه گوگل]او گفت: 'اوه، عزیزم، وقتی سینی صبحانه را روی دامنم گذاشتم، گفتم

14. In 1937 he married his college sweetheart.
[ترجمه ترگمان]سال ۱۹۳۷ او با معشوقه his ازدواج کرد
[ترجمه گوگل]در سال 1937 ازدواج کرد و ازدواج کرد

take your medicine sweetheart!

عزیزم دارویت را بخور!


پیشنهاد کاربران

کوچولو زیبای من

دوست داشتنی

عزیز دل

عزیز دلم , عزیزم , قند عسلم ، جانا
( معادل کامل نمیشه براش پیدا کرد در واقع یک جور خطاب محبت آمیز یا عاشقانه است )

معشوقه

تو دل برو

دلارام، یار، بی همتا

دلبرجان❤️ attract ، attractive, lover , leman , iuv
I was very interested in this music
فوق العاده این موزیک باب میل علاقه ام بود ( Elsen pro mashup )

خوش قلب

عزیزم ، مترادف ( dear , honey , baby )

دلبر

عزیزم ، مترادف ( dear, honey, baby, darling )

دلبر ، عشقم ، صاحب شیرین ناب قلبم . دلبر ناب قلبم .

من این اصطلاحو تو آهنگ و چند تا فیلم شنیدم که حس میکنم معنیش قلب و دل پاک یا عشق پاک باشه!

پیشنهاد میکنم فاصله بین sweet و heart رو حذف کنید و دوباره سرچ کنید تا به معنای واقعی برسید

جون دلم

عزیزدلم
عسلم
جانم
عزیزم
: )

عزیز دلم شیرین عسل
مترادف بیبی و سوییتی و دیر هست.
برای ابراز احساسات هست

a person with whom someone is having a romantic relationship
OXFORD

خوش قلب،
ولی موقع خطاب کردن کسی به معنی عشق دلبر و. . .

نزدیک ترین شخص به قلبم

Sweet = شیرین، خوش، عزیز، نوشین
Heart = قلب، دل، جان

Sweetheart = شیرینْ دل، خوش قلب، عزیزدل، عزیزجان، نوشینْ دل، خوشْ دل


کلمات دیگر: