کلمه جو
صفحه اصلی

symphonious


معنی : هم نوا، هم اهنگ، موزون، هم اوا
معانی دیگر : (نادر) همنوا، همساز، متوافق

انگلیسی به فارسی

متوافق، موزون، هم اهنگ، هم اوا، هم نوا


مترادف و متضاد

هم نوا (صفت)
concordant, homophonic, unisonant, unisonous, concerted, symphonic, symphonious

هم اهنگ (صفت)
concordant, homophonic, unisonant, unisonous, harmonic, symphonic, symphonious, consonant, coordinated

موزون (صفت)
tunable, elegant, harmonic, symphonious, lilting, well-proportioned, well-shaped

هم اوا (صفت)
symphonious, symphony orchestra

جملات نمونه

1. We would like your action to be symphonious with ours.
[ترجمه ترگمان]ما دوست داریم که your با ما در ارتباط باشه
[ترجمه گوگل]ما می خواهیم عمل شما با ما همراه شود

2. What does a symphonious society mean?
[ترجمه ترگمان]منظورت از این society چیست؟
[ترجمه گوگل]جامعه معاصر چیست؟

3. This company advocate business Wu is the film symphonious make and issue what resemble product.
[ترجمه ترگمان]\"وو\" حامی تجارت \"وو\"، فیلم \"symphonious\" است و این فیلم شبیه به محصولی است که به آن شبیه است
[ترجمه گوگل]این شرکت طرفدار کسب و کار وو فیلم ساخته شده است symphonious و موضوع چه چیزی شبیه به محصول است

4. What should improve next is user experience symphonious effect, it includes factor of crucial point: Delay when, attenuation, frequency is answered and echo is controlled.
[ترجمه ترگمان]چیزی که بعد از آن باید بهبود یابد تجربه کاربر است، که شامل یک نکته مهم است: تاخیر در زمان، تضعیف، فرکانس پاسخ داده می شود و پژواک کنترل می شود
[ترجمه گوگل]چه چیزی باید بعد بهبود بیاورد، تجربه کاربر با اثر سمفونیک است، این شامل عامل نقطه حساسیت تاخیر زمانی است که ضخامت، فرکانس پاسخ داده شده و اکو کنترل می شود

5. The one horn of the study, inclined condole of a TV is in housetop, it is below result put symphonious noise, they were brought for nervous at ordinary times job a few relaxed.
[ترجمه ترگمان]یکی از شاخ و برگ های این مطالعه، تمایل به استفاده از یک تلویزیون در housetop است، که در زیر ناشی از نویز symphonious است، که در زمان های معمول چند بار با آرامش آورده شدند
[ترجمه گوگل]یکی از شاخهای از مطالعه، تقدیر تلخ تلویزیون است در قفسه سینه است، در زیر نتیجه سر و صدا سمفونی، آنها را برای عصبی در زمان عادی بار کمی آرام آورده شده است

6. Result put option is admittedly important, but having an important principle is result put symphonious box to want to be accomplished as far as possible " power matchs, impedance matchs " .
[ترجمه ترگمان]نتیجه انتخاب گزینه مسلما مهم است، اما داشتن یک اصل مهم منجر به این می شود که جعبه symphonious تا جایی که ممکن است انجام شود \"matchs\"، matchs impedance \"
[ترجمه گوگل]گزینهی انتخاب نتیجه به صراحت مهم است، اما با داشتن یک اصل مهم نتیجه، جعبه سمفونیک به دست میآید تا بتواند تا آنجا که ممکن است �قدرت بازی، امپدانس بازیها� انجام شود

7. Testimonial session enables the communication act an important role in creating a symphonious society.
[ترجمه ترگمان]نشست Testimonial این امکان را فراهم می آورد که ارتباط نقش مهمی در ایجاد جامعه symphonious ایفا کند
[ترجمه گوگل]جلسه گواهی نامه، ارتباطات را قادر می سازد نقش مهمی در ایجاد یک جامعه سمفونی ایفا کند

8. Because new media can be created for everybody, release, share a character symphonious video wait for information and rise abruptly quickly.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که رسانه های جدید را می توان برای همه ایجاد کرد، انتشار، به اشتراک گذاری یک شخصیت در زمان انتظار برای اطلاعات و افزایش ناگهانی سریع
[ترجمه گوگل]از آنجا که رسانه های جدید را می توان برای همه ایجاد کرد، آزادی، تقسیم کاراکترهای ویدیویی را برای اطلاعات فراهم می کند و به سرعت در حال افزایش است

9. The digital content service that Yamaxun provides now includes symphonious happy download waits film, teleplay a moment.
[ترجمه ترگمان]سرویس محتوای دیجیتال که Yamaxun فراهم می کند، اکنون شامل symphonious دانلود شاد، یک لحظه نشان دادن یک لحظه است
[ترجمه گوگل]خدمات محتوای دیجیتال که Yamaxun اکنون ارائه می دهد شامل پخش شبیه ساز شبیه به فیلم منتظر می ماند و یک لحظه را پخش می کند

پیشنهاد کاربران

هم آهنگ. متوافق. هم آوا

ASSONANCE هم آوا


کلمات دیگر: