کلمه جو
صفحه اصلی

surprising


معنی : شگفتی، عجب
معانی دیگر : شگفت انگیز، شگفت آور، تعجب آور، حیرت اور

انگلیسی به فارسی

شگفت انگیز،حیرت اور


شگفت آور، شگفتی، عجب


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: surprisingly (adv.)
(1) تعریف: causing surprise or wonder; astonishing.

- The horse came in at a surprising speed.
[ترجمه ترگمان] اسب با سرعت عجیبی وارد شد
[ترجمه گوگل] اسب با سرعت شگفت انگیز وارد شد

(2) تعریف: unexpected; unanticipated.
متضاد: natural
مشابه: sudden, unexpected

- The surprising result of the election disappointed many moderates.
[ترجمه ترگمان] نتیجه شگفت انگیز انتخابات، بسیاری از میانه روها مایوس شد
[ترجمه گوگل] نتیجه شگفت آور انتخابات ناامید شدگان بسیاری بود

• astonishing, startling, unexpected
something that is surprising is unexpected or unusual and makes you feel surprised.

دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] شگفت انگیز

مترادف و متضاد

شگفتی (صفت)
surprising, singular

عجب (صفت)
strange, astonishing, surprising

unexpected


Synonyms: accidental, amazing, astonishing, chance, electrifying, extraordinary, fortuitous, from left field, impulsive, out of the blue, remarkable, shocking, startling, stunning, sudden, unanticipated, unforeseen, unpredictable, unpredicted, without warning, wonderful


جملات نمونه

1. the surprising dodges used to escape taxes
حیله های تعجب آوری که برای فرار از مالیات به کار برده می شود

2. there exists a surprising concordance between their ideas
تشابه شگفت انگیزی بین عقاید آنها وجود دارد.

3. his stories show a surprising poverty of imagination and inventiveness
داستان هایش حاکی از این است که او به طور تعجب آوری فاقد قوه تخیل و ابتکار است.

4. his quick recovery was quite surprising
بهبودی سریع او شگفت انگیز بود.

5. that he would become king was nothing surprising
پادشاه شدن او اصلا شگفت انگیز نبود.

6. his disregard for the consequences of his actions was surprising to me
بی توجهی او به پیامد اعمالش برای من تعجب آور بود.

7. It is not surprising that children learn to read at different rates.
[ترجمه ترگمان]تعجب آور نیست که بچه ها یاد بگیرند با نرخ های متفاوت مطالعه کنند
[ترجمه گوگل]تعجب آور نیست که بچه ها با سرعت های مختلف مطالعه می کنند

8. It's surprising how many people applied for the job.
[ترجمه ترگمان]تعجب آور است که چه تعداد از مردم برای این کار درخواست داده اند
[ترجمه گوگل]تعجب آور است که چگونه بسیاری از افراد برای کار استفاده می کنند

9. She told me a surprising thing.
[ترجمه ترگمان] اون چیز عجیبی بهم گفت
[ترجمه گوگل]او به من یک چیز تعجب آور گفت

10. It's surprising what people will do for money.
[ترجمه ترگمان]تعجب آور است که مردم برای پول چه کار خواهند کرد
[ترجمه گوگل]تعجب آور است که مردم چه می خواهند برای پول انجام دهند

11. The man's survival was surprising, as the doctors thought he would die.
[ترجمه ترگمان]زنده ماندن این مرد شگفت انگیز بود، همان طور که دکترها فکر می کردند او خواهد مرد
[ترجمه گوگل]بقای انسان شگفت انگیز بود، پزشکان فکر می کردند او می میرد

12. The answer he gave was quite surprising.
[ترجمه ترگمان]پاسخی که داد کاملا شگفت آور بود
[ترجمه گوگل]جوابش خیلی تعجب آور بود

13. A surprising number of people came.
[ترجمه ترگمان]تعداد زیادی از مردم آمدند
[ترجمه گوگل]تعداد زیادی از مردم آمدند

14. A recent poll suggests some surprising changes in public opinion.
[ترجمه ترگمان]یک نظرسنجی جدید نشان دهنده تغییرات شگفت انگیز در افکار عمومی است
[ترجمه گوگل]نظرسنجی اخیر نشان می دهد که تغییرات شگرف در افکار عمومی وجود دارد

15. It's not surprising you feel weak if you haven't eaten properly for days.
[ترجمه ترگمان]تعجبی نداره که احساس ضعف می کنی اگر این روزها چیزی نخورده باشی
[ترجمه گوگل]تعجب آور نیست که اگر به مدت چند روز غذا نداشته باشید، احساس ضعف می کنید

16. For a small woman she has surprising strength.
[ترجمه ترگمان]برای یک زن کوچک، او قدرت عجیبی دارد
[ترجمه گوگل]برای یک زن کوچک او قدرت شگفت آور دارد

17. A surprising percentage of the population are illiterate.
[ترجمه ترگمان]درصد شگفت آور مردم بی سواد هستند
[ترجمه گوگل]درصد شگفت آور جمعیت بی سواد است

18. The changes were not at all surprising.
[ترجمه ترگمان]این تغییرات به هیچ وجه تعجب آور نبود
[ترجمه گوگل]تغییرات در همه جای تعجب نبود

19. The candidate made surprising inroads in the South.
[ترجمه ترگمان]کاندیدا به سمت جنوب تاخت و تاز کرد
[ترجمه گوگل]کاندیدای جنجالی شگفت انگیز در جنوب به راه انداخته است

His quick recovery was quite surprising.

بهبودی سریع او شگفت‌انگیز بود.


پیشنهاد کاربران

غافلگیرکننده

بهت آور، حیرت آور

تعجب برانگیز

عجیب و غریب

برای نشان دادن چیزی است عجیب شگفت انگیز تعجب آور و حیرت آور


کلمات دیگر: