سطح زندگی
standard of living
سطح زندگی
انگلیسی به فارسی
استاندارد زندگی
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: the level of necessities and comforts of daily life that is available to and affordable by a nation, group, or individual.
• amount of enjoyment and pleasure that a person can get for his money
your standard of living is the level of comfort and wealth which you have.
your standard of living is the level of comfort and wealth which you have.
دیکشنری تخصصی
[نساجی] استاندارد زندگی - سطح زندگی
مترادف و متضاد
level of material comfort
Synonyms: standard of comfort, standard of life
جملات نمونه
1. The standard of living today is on the edge of subsistence.
[ترجمه ترگمان]استاندارد زندگی امروزی بر روی پایین ترین سطح گذران زندگی است
[ترجمه گوگل]امروزه استاندارد زندگی در لبه معیشت قرار دارد
[ترجمه گوگل]امروزه استاندارد زندگی در لبه معیشت قرار دارد
2. Everyone should be entitled to a decent wage/standard of living.
[ترجمه ترگمان]هر کس باید مستحق یک حقوق مناسب و استاندارد زندگی باشد
[ترجمه گوگل]هر کس باید حقوق و دستمزد مناسب / زندگی سالم داشته باشد
[ترجمه گوگل]هر کس باید حقوق و دستمزد مناسب / زندگی سالم داشته باشد
3. We'll continue to fight for a decent standard of living for our members.
[ترجمه ترگمان]ما به جنگیدن با یک استاندارد مناسب برای living ادامه میدیم
[ترجمه گوگل]ما برای مقابله با استانداردهای زندگی مناسب برای اعضایمان ادامه خواهیم داد
[ترجمه گوگل]ما برای مقابله با استانداردهای زندگی مناسب برای اعضایمان ادامه خواهیم داد
4. They have / enjoy a high standard of living.
[ترجمه ترگمان]آن ها از استاندارد بالایی از زندگی لذت می برند
[ترجمه گوگل]آنها از استانداردهای بالای زندگی لذت می برند
[ترجمه گوگل]آنها از استانداردهای بالای زندگی لذت می برند
5. The standard of living in many developing countries is low.
[ترجمه ترگمان]استاندارد زندگی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه کم است
[ترجمه گوگل]استاندارد زندگی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه کم است
[ترجمه گوگل]استاندارد زندگی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه کم است
6. We in the West enjoy a standard of living undreamed of by the majority of people in the world.
[ترجمه ترگمان]ما در غرب از یک استاندارد زندگی کردن با اکثریت مردم در جهان لذت می بریم
[ترجمه گوگل]ما در غرب، از اکثریت مردم جهان، از زندگی استاندارد زندگی لذت می بریم
[ترجمه گوگل]ما در غرب، از اکثریت مردم جهان، از زندگی استاندارد زندگی لذت می بریم
7. Their standard of living is very low.
[ترجمه ترگمان]استاندارد زندگی آن ها بسیار پایین است
[ترجمه گوگل]استانداردهای زندگی آنها بسیار کم است
[ترجمه گوگل]استانداردهای زندگی آنها بسیار کم است
8. For one thing, people now enjoy a higher standard of living.
[ترجمه ترگمان]برای یک چیز، مردم اکنون از استاندارد بالاتری از زندگی لذت می برند
[ترجمه گوگل]برای یک چیز، مردم اکنون از یک سطح بالاتری از زندگی لذت می برند
[ترجمه گوگل]برای یک چیز، مردم اکنون از یک سطح بالاتری از زندگی لذت می برند
9. A reduced standard of living will develop from increasing taxation and rising unemployment.
[ترجمه ترگمان]استاندارد کاهش زندگی ناشی از افزایش مالیات و افزایش بیکاری خواهد بود
[ترجمه گوگل]کاهش سطح زندگی از افزایش مالیات و افزایش بیکاری حاصل خواهد شد
[ترجمه گوگل]کاهش سطح زندگی از افزایش مالیات و افزایش بیکاری حاصل خواهد شد
10. Their standard of living steadily sank down.
[ترجمه ترگمان]معیار زندگی آن ها به طور یکنواخت فرو ریخت
[ترجمه گوگل]استانداردهای زندگی آنها به طور پیوسته فرو می رود
[ترجمه گوگل]استانداردهای زندگی آنها به طور پیوسته فرو می رود
11. Mr Meacher quoted statistics saying that the standard of living of the poorest people had fallen.
[ترجمه ترگمان]آقای Meacher به نقل از آمار گفت که استاندارد زندگی فقیرترین مردم کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]آقای میکار آمارهایی را نقل کرد که می گوید استاندارد زندگی فقیرنشینان کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]آقای میکار آمارهایی را نقل کرد که می گوید استاندارد زندگی فقیرنشینان کاهش یافته است
12. The people of the U. S. A. have a high standard of living.
[ترجمه ترگمان]مردم یو اس الف استاندارد بالایی از زندگی داریم
[ترجمه گوگل]مردم U S A دارای سطح بالایی از زندگی هستند
[ترجمه گوگل]مردم U S A دارای سطح بالایی از زندگی هستند
13. Both the cost and the standard of living were lower before the war.
[ترجمه ترگمان]هزینه و استاندارد زندگی قبل از جنگ کم تر بود
[ترجمه گوگل]هردو هزینه و زندگی زندگی قبل از جنگ کمتر بود
[ترجمه گوگل]هردو هزینه و زندگی زندگی قبل از جنگ کمتر بود
14. There's been a progressive decline in the standard of living over the past few years.
[ترجمه ترگمان]در چند سال گذشته یک کاهش تدریجی در استاندارد زندگی وجود داشته است
[ترجمه گوگل]در طی چند سال گذشته، سطح زندگی روزمره خود را کاهش داده است
[ترجمه گوگل]در طی چند سال گذشته، سطح زندگی روزمره خود را کاهش داده است
15. The people of the US have a high standard of living.
[ترجمه ترگمان]مردم آمریکا استاندارد بالایی از زندگی دارند
[ترجمه گوگل]مردم ایالات متحده سطح بالایی از زندگی دارند
[ترجمه گوگل]مردم ایالات متحده سطح بالایی از زندگی دارند
پیشنهاد کاربران
سطح زندگی
سطح و شاخص مقبول زندگی
کلمات دیگر: