کلمه جو
صفحه اصلی

synergy


معنی : یاری، همکاری، اشتراک مساعی، هم نیروزایی، کار توام
معانی دیگر : هم کرداری، هم کردار گری، هم نیروبخشی، هم نیروبخشگری

انگلیسی به فارسی

هم نیروزایی، کار توام، اشتراک مساعی، همکاری، یاری


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: synergies
(1) تعریف: the combined action or power of two or more things.

- The drugs are best taken together because their synergy is what makes them particularly effective in fighting the disease.
[ترجمه ترگمان] مواد مخدر به بهترین شکل با هم ترکیب می شوند زیرا همکوشی آن ها چیزی است که آن ها را به ویژه در مبارزه با این بیماری موثر می سازد
[ترجمه گوگل] داروها بهترین راه حل هستند زیرا همکاری آنها این است که آنها را در مبارزه با بیماری بسیار موثر می سازد

(2) تعریف: synergism.

• combined action of two or more agents which produces a result stronger than their individual efforts; cooperation between two or more groups, combined action

مترادف و متضاد

یاری (اسم)
aid, service, help, helping, companionship, adjutancy, succor, synergy

همکاری (اسم)
assist, solidarity, cooperation, collaboration, synergy, synergism

اشتراک مساعی (اسم)
society, synergy

هم نیروزایی (اسم)
synergy

کار توام (اسم)
synergy

collaboration, cooperation


Synonyms: alliance, coaction, combined effort, harmony, symbiosis, synergism, team effort, teaming, teamwork, union, unity, working together


جملات نمونه

1. Of course, there'squite obviously a lot of synergy between the two companies.
[ترجمه ترگمان]البته، بدیهی است که یک همکوشی بین دو شرکت وجود دارد
[ترجمه گوگل]مطمئنا، بین دو کمپانی نیز همکاری زیادی وجود دارد

2. Team work at its best results in a synergy that can be very productive.
[ترجمه ترگمان]تیم در بهترین نتایج خود در یک همکوشی که می تواند بسیار سازنده باشد، کار می کند
[ترجمه گوگل]کار تیمی در بهترین نتایج خود در یک همکاری که می تواند بسیار سودآور باشد

3. Managing effective teams is a matter of achieving synergy between the individual members.
[ترجمه ترگمان]مدیریت تیم های کارآمد موضوع دستیابی به یک همکوشی بین اعضای منفرد است
[ترجمه گوگل]مدیریت تیم های موثر، دستیابی به همکاری بین اعضای فردی است

4. Kneading is an example of synergy, which theologically means the combination of personal effort with unearned grace.
[ترجمه ترگمان]Kneading نمونه ای از یک همکوشی است که به معنی ترکیبی از تلاش شخصی با وقار انسانی است
[ترجمه گوگل]چرت زدن نمونه ای از هم افزایی است که از لحاظ الهی به معنای ترکیبی از تلاش شخصی و فضل بی نظیر است

5. The Kings, meanwhile, have a synergy that translates into an entertaining and unique style of play.
[ترجمه ترگمان]در همین حال، پادشاهان یک همکوشی دارند که به سبک سرگرم کننده و منحصر به فرد بازی تبدیل می شود
[ترجمه گوگل]پادشاهان، در عین حال، هم افزایی دارند که به یک سبک سرگرم کننده و منحصر به فرد از بازی تبدیل می شود

6. Other conglomerates, particularly those looking for synergy, should be depressed by their mentor's plight.
[ترجمه ترگمان]برخی از مجتمع های مسکونی دیگر، به خصوص آن هایی که به دنبال یک همکوشی هستند، باید از گرفتاری their افسرده شوند
[ترجمه گوگل]کنگلومراتهای دیگر، به ویژه کسانی که به دنبال همکاری هستند، باید از نظر روحیۀ مربی خود افسرده شوند

7. Margetts is sure that the scientific and technological synergy that has been developed is real and extremely valuable.
[ترجمه ترگمان]Margetts اطمینان دارد که همکوشی های علمی و تکنولوژیکی که توسعه یافته است، واقعی و بسیار ارزشمند است
[ترجمه گوگل]Margetts مطمئن است که همکاری علمی و فن آوری است که توسعه یافته است واقعی و بسیار ارزشمند است

8. The benefits of cost savings, greater efficiency and synergy are being realised.
[ترجمه ترگمان]مزایای صرفه جویی در هزینه، کارایی بیشتر و همکوشی در حال تحقق است
[ترجمه گوگل]مزایای صرفه جویی در هزینه، بهره وری و هم افزایی بیشتر در حال تحقق است

9. All our research results indicate that the synergy between the click sites and our Big City stations will be very powerful.
[ترجمه ترگمان]همه نتایج تحقیقات ما نشان می دهد که همکوشی بین محل های کلیک و ایستگاه های بزرگ شهر ما بسیار قدرتمند خواهد بود
[ترجمه گوگل]تمام نتایج تحقیقات ما نشان می دهد که همکاری بین سایت های کلیک و ایستگاه های بزرگ شهر ما بسیار قدرتمند خواهد بود

10. The Synergy N 9 rotor head features composite blade grips and a CNC billet aluminum head block.
[ترجمه ترگمان]قسمت Synergy N - ۹ دارای ویژگی های پره کامپوزیتی است و یک بلوک aluminum billet CNC را تشکیل می دهد
[ترجمه گوگل]سر سر Synergy N 9 دارای یک تیغه کامپوزیتی و یک بلوک سرامیکی آلومینیومی با CNC می باشد

11. Many of the nootropic compounds have positive synergy effects with each other, they become synergistic.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از ترکیبات nootropic اثرات همکوشی مثبتی با یکدیگر دارند، و هم synergistic می شوند
[ترجمه گوگل]بسیاری از ترکیبات نوتروپیک دارای اثرات مثبت همکاری با یکدیگر هستند، آنها همگرا هستند

12. Financial IQ is actually the synergy of many skills and talents.
[ترجمه ترگمان]ضریب هوشی مالی در واقع همکوشی بین بسیاری از مهارت ها و استعدادها است
[ترجمه گوگل]IQ مالی در واقع هم افزایی از بسیاری از مهارت ها و استعدادها است

13. A checkerboard synergy study was carried out to determine the synergistic action of nikkomycin Z with fluconazole or terbinafine.
[ترجمه ترگمان]یک همکوشی بین synergy برای تعیین اثر synergistic Z با fluconazole یا terbinafine انجام شد
[ترجمه گوگل]برای تعیین اثر سینرژیک نیکوماسی سین Z با فلوکونازول یا تربینافین، یک مطالعه همگروه شطرنجی انجام شد

14. My favorite feature of Synergy, though, is the fact it automatically synchronizes the screen savers of the computer's it is controlling, so they start and stop at the same time.
[ترجمه ترگمان]ویژگی مورد علاقه من of، با این حال، این واقعیت است که محافظ های صفحه نمایش کامپیوتر کنترل می شوند، بنابراین آن ها شروع می کنند و در همان زمان متوقف می شوند
[ترجمه گوگل]اما ویژگی مورد علاقه من Synergy، این است که به طور خودکار محافظ صفحه نمایش کامپیوتر کنترل شده را همزمان می کند، به همین ترتیب آنها همزمان شروع و متوقف می شوند

پیشنهاد کاربران

هم افزایی

هم افزایی یا سینرژی ( به انگلیسی: Synergy ) معمولاً اینگونه تعریف می شود: زمانی که دو یا چند عنصر، جریان یا عامل با هم همیاری و برهمکنش ( تعامل ) داشته باشند معمولاً اثری بوجود می آید. اگر این اثر از مجموع اثرهایی که هر کدام از آن عناصر جداگانه می توانستند بوجود آورند بیشتر شود در اینصورت پدیده هم افزایی رخ داده است. مقدار هم افزایی را می توان با محاسبه برآیند کار گروهی و از سوی دیگر محاسبه مجموع نتیجه کار تک تک افراد در حالت کار جدا و تکی و سپس کسر کردن نتیجه محاسبه اول از دوم بدست آورد.


سینرژی یعنی پدید آمدن نتیجه ای حاصل از کار گروهی که هیچ یک از افراد گروه به تنهایی قادر به تولید آن نتیجه نبودند

هم افزایی، تشریک مساعی

synergy ( اقتصاد )
واژه مصوب: هم افزایی
تعریف: عملکرد هماهنگ و ترکیبی دو بنگاه که از جمع عملکردها و ارزش های فردی آن دو بیشتر است


کلمات دیگر: