1. Different from the sublimity and quietness in the painting The School of Athens, Caravaggio dramatic shading and exaggerative style can also embody this change.
[ترجمه ترگمان]متفاوت از عظمت و آرامش در نقاشی کردن مکتب آتن، Caravaggio دراماتیک و سبک exaggerative نیز می تواند این تغییر را تجسم کند
[ترجمه گوگل]در این نقاشی، از نقاط قوت و آرامش در دانشکده آتن، سبک زندگی شاداب و شگفت انگیز Caravaggio نیز می تواند این تغییر را به تصویر بکشد
2. Longinus, a rhetorician of ancient Greece, describes sublimity as a style of writing.
[ترجمه ترگمان]Longinus، a از یونان باستان، به عظمت به سبک نویسندگی توصیف می کند
[ترجمه گوگل]Longinus، سخنگوی یونان باستان، بزرگترین نوع را به عنوان یک سبک نوشتن توصیف می کند
3. There is only one step from sublimity to absurd, but no way from absurd to sublimity.
[ترجمه ترگمان]فقط یک قدم از عظمت به پوچی در می آید، اما هیچ راهی برای بزرگ کردن این کار وجود ندارد
[ترجمه گوگل]تنها یک قدم از ارتفاعات به پوچ وجود دارد، اما هیچ راهی از پوچ تا بلندگی وجود ندارد
4. Its true spirit lies in sublimity and divinity.
[ترجمه ترگمان]روح حقیقی آن در عظمت و الوهیت قرار دارد
[ترجمه گوگل]روح واقعی آن در ارتفاعات و الوهیت قرار دارد
5. Taste is the latent dignity, revealing the distinguished sublimity among the common public.
[ترجمه ترگمان]مزه، وقار نهانی است و عظمت برجسته را در میان عامه مردم آشکار می سازد
[ترجمه گوگل]طعم مستحکم پنهان است، که نشان دهنده جاه طلبی متمایز در میان عموم مردم است
6. They take sublimity, greatness, learning, realness and creation as their core connotations.
[ترجمه ترگمان]آن ها عظمت، بزرگی، یادگیری، realness و آفرینش را به عنوان connotations اصلی خود در نظر می گیرند
[ترجمه گوگل]آنها به عنوان زیرمجموعه های اصلی خود، میانه، عظمت، یادگیری، واقعیت و خلق را می گیرند
7. White paint doors reflect saintly and noble sublimity, reveal mild, calm and fancy verve.
[ترجمه ترگمان]در رنگ سفید رنگ، عظمت و عظمت عالی را نشان می دهد، ملایم، آرام و مسحور کننده را آشکار می سازد
[ترجمه گوگل]درب های رنگ سفید منعکس شده و با شکوه و شگفت انگیز، نشان می دهد ملایم، آرام و فانتزی
8. Since hua jing ( sublimity ) is essentially an interpretative hypothesis, Qian s definition does not exhaust its connotations.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که hua jing (عظمت)اساسا یک فرضیه تفسیری است، تعریف کان معنای ضمنی خود را از بین نمی برد
[ترجمه گوگل]از آنجایی که هوآ جینگ (غرور) اساسا یک فرضیه تفسیری است، تعریف کیان به معنای نادیده گرفتن آن نیست
9. Sometimes, goodliness, sublimity and luck are line of soul, even you own them but you don't polish them you still not deserve them.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها، sublimity و بخت و اقبال بلند روح هستند، حتی تو آن ها را own، اما آن ها را مجبور نمی کنی که آن ها را مجبور کنی که آن ها را polish
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات خیرخواهی، عالی بودن و شانس خط روح هستند، حتی شما آنها را میشناسید، اما شما آنها را له نمیکنید، هنوز هم آنها را سزاوار نیستید
10. Huckleberry was filled with admiration of Tom's facility in writing, and the sublimity of his language.
[ترجمه ترگمان]هاکلبری با ستایش تام در نویسندگی و عظمت زبانی که داشت پر از تحسین بود
[ترجمه گوگل]هکلبری با تحسین تسهیلات تام در نوشتن و غرور زبانش پر شده بود
11. Comparison of Virile Beauty between " Twenty - four Literal Criticisms " and " On Sublimity "
[ترجمه ترگمان]مقایسه زیبایی virile بین \"بیست و چهار Literal\" و \"On sublimity\"
[ترجمه گوگل]مقایسه زیبایی ویلیر بین �بحرانهای بیست و چهارم� و �بر مبنای ظهور�
12. It'suggests no crystal waters, no picturesque shores, no sublimity.
[ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که هیچ آب های بلورین وجود ندارد، نه ساحلی زیبا، نه بزرگ
[ترجمه گوگل]هیچ آب کریستال، هیچ سواحل زیبا، هیچ غمی ندارد
13. Because your palate his not yet been attuned to the sublimity of the substances it flavors.
[ترجمه ترگمان]چون حس چشایی شما هنوز با عظمت موادی که طعم های نامیده می شوند آشنا نشده است
[ترجمه گوگل]از آنجا که عطر خوابیده است، او هنوز نسبت به ظرافت موادی که طعم آن دارد، سازگار نیست
14. We deeply cherish the memory of the Han Dynasty but eve more of the well-established spirit and sublimity.
[ترجمه ترگمان]ما عمیقا خاطره خاندان هان را گرامی می داریم اما قبل از اینکه روح و عظمت برقرار شده بیشتری داشته باشیم
[ترجمه گوگل]ما عمیقا حافظه سلسله هان را گرامی می داریم، اما بیشتر از روح و جاه طلبی به وجود آمده است